کلید موفقیت

چند اشتباهی که در بحث‌های خانوادگی مرتکب می‌شوید‎


اگر شما هم در بحث‌های خانوادگی به خصوص با همسرتان به بن‌بست می‌رسید این مقاله را از دست ندهید.
تشخیص اینکه در یک بحث خانوادگی چه کسی درست می‌گوید و چه کسی نادرست، دشوار است اما آنچه مسلم است این است که بحثی که به دعوا و قهر می‌انجامد دستخوش اشتباهات بسیاری است. اگر شما هم در بحث‌های خانوادگی به خصوص با همسرتان به بن‌بست می‌رسید این مقاله را از دست ندهید.

1.به حرف‌های طرف مقابل گوش نمی‌دهید: معمولا هر یک از طرفین دعوا می‌خواهد حرف خودش را بزند. اگر حاضر نشوید حرف‌ًهای طرف‌تان را بشنوید و مدام آن را قطع کنید چگونه انتظار دارید مشکلی حل شود؟ سعی کنید به حرف‌های شریک خود با احترام گوش کنید و سپس پاسخش را بدهید.

2.میل به برنده شدن: اینکه بخواهیم دعوا را به سود خود به پایان ببریم بدترین آفت بحث‌های خانوادگی است. مسابقه‌ای در کار نیست که بخواهید در آن برنده شوید قرار است هر دو با هم مشکلی را حل کنید.

3.سخن گفتن با خشم: حتی اگر با دلیل و برهان سخن بگویید تا زمانی که خشمگین هستید طرف مقابل در برابر شما موضع‌گیری می‌کند. سعی کنید آرام باشید و استدلال‌تان را فدای عصبانیت نکنید.

4. استدلال درباره چیزهای مشابه: اگر همیشه درباره چیزهای مشابه استدلال می‌کنید بهتر است به دنبال یک رویکرد متفاوت باشید زیرا این مسئله رابطه شما را به خطر خواهد انداخت. اغلب اتفاق می‌افتد که مسائل قدیمی حل نشده به دلیل شباهت به مسئله جدید در بحث عنوان می‌شود. این کار جز عصبانیت و خستگی نتیجه‌ای در بر ندارد.

5.فراموش کردن نوبت در بحث: به نوبت صحبت کردن و گوش کردن بسیار مهم است. اگر بتوانید نوبت طرف مقابل‌تان را در بحث رعایت کنید و مدام وسط حرفش نپرید نتیجه بهتری می‌گیرید.

6.متوقف کردن بحث بدون نتیجه: اگر فکر می‌کنید از بحث‌تان نتیجه‌ای نمی‌گیرید آن را بدون نتیجه رها نکنید. از افراد دیگر، بزرگ‌ترها و مشاوره کمک بگیرید تا بار دیگر در شرایط دیگری ناچار به از سر گرفتن آن نشوید.

7.بالا بردن صدا: اگر می‌خواهید بحث‌تان به جاهای باریک نکشید سعی کنید از بالا بردن صدایتان جلوگیری کنید. زمانی که با صدای بلند فریاد می‌زنید طرف‌تان حالت تهاجمی به خود می‌گیرد و تصور می‌کند می‌خواهید او را مورد اتهام قرار دهید. در این هنگام احساس شرم، گناه و یا خشم به او دست می‌دهد و بحث‌تان نتیجه خوبی در پی نخواهد داشت.
شما فکر می‌کنید چه اشتباهات دیگری در دعواهای خانگی اتفاق می‌افتد؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:36  توسط ف.م  | 

پولتان را خوب مدیریت کنید


فرقی نمی کند مرد یک خانه باشید یا یک دانش آموز دبیرستانی، اگر نتوانید پولتان را خوب مدیریت کنید، هر چقدر عایدی ماهانه تان باشد باز هم به نیمه ماه نرسیده به بی پولی دچار می شوید.
بنابراین هنر مدیریت مالی را باید بیاموزید و اصول آن را به کار گیرید. در این نوشتار راهکارهایی ارائه می شود که به شما در این مسیر کمک می کند.

