1ـ ايجاد درس مهارتهاي زندگي در جهت آموزش مهارتهاي مورد نيازخود از دوره آمادگي تا دانشگاهي.

 

2ـ عملي كردن تدريس كليه دروس در جهت توسعه مهارتهاي زندگي.

 

3ـ ايجاد زمينه مناسب براي مشاركت و فعاليت دانش آموزان در كليه فعاليت هاي مدرسه و تشكلهاي علمي و فرهنگي و… دانش آموزي و قانونمند كردن آن.

 

4ـ ايجاد دوره هاي آموزشي (كوتاه مدت يا بلند مدت) ضمن خدمت براي آشنايي معلمان، مديران و مربيان با مهارتهاي مورد نياز شاگردان و ضرورت و روش هاي تدريس آن.

 

5ـ تحقيق و بررسي علمي در زمينه مهارتهاي زندگي در دوره هاي مختلف تحصيلي و روشهاي تدريس آن.

 

6ـ بررسي و مطالعه تطبيقي آموزشي مهارتهاي زندگي در كشورهاي مختلف.

 

 7ـ ايجاد كارگاههاي آموزشي جهت مسئولين آموزشي، معلمان، مديران ومربيان، مدرسان تربيت99 معلم و آموزش خانواده در زمينه مهارتهاي زندگي با حضور متخصصان داخلي وخارجي.

 8ـ تحقيق بيشتر درباره «مدارس پيشرو» و تأسيس آزمايشي يا تركيبي آن با مدارس عادي.

 

9ـ مد نظر قرار دادن نيازهاي مهارتي شاگردان در تأليف كتب درسي جديد.

 

10ـ آموزش نحوه ايجاد و آموزش مهارتهاي زندگي به اوليا از طريق كلاس هاي آموزش خانواده.

 

11ـ همسو كردن فعاليتهاي خانه، مدرسه، اجتماع در جهت آموزش مهارتهاي زندگي.

 

 12ـ استفاده از ورزش و بازي يا ابداع ورزش يا بازي هاي دبستاني براي آموزش مهارتهاي زندگي.

 

 13ـ گسترش اردوها و گردشهاي علمي و فرهنگي، تفريحي، زيارتي و فعاليتهاي فوق برنامه و پروژه هاي درسي و غير درسي در داخل يا خارج از مدرسه (جامعه).

 

14ـ ايجاد رشته يا درس آموزش مهارتهاي زندگي در تربيت معلم جهت تربيت معلمين آشنا به فنون تدريس و آموزش مهارتهاي زندگي.

 

پژوهش مقايسه اثر بخشي روش تدريس فعال و سنتي بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان

 

 مقطع راهنمايي آموزش و پرورش 

 

       بيان مسئله

 

روشهاي فعال تدريس به روشهايي اشاره دارد كه بتواند فعاليتهايي دانش‌آموزان را تقويت و يادگيري را به يك جريان دو سويه تبديل نمايد  ( فضلي خان ، 1378  )

 

بنابراين معلم بايد فراگيران را با مطالب يادگرفتني درگير سازد و راه و روش دانستن را به آنها بياموزد نه اينكه صرفاً به انتقال اطلاعات و معلومات اكتفا كند .

 

بعضي اوقات ، معلمان مطالب زيادي را تدريس مي‌كنند ولي بعداً متوجه مي‌شوند دانش‌آموزان مي‌توانند حتي مقدار كمي از آنچه كه را كه مطرح شده است بازگو نمايند .راستي دليل اين امر چيست ؟ چرا، گاهي بعد از ارائه توضيح مفصل در مورد موضوعي فراگيران نمي‌توانند حتي بخش كوچكي از آن موضوع را بازيابي كنند ؟ چرا دانش‌آموزان بجاي درك معنائي مطالب ، به حافظه خود فشار مي‌آورند ؟ 

 

در پاسخ به اين سوالات مي‌توان بي توجهي معلمان به روشهاي ياددهي يادگيري يعني به كار نگرفتن روشهاي فعال در آموزش را دليل اصلي قلم داد كرد .

 

به همين ، دليل ، كيفيت آموزشي در بسياري از مدارس از سطح مطلوب برخوردار نيست و دانش‌آموز اغلب مطالب را حفظ ، و پس از پايان يافتن امتحانات آنها را فراموش مي‌كند . بكارگيري روشهاي فعال تدريس باعث مي‌شود تا يادگيري تا عمق جان دانش‌آموزان رسوخ كند و نه تنها يافته‌ها و كشفيات خود را به سادگي فراموش نكنند بلكه در طول زندگي آن را به صورت كاربردي به كار ببرند . 

 

در اين پژوهش مي‌خواهيم بدانيم آيا استفاده از روشهاي فعال تدريسبر ميزان موفقيت دانش‌آموزان كلاس سوم در درس علوم تجربي موثر است ؟ آيا اصولاً بين روشهاي تدريس فعال در موفقيت دانش‌آموزان با روشهاي تدريس غير فعال تفاوت وجود دارد ؟ لذا تحقيق حاضر در پي آن است تا تفاوت روش تدريس فعال با روش تدريس غير فعال را در درس علوم تجربي سوم راهنمائي از لحاظ پيشرفت تحصيلي مقايسه نمايد و به تشريح تعداد زيادي از اين روشها بپردازد .

