( شرايط اجراي موفقيت آميز روشهاي فعال تدريس )

 

1-             توسعه فرهنگ استفاده از روشهاي فعال تدريس در بين معلمين ، مديران مدارس ، مسئولين اداره اولياء دانش‌‌‌‌‌‌آموزان و فرزتدانشان تا فرهنگ استفاده از اين روشهاي بين همه گروه‌هاي مذكور توسعه نيابد امكان دست يابي موفقيت آميز به اين روشها محدود است . زيرا ممكن است مديران بعضاً چنين معلماني را بي مسئوليت و بي تلاش انگارند و معاونين مدارس چنين كلاسهايي را شلوغ و بي انضباط معرف نمايند و همكار ديگر آن معلم ، او را در كلاس داري ناموفق بداند و مسئولين اداره نيز به تبع گزارشات مدير ، كلاس معلم را شلوغ و او را نا كارآمد بدانند و والدين دانش‌آموزان معلم را كه عهده فعاليت را به دانش‌آموزان محول نموه و خودش نقش راهنما را به عهده دارد معلمي بي تلاش و وقت تلف كن بدانند . 

 

در اين صورت معلمي كه با همه علاقه تلاش مي كند تا از طريق تدريس فعال ، يادگيري را تا عمق جان بچه‌ها نفوذ دهد ، با فشارهاي گروهاي مختلف روبرو شده و دلزده مي‌شود و حرارت و شور و شوق او به سردي مي گرايد .

 

2-              داشتن روحيه ابتكار و خلاقيت براي معلمين ، آنها را در پذيرفتن اين روشها كمك مي‌نمايد و امكان موفقيت آنها را در بكارگيري اين روشها بالا مي‌برد . 

 

« محدوديت‌هاي بكارگيري روشهاي تدريس فعال »

 

1-             عدم فهم مشترك معلمي نسبت به اين روش لذا به نظر مي‌رسد كه اجراي همايش‌هاي منطقه‌اي و برگذاري ضمن خدمت كه روشهاي فعال تدريس را به شكل غير فعال و سنتي تدريس نمايند .

 

2-             عدم سعه صدر معلم و يا عدم شخصيت مشاركتي او در ايجاد مديريت مشاركت جويانه در اين روشها  امكان موفقيت را كاهش مي‌دهد . معلمي كه به شكل سنتي عادت كرده تنها متكلم وحده باشد و اجازه بحث را به گروهها ندهد به سادگي نمي‌تواند در بكارگيري اين روشها موفق شود .

 

3-             بد ارائه نمودن روشهاي فعال باعث نتيجه نگرفتن از آن مي‌شود و نهايتاً به دل سردي مي‌گرايد .

 

4-             مشغله فكري معلمان و عدم رضايت شغلي آنان امكان بكارگيري آنها از روشهاي فعال تدريس را كم مي‌كند 

 

5-             ازدياد جمعيت كلاس مي‌تواند از توفيق در اين روشها بكاهد .

 

6-             كوچك بودن محيط كلاس و عدم تناسب موقعيت فيزيكي كلاس  ( نور - صندلي و … ) مانعي براي اين روشها محسوب مي‌شود . 

 

7-             حجم زياد كتب مانع استفاده از اين روشها مي‌شود ؛ زيرا تدريس به روش فعال به عمق يادگيري مي‌افزايد اما از كميته تا حدي مي‌كاهد .

 

8-             ارزشيابي‌هاي نهايي كه تاكيد بر محفوضات دارد و اهميت كمتري به مهارتهاي يادگيري مي‌دهد معلم را در بكارگيري اين روشها سست مي‌كند .

 

پيشنهاد‌هاي عملي جهت كاربست يافته‌ها :

 

1-             با توجه به اينكه نقش روشهاي فعال در پيشبرد اهداف آموزشي در اين پژوهش و تحقيقات پيشين مشخص گرديد به نظر مي رسد همه صاحب نظران ، انديشمندان اين  رشته در چگونگي توفيق يافتن در استفاده از اين روش تدريس دروس گوناگون اهتمام ورزند 

 

2-             آموزش و پرورش در ايجاد فضائي مناسب جهت بكارگيري اين روشها سعي و تلاش نمايد .

 

3-             معلمان با به كارگيري اين روش ، اهتمام در رشد همه جانبه دانش‌اموزان داشته باشند تا آنها علاوه بر يادگيري عميق در زمينه مهارت اجتماعي و ارتباطي رشد نمايند .

 

4-             مراكز مشاوره ، يادگيري روش فعال در گروهاي كلاسي را يك نوع روان درماني بدانند در اين روشها مي‌توان به درماني روحي ، اخلاقي ، خود يابي ، رشد عزت نفس ، توسعه سعه صدر ، كسب روحيه انتقاد پذيري ، رشد اجتماعي و عاطفي پرداخت . همانطور كه در دوران درماني ، روانشناسي به بيمار كمك مي|‌كند تا مشكلات خودش را بشناسد و به چگونگي رفع آن مشكل نيز و در تدريس نيز دانش‌آموز خودش مطالب را در گروه فرا مي‌گيرد و معلم تنها نقش راهنما را دارد تا افراد درقالب گروها به هدفهاي آموزش نزديك شوند .

