مگه من چه گناهی کردم که

 

بعضی وقتا از خودم می پرسم: مگه من چه گناهی کردم که 

خداوندچینین مشکلی سر راه من قرار داد ؟ 

 

برای پاسخ به این سوال یک مثال جالب می زنم : 

 

یک روز دختری که از درس جبر نمره نیاورده بود، قلبش شکسته شده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بوده به مادرش گفت : همش اتفاق های بد می افته ! 

 بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد ؟ 

 

و دخترک جواب داد : البته من عاشق دست پخت شما هستم ! 

 

مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به او داد 

دخترک گفت :اه...! حالم را به هم می زنه ! 

 

مادر تخم مرغ خام پیشنهاد کرد ،و دختر گفت : از بوش متنفرم ! 

 

این بار مادر رو به او کرد و پرسید: با کمی آرد چطوری ؟ 

و دختر پاسخ داد که از آن همه بدش می آید . 

مادر با چهر ای مهربان و متین رو به دخترش کرد و گفت : بله شاید مهمه اینها به تنهای به نظرت بد بیایند ولی وقتی آنها را به اندزه و شیوه مناسب با هم مخلوط کنی یک کیک خیلی خوشمزه خواهی داشت . 

 

خداوند نیز این چنین عمل می کند . 

 

ما خیلی وقتها از پیشامدهای ناگوار از پروردگارمان شکایت می کنیم در حالی که فقط اومی داندکه این موقعیت ها برای آمادگی در مراحل بعدی زندگی لازم است و منتهی به خیر می شوند . 

 

باید به خداوند توکل کرد و اطمینان داشت که همه این موقعیت های به ظاهر نا خوشایند معجزه می آفرینند. 

 

مطمئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد چون در هر بهار برایت گل می فرستد وهر روز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند . 

 

پروردگار هستی با اینکه می تواند در هر جای از دنیا باشد قلب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگویی گوش می کند .

 

گزينة اول‌: شادي‌!

     

    آيا اگر خيلي قاطعانه به شما بگويم كه شاد بودن و يا نبودن شما تنها در دستان خودتان است‌، تعجب مي‌كنيد؟ اما بدانيد كه واقعاً اين طور است‌. شادي و خوشحالي چيزي است كه هر كس بايد آن را درون خود بجويد و هيچ كس غير از خود انسان نمي‌تواند در اين مورد برايش كاري انجام دهد. شايد اطرافيان‌، حرفها و شوخي‌هاي افراد خانواده براي مدت زمان كوتاهي بتواند در شما شادي ايجاد كند اما اين نوع شادي دوام زيادي ندارد و به محض آن كه‌، فرد مورد نظر در جمع نباشد ديگر بهانه‌اي براي شاد بودن هم وجود ندارد. شادي در قلب ماست و اگر گاهي اوقات در بيرون هم به دنبالش مي‌گرديم صرفاً بهانه‌اي مي‌خواهيم تا آن شادي دروني را شكوفا كنيم‌. وقتي كه يك ماجراي عشقي و دلدادگي براي ما به وجود مي‌آيد تنها براي اين است كه احساسات عشقي درون ما شكوفا شود و معشوق يك بهانة خوب است‌. اگر بتوانيم سرچشمه شادي را پيدا كنيم و با نگاه كردن به قلب و روحمان بتوانيم منابع عظيم و بي‌كران شادي را كشف كنيم‌، مي‌توانيم با شناختن بهتر آن وضعيت ايده‌آلي را در زندگي فراهم كنيم و در هر موقعيت و با هر سختي آن را حفظ كنيم‌. 

 

    در هر صورت اين يك واقعيت انكارناپذير است كه زندگي انسانها با يكديگر تفاوت بسياري زيادي دارد و در مورد همه سختي‌ها و كاستي هايي وجود دارد اما با همة اين اوضاع استاندارد خاصي براي شاد بودن تعيين نشده كه بتوانيم بگوييم اگر به آن نقطه رسيديد يعني كه ديگر براي هميشه شاد و خوشحال خواهيد بود. شادي به طور مطلق حاصل انگيزه دروني است و در زندگي همة ما عناصر شاد كننده و يا غم آفرين به وفور يافت مي‌شود و اين تنها خودمان هستيم كه مي‌توانيم شكارچي غم و يا شادي باشيم‌. پس با اين حقيقت انكارناپذير كنار آمديم كه در زندگي همه موقعيت‌هاي تلخ و ناراحت كننده پيدا مي‌شود اما اين به عهده خود شخص است كه چقدر و چه مدت به آن موقعيت بچسبد.