 

اهميت و ضرورت پژوهش

 

    در  بسياري مواقع شايد اين بخش به دور از واقعيت نباشد كه نه معلم مي‌داند محتوايي را چرا بايد درس بدهد و نه دانش‌آموز چرايي را انتخاب محتوا را مي‌داند نه معلم ‌مي‌داند محتوا را به چه روش صحيح و سودمندي تدريس نمايد و نه دانش‌اموز چگونه يادگرفتن را مي‌داند . معلم صرفاً درس مي‌دهد و فراگيران نيز به طور موقتي حفظ مي‌كنند ما فقط يادگرفته‌ايم درس بدهيم و دانش‌آموزان نيز آموخته‌اند كه تنها حفظ نمايند و چون و چرا مطالب را از ما بپذيرند  ( كيوانفر ، 1380). 

 

آيا معلم به طور معمول ، پيش از تدريس ارزيابي مي‌كند كه هدف از تدريس اين مطالب چيست ؟ و آيا از خود مي‌پرسد اين محتوا چگونه بايد تدريس شود ؟ يا فقط به طور يكنواخت به روش حفظي و يادگيري طوطي وار مي پردازد .

 

متن آموزشي كه در اختيار همه قرار دارد ، اما چگونگي تدريس مهم است . موفقيت معلم در استفاده از شيوه‌هاي فعال تدريس است . به اعتقاد محقق شيوه فرآيند ياددهي  - يادگيرياز خود موضوع درسي مهمتر است .

 

تدريس در گذشته بر اساس ديدگاه متخصصان تعليم و تربت به معني انتقال معلومات بوده اما صاحبنظران جديد تعليم وتربيت بر اين باورند كه معلم بايد روش دانستن را به دانش‌آموز بياموزد نه اينكه صرفاً به انتقال فرمولها و معلومات اكتفا كند معلم بايد دانش‌آموز را كمك كند تا خود تجربه كند و از طريق تجارب خود مطالب را فراگيرند ، لذا توجه به كيفيت و شيوه تدريس معلمان بايد امر بسيار ضروري و جدي تلقي شود و برنامه ريزان و مسئولان موظفند كه فرصتهاي لازم براي آشنائي هر چه بيشتر معلمان با روشها و الگوهاي جديد و خلاق تدريس را فراهم نموده ، و شرايط و امكانات را براي اجراي موفقيت آميز اين روشها آماده نمايند .

 

امروزه بيساري از طراحان و مسئولان برنامه هاي آموزش و پرورش از شيوه هاي رايج تدريس ناراضي هستند و بدين سبب از نوآوري و نوگرايي در اين زمينه ، استقبال مي‌كنند كارائي روشها نظير : سخنراني ، انتقال اطلاعات از معلم به دانش‌آموز و به ياد سپاري و تأكيد بر محفوظات كه شالوده روشهاي سنتي تدريس است . مدتهاست مورد ايراد و پرسش قرار گرفته است . براي جبران كمبود‌هاي اين گونه روشها ، عده‌اي  از متخصصان استفاده از وسايل جديد كمك آموزشي مانند فيلم ، اسلايد ، نوارهاي ديداري و شنيداري را توصيه مي‌كنند و عده‌اي ديگر روشهاي بحثي و پرسش و پاسخ و انجام دادن آزمايشهاي انفرادي و گروهي را جانشين روشها قبلي كرده‌اند .

 

از نتايج پژوهش مي‌توان در دوره هاي ضمن خدمت آموزش معلمان ، درتدريس درس روش و فنون تدريس در دانشگاهها و مراكزتربيت معلم استفاده نمود . بكارگيري اين روشها حتي به صورت كارگاهي در آموزش معلمان منجر به بهبود كيفيت تدريس مي شود . بنابراين اين تحقيق ضمن مشخص كردن ميزان تاثير روشهاي فعال تدريس بر پيشرفت تحصيلي دانش‌اموزان و مقايسه آن با روشهاي  فعال تدريس بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان و مقايسه آن با روشها غير فعال تدريس بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان و مقايسه آن با روشها غير فعال كوشش مي‌نمايند تا شرايط فيزيكي و رواني انجام چنين روشهايي را تبيين كند تا معلمين بتوانند با استفاده بجا از انواع روش تدريس فعال موجب رشد قوه تفكر ، خلاقيت ، اعتماد به نفس ، روحيه و جستجو گيري و سياسي ذهن دانش‌آموز بشنود .

1.         بررسي ميزان اثر بخشي روشهاي تدريس فعال و سنتيبر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان .2 . توجه به افزايش مسائل كيفي در مقابل مسائل كمي نظام آموزشي با توجه به اهميت قائل شدن به روشهاي تدريس فعال .3 .  برسي ميزان ارتباط بين روشهاي تدريس با پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان بر حسب درس .4.توجه ه ارتقاء مهارت و تخصص در معلمان در فراگيري روشهاي نوين تدريس ، بعنوان يكي از عوامل رشد و توسعه در آموزش و پرورش .5 اهميت قائل شدن به روشهاي تدريس فعال در آموزشهاي فعال ضمن خدمت معلمان بعنوان راهكارهاي عملي افزايش مهارت و تخصص    در   معلمان.

 

 اهداف جزئي :

 

 بررسي تأثير روشهاي فعال تدريس در مقايسه با روشهاي غير فعال در موفقيت دانش‌آموزان در درس علوم تجربي كلاس سوم راهنمائي 

 

 فرضيه ها            1.   بين موفيت تحصيلي دانش‌آموزان كلاس سوم راهنمائي كه درس علوم تجربي خود را از طريق روشهاي فعال تدريس ياد گرفته‌انددر مقايسه با دانش‌اموزان كه با روش تدريس تدريس غير فعال آموزش ديده‌اند ، تفاوت وجود دارد .

 

           2.   روش تدريس فعال در مقايسه با روش تدريس غير فعال ( سنتي ) بر پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان موثر است. تعريف اصطلاحات و واژه‌ها