 

5-             بر گذازي همايش‌هاي منطقه‌اي و برگذاري دوره‌هاي ضمن خدمت كارآمد و برگذاري كارگاهاي عملي در اين زمينه مي‌تواند رهگشا باشد .

 

6-             مناسب بودن فضاي كلاس از بعد اندازه ، نور ، صندليها و … 

7-             توجه بيشتر به ارزشيابهايي كه اهميت بالاتري براي يادگيرهاي مهارتي قائل است .

 

8-             متناسب بودن حجم كتابها به بكارگيري اين روشها ، حجم زياد كتب امكان بهره وري بيشتر از روش‌هارا كاهي مي‌دهد .

 

9-              به مراكز آموزش و نيروي انساني توصيه مي‌شود حتي المقدور همه دوره‌هاي ضمن خدمت را به روشهاي فعال از طريق تدريس مدرسان مجرب آغاز نمايد .

 

10-      به ادارات آموزش و پرورش توصيه مي‌شود جهت ايجاد ترغيب معلمان به استفاده از روشهاي فعال از طريق تدريس مدرسان مجرب آغاز نمايد .

11-      مديران و مسئولين آموزش و پرورش مواد و وسابل آموزش و لوازم آزمايشي كه براي تدريس به روش فعال با مشاركت فعال دانش‌آموزان مورد نياز است را تهيه نمايند . 

 

« با توجه به نقش بسيار اساسي معلمان در به كارگيري موفقيت آميز اين روشها توصيه هاي زير به معلمان گرامي ارائه مي‌گردد » 

فرصتهاي مناسبي را براي فعاليتهاي علمي و تجربه كردن در مقابل طرح مسئله و مواجه ساختن دانش‌آموزان ، موقعيت‌هاي نا معين در اختيار دانش‌اموزان قرار دهيد . زيرا آنها با عمل كردن تجربه كردن و فكر كردن درباره آنچه انجام داده‌اند ، بهتر ياد ميگيرند و شما بايد زمينه اين فعاليتها را در كلاس درس فراهم كنيد .

 

شما در جريان يادهي – يادگيري نقش سازمان دهنده ، جهت دهنده راهنمائي كننده را بر عهده داريد شما تسهيل كننده يادگيري به سوي اهداف آموزشي هستيد نه اينكه شما بگوئيد و آنها بشنوند .

 

ارزشيابي تكويني و مداوم از فرآيند‌هاي ياددهي-  يادگيري و پيشرفت يادگيري دانش‌آموزان در هر مرحله از روش فعال بايد مورد توجه شما باشد و بهتر است لحظه به لحظه بر كيفيت يادگيري نظارت داشته باشيد.

 

1ـ ايجاد درس مهارتهاي زندگي در جهت آموزش مهارتهاي مورد نيازخود از دوره آمادگي تا دانشگاهي.

 

2ـ عملي كردن تدريس كليه دروس در جهت توسعه مهارتهاي زندگي.

 

3ـ ايجاد زمينه مناسب براي مشاركت و فعاليت دانش آموزان در كليه فعاليت هاي مدرسه و تشكلهاي علمي و فرهنگي و… دانش آموزي و قانونمند كردن آن.

 

4ـ ايجاد دوره هاي آموزشي (كوتاه مدت يا بلند مدت) ضمن خدمت براي آشنايي معلمان، مديران و مربيان با مهارتهاي مورد نياز شاگردان و ضرورت و روش هاي تدريس آن.

 

5ـ تحقيق و بررسي علمي در زمينه مهارتهاي زندگي در دوره هاي مختلف تحصيلي و روشهاي تدريس آن. 

 

6ـ بررسي و مطالعه تطبيقي آموزشي مهارتهاي زندگي در كشورهاي مختلف.

 

7ـ ايجاد كارگاههاي آموزشي جهت مسئولين آموزشي، معلمان، مديران ومربيان، مدرسان تربيت99 معلم و آموزش خانواده در زمينه مهارتهاي زندگي با حضور متخصصان داخلي وخارجي.

 

8ـ تحقيق بيشتر درباره «مدارس پيشرو» و تأسيس آزمايشي يا تركيبي آن با مدارس عادي.

 

9ـ مد نظر قرار دادن نيازهاي مهارتي شاگردان در تأليف كتب درسي جديد.

10ـ آموزش نحوه ايجاد و آموزش مهارتهاي زندگي به اوليا از طريق كلاس هاي آموزش خانواده.

 

11ـ همسو كردن فعاليتهاي خانه، مدرسه، اجتماع در جهت آموزش مهارتهاي زندگي.

 

12ـ استفاده از ورزش و بازي يا ابداع ورزش يا بازي هاي دبستاني براي آموزش مهارتهاي زندگي.

 

13ـ گسترش اردوها و گردشهاي علمي و فرهنگي، تفريحي، زيارتي و فعاليتهاي فوق برنامه و پروژه هاي درسي و غير درسي در داخل يا خارج از مدرسه (جامعه).

 

14ـ ايجاد رشته يا درس آموزش مهارتهاي زندگي در تربيت معلم جهت تربيت معلمين آشنا به فنون تدريس و آموزش مهارتهاي زندگي.