  

 گاهي وقتها يك اتفاق ناراحت كننده زندگي فردي را تا آخر عمرش تحت تأثير قرار مي‌دهد اما براي شخص ديگري اين اتفاق ناگوار صرفاً حادثه تلخي است كه در مقطعي از زندگي‌اش بروز كرده و حالا بايد آن را فراموش كند. صددرصد به شما بستگي دارد كه كدام يك را انتخاب مي‌كنيد اگر ذاتاً غصه خوردن را دوست داشته باشيد حتي در خوش‌ترين لحظات هم نگراني يك اتفاق ناراحت كننده همراه شماست و بالاخره بعد از هر خنده‌، گريه‌اي است‌. انسانهاي غصه خور وضعيت‌هاي شادي آور را موقتي مي‌دانند و هميشه منتظرند كه يك اتفاق بد حالشان را خراب كند، آنها نمي‌توانند از زندگي شاد لذت ببرند. 

 

    اما يك انسان شاد، موقعيت‌هاي ناراحت كننده را به اميد فردايي روشن و شاد به خوبي تحمل مي‌كند و كل زندگي را يك داستان شاد و خوشحال كننده مي‌داند. اين دو ديدگاه مختلف نسبت به زندگي‌، موقعيت و جايگاه انسان را در زندگي مشخص مي‌كند. تلاش كنيد كه در اين اقيانوس پر از موج‌، قايقران قايق شادي‌ها باشيد و در حوادث زندگي غوطه بزنيد و به دنبال جواهر با ارزش شادي باشيد. همة ما قابل تغيير هستيم‌، پس معطل نكنيد و بهترين گزينه را انتخاب كنيد.

 

 عاشقاني که از عشق تهي اند

 

    يكي از اساسي ترين توهمات آدمي،

    اين است كه گمان مي كند عشق را مي شناسد؛

    به همين سبب از تجربه ي عشق عاجز است.

    هر كسي مي پندارد كه مي داند عشق چيست؛

    بنابراين، نيازي به تجربه ي آن احساس نمي كند.

    به همين دليل عشق با دنياي ما قهر كرده است.

    ما با عاشقاني روبروييم كه از عشق تهي اند.

    والدين تظاهر مي كنند كه

    فرزندانشان را دوست دارند،

    شوهران تظاهر مي كنند،

    همسران تظاهر مي كنند ـ

    تظاهر و تظاهر.

    البته هيچ كس به عمد اين كار را نمي كند.

    بسياري از آنها نمي دانند كه چنين مي كنند.

    اي كاش از همان ابتدا آدم ها مي آموختند كه

    عشق برترين هنر زندگي ست،

    به جادو مي ماند و معجزه مي كند!

    اي كاش مي آموختند كه عشق را بايد كشف كرد،

    بايد براي كشف آن زحمت كشيد،

    بايد به ژرفاي آن رفت و شيوه هاي آن را آموخت!

    عشق، هنر است.

    عشق ورزيدن، مهارت نيست،

    بلكه امكاني بالقوه در همگان است؛

    به همين سبب اميد آن هست كه

    روزي همگان به بلنداي بلند عشق صعود كنند.

    در واقع تنها در چنان روزي ست كه

    انسانيت حقيقي زاده مي شود.

    ما هنوز پيش از آن واقعه ي عظيم زندگي مي كنيم.

    آن واقعه ي بزرگ و باشكوه هنوز روي نداده است.

    

آنچه مي بينم افکار من است

  

اگر امروز به دليل آنچه در جهان بيرون مي بينم آشفته شوم به ياد خواهم آورد ادراک و تجربه هاي من نتيجه بازتاب افکارم از جهان بيرون است. همه آنچه را مي بينم تجارب گذشته ام رنگ زده است و بيرون از وجود من به به نظر مي رسد.آنچه در جهان بيرون در مي يابم در واقع افکار من است که به شکل تصاوير در آمده و به بيرون بازتابيده است.گويي به آينه مي نگرم اما هنگامي که اين واقعيت را در مي يابم مي توانم به درون خويش بنگرم و افکار خالي از بخشش يا تهاجم آميزم را نسبت به خويشتن يا ديگران بيابم.هنگامي که مي خواهم افکار درونيم را تغيير دهم ادراکم نسبت به جهان نيز دگرگون مي شود.