یادداشت کنید
چقدر زمان نیاز دارید تا میزان خرج ماهانه تان را تخمین بزنید؟ خیلی ها هنوز نمی دانند در طول ماه چه خرج هایی دارند، در حالی که بسیاری از هزینه های ما در طول ماه ثابت است، مثل شارژ ساختمان، اجاره خانه، کرایه هایی که در طول ماه برای اتوبوس، مترو و تاکسی پرداخت می کنیم. بخشی از هزینه ها هم متغیر هستند و باید آنها را تخمین بزنید مثل خرید مواد غذایی و پرداخت قبوض آب ، برق و گاز. هر کس با توجه به شرایط زندگی و کارش می داند در ماه چقدر هزینه ثابت و متغیر دارد. در قدم اول برای رسیدن به مدیریت دخل و خرج شما باید از درآمدها و هزینه های خود آگاهی داشته باشید.

یادتان باشد​ اگر با بی دقتی پولتان را خرج کنید، نیمه ماه به قرض و آخر ماه به زجر می افتید. پس تمام هزینه هایتان را در دفتری یادداشت کنید، همین یادداشت کردن، شما را نسبت به خریدهای غیرضروری که ذره ذره پول های درشت تان را خرد کرده و آخر ماه بی پولتان می کند، آگاه می سازد.

هوشمندانه خرید کنید
یک مثل قدیمی هست که می گوید «هنوز آن قدر پولدار نشده ام که جنس ارزان بخرم!» اگر آن قدر پول ندارید که گران ترین ها را بخرید پس سعی کنید بهترین ها را بخرید و البته بدانید بهترین ها همیشه گران ترین ها نیستند، برای این کار لازم است کمی بیشتر در بازار قدم بزنید و به اصطلاح سرکیسه را کمی شل کنید و به دنبال جنسی بگردید که قیمتش متوسط یا حتی کمی هم بالاست، اما دوام بیشتری دارد. این کار در بلند مدت هزینه هایتان را کاهش می دهد. خرید یک کیف بادوام و باکیفیت به صرفه تر از خرید سه کیف ارزان و بی کیفیت است. ضمنا مراقب فروشندگان شکارچی هم باشید، مبادا با چرب زبانی یک جنس بی کیفیت را با قیمتی گزاف به شما بفروشند.

حراج های فصلی را دریابید
گوش به زنگ حراجی های فصلی باشید. مثلا لباس های گرم در ابتدای پاییز گران ترین قیمت ها را تجربه می کنند، اما از اواسط زمستان قیمت شان به یک سوم می رسد. پس از همین الان در فکر حراجی های زمستانه باشید که نزدیک است.

وسوسه نشوید
لطفا با خودتان روراست باشید، اگر فکر می کنید رفتن به بازار، شما را مجبور به خرید کردن می کند، بهتر است اوقات خود را به گونه ای دیگر پر کنید. خرید کردن لذتبخش است، اما اگر دو سه روز بعد، با بی پولی مواجه شدید، از کارتان سخت پشیمان می شوید. وقتی پولتان را برای خرید پس انداز کردید به بازار بروید و از همان ابتدا به دنبال خرید اصلی تان باشید و تا زمانی که آن را تهیه نکرده اید به دیگر فروشگاه ها سری نزنید.

به فکر افزایش نقدینگی خود باشید
برای افزایش نقدینگی دو راه وجود دارد؛ کمتر مصرف کردن و افزایش درآمد. سعی کنید هر دوی این راه ها را در کنار هم پیش ببرید. از خودتان توقع نداشته باشید که یکشبه ره صدساله بروید. آرام آرام یاد بگیرید خرج های اضافی را کم کنید و با کمی ابتکار و خلاقیت، از مهارت هایتان به نفع جیبتان استفاده کنید.

از مهارت هایتان، پول دربیاورید
این مهارت می تواند تایپ ده انگشتی باشد، یا ترجمه متون زبان اصلی برای دانشجویان یا حتی درست کردن جعبه و کارت پستال.

اجازه دهید کوچک ترها مدیریت مالی را یاد بگیرند
بهتر است به جای این که هر روز به بچه ها پول توجیبی بدهید، بصورت هفتگی و بعد به صورت ماهانه جیبشان را شارژ کنید! ممکن است اوایل پول یک هفته را در عرض سه روز مصرف کنند، اما کم کم یاد می گیرند که چقدر از این پول را پس انداز و چقدرش را خرج کنند. پس هفته های اول هوای فرزندتان را داشته باشید. پول درشت به بچه ها حس بزرگ شدن می دهد و آنها را مسئول تر بار می آورد.