 

 راهي براي تسکين ناراحتي 

  

به ياد مي آورم که مردم و وقايع نيرويي عامل ناراحتي من نيستند و بدين ترتيب از کليه ناراحتي ها و فشارها رها مي شوم .تنها نگرش ها و افکار و قضاوتهايم درباره افراد و وقايع است که مي تواند مرا ناراحت و عصبي کند.

  

آن لحظه كه تو نيستي‌

  

كافي ست كمي بيشتر بياسايي‌

    و همه چيز را به دست حيات بسپاري‌... 

    اعتماد صرف و بي‌اعتنايي كامل‌. 

    غيبت تو حضور خداوند گونه‌گي‌ست‌. 

    آن لحظه كه تو نيستي‌، 

    همان دم معجزه رخ نموده است‌عشق مثل نفس کشيدن

 

در عشق، ابهامي وجود ندارد 

 

    ابهام، در ماست.

    نه تشريفاتي در عشق هست و نه فرضياتي فلسفي.

    عشق، رهيافتي ساده و مستقيم به زندگي ست.

    كلمه ي ساده و بي پيرايه ي عشق.

    معجزه اي را در خود نهفته دارد.

    مهم نيست كه به چه كسي عشق مي ورزي،

    متعلق عشق موضوعيت ندارد.

    آنچه مهم است اين است كه 

    بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپري كني،

    همان طور كه در بيست و چهار ساعت روزهايت،

    بي استثنا نفس مي كشي.

    نفس كشيدن هدفي را دنبال نمي كند،

    عشق نيز خواهان چيزي جز خود نيست.

    اگر با دوستي هستي، نفس مي كشي.

    اگر در كنار درختي نشسته اي، نفس مي كشي.

    اگر در اب شنا مي كني، نفس مي كشي.

    يعني هر كاري كه مي كني،

    با نفس كشيدن همراه است.

    عشق نيز بايد همين ويژگي را داشته باشد،

    يعني بايد هسته ي مركزي همه ي كارهاي تو باشد.

    عشق بايد طبيعي باشد، مثل نفس كشيدن.

    در واقع، عشق همان نسبتي را با روح دارد كه 

    نفس كشيدن با جسم.

 

داستان ساعت گم شده

 

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.  ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.  بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.  کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.  کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.  بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.  کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.  پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند. هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.

 

 آسان‌ترين راه

 آسان‌ترين راه آشنايي، يک سلام است، ولي گرم و صميمي.

آسان‌ترين راه قدرداني، يک تشکر ساده است، ولي خالص و صميمانه.

آسان‌ترين راه عذر خواهي، عدم تکرار اشتباه قبلي است.

آسان‌ترين راه ابراز عشق، به زبان آوردن آن است.

آسان‌ترين راه رسيدن به هدف، خط مستقيم است.

آسان‌ترين راه پول در آوردن، آن است که همواره در کارت رعايت انصاف را بکني.

آسان‌ترين راه احترام، اجتناب از گزافه‌گويي و گنده‌گويي است.

آسان‌ترين راه جلب محبت، آن است که تو نيز متقابلا عشق بورزي و محبت کني.

آسان‌ترين راه مبارزه با مشکلات، روبرو شدن با آنهاست نه فرار.

آسان‌ترين راه رسيدن به آرامش، آن است که سالم و بي‌غل و غش زندگي کني.

آسان‌ترين دوستي، هميشه بهترين دوستي نيست. اين را به خاطر بسپار.

آسان‌ترين بحث، بحث در باره چيزهاي خوب و اميدوار کننده است.

آسان‌ترين برد، آن است که خود را از پيش بازنده نداني.

آسان‌ترين راه خوب زيستن، ساده زيستن است.

آسان‌ترين راه دوري از گناه، آن است که هميشه بداني چيزي به نام وجدان داري.

آسان‌ترين و در عين حال با ارزش‌ترين عشق، بي‌ريا‌ترين آن است.

آسان‌ترين راه بودن، آن است که حس بودن هميشه در وجودت شعله‌ور باشد.

آسان‌ترين راه راحت بودن، آن است که خودت را همان طور که هستي بپذيري و در همه حال خودت باشي.

آسان‌ترين راه خوشبخت زيستن، آن است که همان طور که براي خودت ارزش قايلي، براي ديگران نيز ارزش قايل شوي بدون توجه به موقعيت طرف مقابل.

 

كلمه ها بر احساسها و انديشه ها تاثير مي گذارند

 

كلمه ها بر احساسها و انديشه ها تاثير مي گذارند
احساسها بر افكار و كلمه ها مؤثرند
انديشه ها بر كلمه ها و احساسها تاثير مي گذارند

 

بگوييم : از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرمنگوييم : ببخشيد كه مزاحمتان شدم

بگوييم : در فرصت مناسب كنار شما خواهم بودنگوييم : گرفتارم

بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟نگوييم : دروغ نگو

بگوييم : خدا سلامتي بدهنگوييم : خدا بد نده

بگوييم : هديه براي شمانگوييم : قابل ندارد

بگوييم : با تجربه شدهنگوييم : شكست خورده

بگوييم: قشنگ نيستنگوييم : زشت است

بگوييم: خوب هستمنگوييم: بد نيست

بگوييم : مناسب من نيستنگوييم : به درد من نمي خورد

بگوييم : با اين كار چه لذتي مي بري؟نگوييم : چرا اذيت مي كني؟

بگوييم : شاد و پر انرژي باشيدنگوييم : خسته نباشيد

بگوييم: مننگوييم: اينجانب

بگوييم: دوست ندارمنگوييم: متنفرم

بگوييم: آسان نيستنگوييم: دشوار است

بگوييم : بفرماييدنگوييم : در خدمت هستم

بگوييم : خيلي راحت نبودنگوييم : جانم به لبم رسيد

بگوييم : مسئله را خودم حل مي كنمنگوييم : مسئله ربطي به تو ندارد

تلاش كنيد

تلاش كنيد همان گونه باشید كه مي گوييد.

تلاش كنيد همان گونه رفتار كنيد كه از ديگران انتظار داريد.

تلاش كنيد همان گونه رفتار كنيد كه گرفتار عذاب وجدان نشويد.

تلاش كنيد تا راست گويي و صداقت عادت شما شود.

تلاش كنيد هميشه دنبال يادگيري باشيد.

تلاش كنيد با پيدا كردن دوستان جديد دوستان قديمي را هم حفظ كنيد.

تلاش كنيد براي خوب كار كردن خوب هم استراحت كنيد.

تلاش كنيد هميشه براي اطرافيانتان جذاب باشيد.

تلاش كنيد اگر از كسي رنجيده ايد، با خود او صحبت كنيد، نه پشت سر او.

تلاش كنيد وقتي به موفقيتي مي رسيد، آنهايي كه در اين راه به شما كمك كرده اند را فراموش نكنيد.

تلاش كنيد تا عهدي شكسته نشود و اگر هم مي شكند ،شما نباشيد.

تلاش كنيد تا باور كنيد ديگران وظيفه اي در قبال شما ندارند و عامل سعادت يا شقاوت هر كس خود اوست.

تلاش كنيد قدردان لطف ديگران باشيد و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشيمان نكنيد.

تلاش كنيد به هر چيز آنقدر بها بدهيد كه استحقاقش را دارد.

تلاش كنيد دنيا را با زيبايي هايش ببينيد

 

نکات قابل تامل دز زندگی

 

۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.

۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.

۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه می‏کنند.

۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.

۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.

۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.

۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.

۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان پدر و مادر بود.

۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هیچ قدرتی ندارند.

۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند

۱۱ – فرشته ها به زمین نمی‏آیند تا ببینند ما چه می‏کنیم بلکه می‏آیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.

۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمی‏خورد.

۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمی‏کنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.

۱۴ – هیچ کس نمی‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)

۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.

۱۶ – من هیچ چیز نمی‏دانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمی‏شنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم.

۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب می‏کنیم.

۱۸ – آنچه در قلب خود می‏پرورانیم، همان است که در زندگی ان دنیا در دستان خود داریم.

۱۹ – تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمی‏بینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمی‏آید.

۲۰ – جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد.

۲۱ – تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند.

۲۲ – فرض کردن‏ها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه می‏گیرند.

۲۳ – هیچ کس به طور کامل بی‏طرف نیست.

۲۴ – خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در ان متولد شده‏ایم؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد می‏کند.

۲۵ – شما همیشه راه درست را نمی‏پیمایید.

۲۶ – فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست.

۲۷ – توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.

۲۸ – اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما می‏آیند.

۲۹ – اگر می‏خواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.

۳۰ – اگر می‏خواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم هستید.

۳۱ – فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان می‏شود.