مراقب باشید خسیس نشوید
کسی که خسیس است اصلا برای خرید کردن اقدام نمی کند، چه پول داشته باشد و چه نداشته باشد. پس هر وقت به موفقیت مالی رسیدید، مثلا پرداخت وام را به اتمام رساندید، یک جشن کوچک برای خودتان بگیرید. می توانید همراه همسرتان برای صرف شام به رستوران بروید یا یکی از وسایل غیرضرور، اما مورد علاقه تان را خریداری کنید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:33  توسط ف.م  | 

سخت نگیرید تا از زندگی لذت ببرید

 

 

روزهای کودکیتان را به خاطر دارید؟
آن روزها هیچ چیز به نظرتان پیجیده نمی رسید. تنها چیزی که به آن فکر می کردیم مداد رنگی و شکلات و عیدی بود. چیزهایی که نمی دانستیم هیچ اهمیتی برایمان نداشتند چون به چیزهایی که احتمال داشت اذیتمان کنند کاملاً بی توجه بودیم.

اما هرچه سنمان بالاتر رفت نسبت به چیزهای اطرافمان حساسیت بیشتری پیدا کردیم. مثلاً زندگی و مرگ، دوست داشتن و جدایی، موفقیت و شکست. متوجه شدیم که تقریباً هر روز مجبوریم که نگران آدم ها و اتفاقات مختلف باشیم.
با اینحال، همیشه این را به یاد داشته باشید:
هیچوقت فکر نکنید که این چیزها مسئول احساس شما هستند. اتفاقات و موقعیت ها نیستند که آزارتان می دهند، این نگرش شما به آنهاست که چنین حسی ایجاد می کند
چیزهای ساده را جدی بگیرید: به قدرت لبخند و خنده، بوسه و آغوش اعتماد کنید. مهربانی، صداقت، رویا و خیال را باور کنید. مثبت زندگی کردن اولین قدم برای خوشبختی است.
خود را رها کنید
به اشتباهاتتان بخندید
احتمالاً وقتی را به خاطر می آورید که میخواستید سخنرانی کنید و یکدفعه احساس کردید که ذهنتان در وسط سخنرانی خالی شد. حسابی ترسیده بودید. اما به احتمال خیلی زیاد شنوندگانتان ظرف یکی دو روز به کلی آن را فراموش کرده اند. همه ما گه گاه خراب می کنیم. اما خوشبختانه مردم این چیزها را خیلی زود فراموش می کنند.
اطرافتان را با چیزهایی پر کنید که دوست دارید
از لحظاتتان فیلمبرداری کنید و آن را بعنوان یادگاری نگه دارید
خودتان را از آدمهایی که ناراحتتان می کنند دور نگه دارید
اگر کارتان با وجود اینکه حقوق بالایی دارد اما برایتان خسته کننده است، قبل از اینکه از آن بیرون بیایید، کاری پیدا کنید که دوست دارید
اگر کسی میخواهد مجبورتان کند که حرفش را قبول کنید با اینکه به هیچ وجه با او موافق نیستید، از آنها دوری کنید
اگر مسافرتی بهتان پیشنهاد شده، حتماً بپذیرید
درستان را ادامه دهید
هیچوقت نمی دانید که چقدر می خواهید زندگی کنید پس از موقعیت های زندگی نهایت استفاده را ببرید
برای خوشحال و خوشنود کردن دیگران به خودتان سختی ندهید. از عهده تان خارج است، هرچند ارزشش را هم ندارد. اما اگر می خواهید کار خوبی در حق کسی کنید، از عزیزانتان شروع کنید
تناسب اندامتان را حفظ کنید. همان آدم جذابی باشید که همیشه تصور می کردید. قدردان سلامتیتان باشید
فرضیات را کنار بگذارید. قبل از اینکه سخنرانیتان را خراب کنید، از فکر خراب کردن آن اعصاب خودتان را خرد نکنید. از اینکه ممکن است مصاحبه کاری را خراب کرده و کاری که می خواهید را از دست بدهید، از قبل نگران نباشید. بد نیست که انتظار اتفاقات بد را داشته باشیم اما نباید هم فقط انتظار اتفاقات بد داشته باشیم
طرز تفکرتان را عوض کنید. وقتی کسی مسخره تان می کند، از سابقه خانوادگیتان انتقاد می کند یا برای اشتباهات گذشته محکومتان میکند، گوش هایتان را ببندید. لازم نیست هر چیزی که می شنوید را باور کنید. شما خودتان را بهتر از هر کس دیگری می شناسید. هیچوقت اجازه ندهید که برای خودتان افسوس بخورید
یادتان باشد: اینکه بقیه آدم ها نسبت به یک موقعیت مشابه چه واکنشی می دهند خود را ناراحت نکنید. وقتی دیدگاهتان منفی شده است، ناراحتید، عصبانی هستید، حسودی می کنید یا امثال آن، بدون اینکه بدانید همه انرژی و اشتیاق خودتان را هم کور می کنید. باید سعی کنید این احساسات منفی را در پایینترین حد نگه دارید چون مغلوب شدن در برابر این احساسات باعث می شود غیرمنطقی رفتار کنید و تصمیمات نادرستی بگیرید