۳۲ – کسی که از همه بیشتر می‏داند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف می‏زند.

۳۳ – هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است.

۳۴ – هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.

۳۵ – شما تنها با ابزاری که دارید می‏توانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید.

۳۶ – اگر خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کرده‏ایم.

۳۷ – این انسانها هستند که به زندگی معنا می‏دهند و نه اشیاء.

۳۸ – همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد.

۳۹ – در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست.

۴۰ – اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.

۴۱ – وقتی صحبت می‏کنیم، صدای هیچ کس را نمی‏شنویم.

۴۲ – والدین نباید کوچکترها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند.

۴۳ – اینکه پدران ما چه کاره بوده‏اند مهم نیست، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد.

۴۴ – اگر فکر می‏کنید که باید همین الآن بگویید، پس بگویید و اگر می دانید که باید کاری را الآن انجام دهید، پس انجام دهید.

۴۵ – هر تغییری نیاز به حرکت دارد.

۴۶ – کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست.

۴۷ – اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما می‏توانید هر کسی را دوست داشته باشید.

۴۸ – اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت.

۴۹ – هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست.

۵۰ – بهترین هدیه‏ای که می‏توان به دیگران داد، وقت و صبر خودمان است.

۵۱ - زیبایی محض با چشم قابل مشاهده نیست، بلکه با فکر و دل دیده می‏شود.

۵۲ – هر کسی بذر کمال را در وجودش دارا می‏باشد، اما کمتر کسی می‏تواند آنرا پرورش دهد

۵۳ – تنها راه پایان دادن به مشاجره‏ها، پیدا کردن یک راه حل است

۵۴ – هر عملی که انجام می‏دهیم و هر حرفی که میگوییم به ما باز می‏گردد اما نه به گونه‏ای که انتظارش را داشتیم

۵۵ – اگر یک پله از نردبان شکست، با کمی زحمت پا را باید بالاتر گذاشت

۵۶ – هرگز کلمات ناگفته را در اتاق دربسته محبوس نکنید

۵۷ – هرکس بیش از آنچه خود را می‏شناسد است

۵۸ – از هر چه بترسیم اسیرش می‏شویم

۵۹ – نیازمندترین انسانها حریص‏ترین آنهاست

۶۰ – آنچنان خیال کنید که گویا تا ابد زنده‏اید و انچنان عمل کنید که گویا امروز می‏میرید.۶۱ – بخندید همچنانکه نفس می‏کشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی می‏کنید.۶۲ – هیچ کس نمی‏تواند بازگردد و شروعی جدید را رقم بزند اما هر کسی می‏تواند شروع کند و پایانی خوش را بسازد.۶۳ – مهمترین چیزها در زندگی چیزی نیستند که قابل لمس باشند.۶۴ – زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر می‏شوند؛ پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی بدان که طبیعت می‏خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.۶۵ – برف سنگینی بارید؛ درختی شکست، درختی زیباتر شد.۶۶ – زندگی مانند بازی حکم است، مهم نیست که دست خوبی نداشته باشیم، مهم این است که یار خوبی داشته باشیم.۶۷ – از کوتهی ماست که دیوار بلند است.۶۸ – از شیشۀ جلو به زندگی نگاه کنید نه از آینۀ رو به عقب.۶۹ – به خاطر ترساندن موش خانه‏ات را آتش نزن.۷۰ – هنر زندگی کردن، هنر نقاشی کردن بدون پاک کردن است.۷۱ – بهترین لذت زندگی انجام دادن عملی است که دیگران می‏گویند نمی‏توانیم.۷۲ – هر روز از زندگی معجزه است. من روزم را هدر نمی‏دهم. من قدر معجزات را می‏دانم.۷۳ – آرام بنشین. تقلا نکن. بهار می‏آید و سبزه‏ها رشد می‏کنند.۷۴ – اینکه چه می‏اندیشیم، چه می‏دانیم و به چه اعتقاد داریم مهم نیست. مهم این است که چه می‏کنیم.۷۵ – از زندگی هر انچه لیاقتش را داریم به ما می‏رسد نه آنچه آرزویش را داریم.۷۶ – از آنجا که زندگی آینۀ وجود ماست، فقط با تغییر ما تغییر می‏کند.۷۷ – ساعتی که خراب است، در هر روز دوبار زمان را درست نشان می‏دهد.۷۸ – هرگاه در زندگی خانه‏ای از یخ ساختی، بر آب شدنش گریه نکن.۷۹ – برای انسانهای بزرگ چون بر این باورند که : یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.۸۰ – آرزوهایت را یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا و کائنات بخواه. خدا و کائنات یادشان نمی‏رود اما تو یادت خواهد رفت آنچه را که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده است.۸۱ – برگ در انتهای زوال می‏افتد و میوه در انتهای کمال. بنگر که چون برگی زردی یا سیبی سرخ؟۸۲ – اگرنتوانستی کسی را ببخشی از بزرگی گناه او نیست، از کوچکی دل توست.۸۳ – به کسی که در جستجوی حقیقت است ایمان آور و به کسی که حق را یافته است شک کن.۸۴ – ما آمده‏ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم.۸۵ – هر کس چرای زندگی را یافت با هر چگونه‏ای خواهد ساخت.۸۶ – سخن نیک را از گویندۀ آن بگیرید هر چند خود بدان عمل نکند.۸۷ – ناتوانترین مردم کسی است که نتواند دوستی پیدا کند و ناتوانتر از او کسی است که دوستان خود را از دست بدهد.۸۸ – چون عقل کامل گردد، سخن گفتن کمتر شود.۸۹ – صبحگاهان به جستجوی روزی درآیید که برکت و موفقیت در صبح زود نهفته است.۹۰ – به بار نشستن هر کار نیازمند ۱۰۰۰ روز صبر است.۹۱ – راز موفقیت در این است که با طبیعت و کائنات هماهنگ باشیم و در مسیر موجهای زندگی لذت ببریم.۹۲ – موفقیت یک مسیر است و نه هدف.۹۳ – موفقیت بیشترین و بهترین استفاده از آن چیزی است که هم اکنون داریم.۹۴ – شکست موفقیت است، اگر از آن درس بگیریم.۹۵ – موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم بلکه این است که یک اشتباه را دوبار مرتکب نشویم.۹۶ – موفقیت دستیابی به آن چیزی است که می‏خواهیم و شادمانی خواستن آن چیزی است که بدست می‏آوریم.۹۷ – موفقیت توانایی پرش از شکستی بر شکستی دیگر است بدون اینکه خسته شویم.۹۸ – من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.۹۹ – بازی زندگی بازی بومرنگهاست. مراقب بومرنگ خود باشیم که به کدام طرف پرتاب می‏شود.۱۰۰ – تفکر مثبت اساس هر موفقیت است.

 

مهمترین عضو بدنت چیست؟

 

 مادرم همیشه از من می‌پرسید: مهمترین عضو بدنت چیست؟

 

طی سال‌های متمادی، با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب می‌کردم، پاسخی را حدس می‌زدم و با خودم فکر می‌کردم که باید پاسخ صحیح باشد

 

وقتی کوچکتر بودم، با خودم فکر کردم که صدا و اصوات برای ما انسان‌ها بسیار اهمیت دارند، بنابراین در پاسخ سوال مادرم می‌گفتم: مادر، گوش‌هایم

 

او گفت: نه، خیلی از مردم ناشنوا هستند. اما تو در این مورد باز هم فکر کن، چون من باز هم از تو سوال خواهم کرد

 

چندین سال سپری شد تا او بار دیگر سوالش را تکرار کند. من که بارها در این مورد فکر کرده بودم، به نظر خودم، پاسخ صحیح را در ذهن داشتم. برای همین، در پاسخش گفتم: مادر، قدرت بینایی برای هر انسانی بسیار اهمیت دارد. پس فکر می‌کنم چشم‌ها مهمترین عضو بدن هستند

 

او نگاهی به من انداخت و گفت: تو خیلی چیزها یاد گرفته‌ای، اما پاسخ صحیح این نیست، چرا که خیلی از آدم‌ها نابینا هستند.

 

من که مات و مبهوت مانده بودم، برای یافتن پاسخ صحیح به تکاپو افتادم

 

چند سال دیگر هم سپری شد. مادرم بارها و بارها این سوال را تکرار کرد و هر بار پس از شنیدن جوابم می‌گفت: نه، این نیست. اما تو با گذشت هر سال عاقلتر می‌شوی، پسرم.

 

سال قبل پدر بزرگم از دنیا رفت. همه غمگین و دل‌شکسته شدند

 

همه در غم از دست رفتنش گریستند، حتی پدرم گریه می‌کرد. من آن روز به خصوص را به یاد می‌آورم که برای دومین بار در زندگی‌ام، گریه پدرم را دیدم

 

وقتی نوبت آخرین وداع با پدر بزرگ رسید، مادرم نگاهی به من انداخت و پرسید: عزیزم، آیا تا به حال دریافته‌ای که مهمترین عضو بدن چیست؟

 

از طرح سوالی، آن هم در چنان لحظاتی، بهت زده شدم. همیشه با خودم فکر می‌کردم که این، یک بازی بین ما است. او سردرگمی را در چهره‌ام تشخیص داد و گفت: این سوال خیلی مهم است. پاسخ آن به تو نشان می‌دهد که آیا یک زندگی واقعی داشته‌ای یا نه

 

برای هر عضوی که قبلاً در پاسخ من گفتی، جواب دادم که غلط است و برایشان یک نمونه هم به عنوان دلیل آوردم

 

اما امروز، روزی است که لازم است این درس زندگی را بیاموزی

 

او نگاهی به من انداخت که تنها از عهده یک مادر بر می‌آید. من نیز به چشمان پر از اشکش چشم دوخته بودم. او گفت: عزیزم، مهمترین عضو بدنت، شانه‌هایت هستند

 

پرسیدم: به خاطر اینکه سرم را نگه می‌دارند؟

 

جواب داد: نه، از این جهت که تو می‌توانی سر یک دوست یا یک عزیز را، در حالی که او گریه می‌کند، روی آن نگه داری

 

عزیزم، گاهی اوقات در زندگی همه ما انسان‌ها، لحظاتی فرا می‌رسد که به شانه‌ای برای گریستن نیاز پیدا می‌کنیم. من دعا می‌کنم که تو به حد کافی عشق و دوستانی داشته باشی، که در وقت لازم، سرت را روی شانه‌هایشان بگذاری و گریه کنی

 

از آن به بعد، دانستم که مهمترین عضو بدن انسان، یک عضو خودخواه نیست. بلکه عضو دلسوزی برای خالی شدن دردهای دیگران بر روی خودش است

 

مردم گفته هایت را فراموش خواهند کرد، مردم اعمالت را فراموش خواهند کرد، اما آنها هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته‌اند، از یاد نخواهند برد ، خوب یا بد

 

لبخند را فراموش نکنید!

 

اعمال ما، همیشه رساتر از کلماتند. مثلاً تبسم شما به طرف مقابلتان می‌گوید: "من دوستت دارم، تو مرا خوشحال می‌کنی، از ملاقاتت خوشحالم". تبسم خرجی ندارد، ولی چیزهای بسیاری می‌آفریند. لبخند بدون این‌که دهنده‌اش را فقیر کند، گیرنده اش را ثروتمند می‌کند.

 

تبسم، یک لحظه بیشتر پایدار نیست، ولی گاهی خاطره‌اش تا ابد باقی می‌ماند. هیچ‌کس آن‌قدر غنی نیست که نیازی به تبسم نداشته باشد و هیچ‌کس آن‌قدر فقیر نیست که از عهده بخشش یک تبسم برنیاید.

 

لبخند، خستگی را برطرف و افراد مأیوس را امیدوار می‌کند. لبخند، اشعه آفتاب است برای افسردگان و بهترین پادزهر طبیعی است برای غم و ناراحتی. با همه اینها، تبسم را نه می‌توان خرید و نه می‌توان گدائی کرد و نه می‌توان دزدید، زیرا تبسم یک کالای زمینی نیست، مگر زمانی‌که عطا شود. پس لبخند را فراموش نکنید. لبخند بی‌هزینه شما، گرانبهاترین هدیه است.

 

 در تمام دنیا انسان‌ها وقتی خوشحالند، لبخند می‌زنند بر طبق تحقیقات انسان‌شناسان، لبخند یکی از احساسات جهانی و شاخص احساسات انسانی است. توانائی لبخند زدن یکی از تفاوت‌های اصلی فیزیولوژیک بین انسان و حیوان است. توانائی لبخند زدن از کارکردهای سطوح عالی مغز است که فقط در نوع انسان و حیوان است. توانائی لبخند زدن از کارکردهای سطوح عالی مغز است که فقط در نوع انسان مشاهده شده است. در حالی‌که انقباض عضلات صورت برای نشان دادن خشم و تنفر در اغلب پستانداران عالی وجود دارد.

 

دکتر "پل اکمن" محقق ارتباطات غیرکلامی می‌گوید: "لبخند یکی از ساده‌ترین و در عین حال یکی از گیج‌کننده‌ترین حالات انسان است." برای یک لبخند، تنها یک ماهیچه صورت مورد نیاز است، در حالی‌که برای نشان دادن اندوه و یا تنفر، دست کم باید دو ماهیچه صورت‌تان را به‌کار بگیرید، یعنی برای لبخند زدن به انرژی به مراتب کمتری نیاز دارید. پس کسانی‌که پیوسته اخم به چهره دارند، انرژی فراوانی را مصرف می‌کنند تا خصوصیتی را در چهره خود پدید آورند.

تحقیقات علمی جدید همگی مؤید آن ضرب‌المثل قدیمی‌اند که می‌گوید: "خنده بر هر درد بی‌درمان دواست." بر طبق تحقیقات پزشکان انگلیسی در اگوست۱۹۵۸ خندیدن بر تمام اندام‌های بدن تأثیر می‌گذارد، به‌عنوان مسکن طبیعی عمل می‌کند، فشار روانی را کاهش می‌دهد، کالری‌ها را به سرعت می‌سوزاند و سوءهاضمه را بهبود می‌بخشد. در حال حاضر نیز دانشمندان معتقدند که می‌توانیم با خنده چاقی را از بین ببریم، زیرا خنده به سرعت سوخت و ساز را افزایش می‌دهد. جریان خون و فرآیندهای هاضمه با خندیدن سرعت می‌یابند و کل سیستم بدن از حالت رکود و کسالت خارج می‌شود.

 

دکتر "جون گومز" روان‌پزشک می‌گوید: "خنده در نهایت بهترین شیوه کنار آمدن با هیجانات عصبی و موقعیت‌های پراسترس است. خنده، استرس را همچون یخی در برابر آتش ذوب می‌کند. لبخند و خنده، رشد سرطان را متوقف می‌کند. همچنین کسانی‌که بیشتر می‌خندند، کمتر در معرض ابتلا به سرطان قرار دارند و کسانی‌که در زندگی، خود را از شادی دور نگه می‌دارند، به مراتب بیشتر از مردم شاد به سرطان دچار می‌شوند.

 

گاهی پیش می‌آید که تمایلی به لبخند زدن نداریم و حالمان چندان خوش نیست؛ در چنین صورتی می‌توانیم نکات زیر را به‌کار ببندیم و همه باید به مؤثر بودن آنها امیدوار باشیم تا هیچ‌گاه چهره‌مان از لبخندی زیبا خالی نباشد. این سخن مارک تواین را فراموش نکنید "که هیچ چیز غم‌انگیزتر از دیدن چهره‌های جوان ولی عبوس نیست."

 

به‌خود بقبولانید که لبخند بزنید و یا پیش خود آوازی را زمزمه کنید. طوری رفتار کنید که گوئی شاد و خوشحالید. این امر موجب می‌شود که شادی، شما را فراموش نکند. اغلب ما درست به همان اندازه احساس شادی می‌کنیم که تصمیم گرفته‌ایم شاد باشیم. همیشه قدردان باشید و به نعماتی که دارید بیندیشید. همیشه احساس قدرشناسی با طبیعی‌ترین لبخند دنیا همراه می‌شود. همه جا پیام‌آور دوستی، شادی و نشاط باشید تا هم از شما استقبال کنند و اگر تاکنون چنین می‌پنداشتیم که ابتدا باید شاد باشیم و سپس لبخند بزنیم، طبق تئوری جدید می‌توانیم ابتدا لبخند بزنیم و سپس شاد شویم.

  

از فواید لبخند زدن

 

1. لبخند جذابتان می کند

 

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

 

 دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

 

3. لبخند مسری است.

 لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

 

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

 

 وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

 

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

 

 به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

 

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

 

 وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

 

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

 

 تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

 

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

 

 عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

 

9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

 

 به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

 

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

 

 لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

 

 

از کودکی بخند تا خاطراتی خوش را به زمان بزرگسالی ات هدیه کنی

 

جوانی بهترین زمان برای جوانیست و ستایش شادی جز در لبخند نیست

 

هنگامی که فکر می کنی سالخورده شدی و چهره ات پژمرده،

لبخند زیباترین پیرایش برای چهره توست

 

پس... همیشه لبخند بزنید

و شادبودن را هیچگاه از خود دریغ نکنید