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:32  توسط ف.م  | 

ابوعلی سینا – نابغه ای با جملات مثبت

 
 
کسی بین ما نیست که ابوعلی سینا – دانشمند برجسته ایرانی – را نشناسد و به خدمات فراوان وی به علم و بشریت اذعان نداشته باشد.
وقتی از ابن سینا پیرامون دلیل موفقیتش می پرسند می گوید : 
" 4 ساله بودم که استادم مرا نابغه خطاب می کرد ، او به من گفت هر روز این جمله را چندین بار تکرار کنم * حافظه ی من هر روز بهتر و بهتر می شود.* به توصیه استاد عمل کردم و هر روز چندین بار این جمله را تکرار می کردم چنانکه باورم میشد. 
کار به جایی رسید که گذشته ی دور خود را به یاد آوردم ، زمانی را به یاد آوردم که در قنداق بودم و دنیا را سوراخ سوراخ می دیدم ، روزی از مادرم در مورد این موضوع سوال کردم ، مادرم در کمال شگفتی گفت : آری ، زمانی که در قنداق بودی من در حیاط خانه کار می کردم و برای اینکه خطری از جانب حیوانات خانگی و حشرات متوجه تو نشود ، آبکش بزرگی را بالای سر تو می گذاردم."
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:28  توسط ف.م  | 

قدرت خارق العاده تلقين

 


می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد.
وقتی که زنگ را زدند بيدار شد، باعجله دو مسأله را که روی تخته سياه نوشته بود يادداشت کرد
و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد
و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد.
هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت.
سرانجام يکی را حل کرد و به کلاس آورد.
استاد بکلی مبهوت شد، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود.
اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد،
ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ،
بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت.

برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد

چند نمونه فراموش نشدني باعث تغيير نگرش پزشكان و روانشناسان شد.

يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود
و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد.
زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اينطور هم شد.
بعد از رسيدن به مقصد مشاهده شد كه زنداني يخ زده
در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است
اين نشان مي دهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد
و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته
و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود.
نمونه ديگر آزمايشي بود كه به پيشنهاد يكي از روانشناسان بر روي دو تن از مجرمين محكوم به اعدام انجام شد.
آزمايش به اين صورت بود كه مجرم اول را با چشماني بسته در حضور مجرم دوم با بريدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در اين هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونريزي شديد بود.
سپس چشمان نفر دوم را نيز بستند و اين بار شاهرگ دست وي را فقط با تيغه اي خط كشيدند
و در اين حين كيسه آب گرم نيز بالاي دست وي شروع به ريختن مي كرد
اين در حالي بود كه دست او به هيچ وجه زخمي نشده بود.
اما شاهدان يعني پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوري ديدند كه
مجرم دوم نيز پس از چند دقيقه جان خود را از دست داد
چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بريده شده و خونريزي مي كند.
ريخته شدن خون را نيز بر روي دست خود حس مي كرده است.
در واقع تصوير ذهني او چنين بوده كه تا چند لحظه ديگر به مانند نفر اول هلاك مي شود و همين طور هم شد.

اين نشان مي دهد كه دستگاه عصبي ما با توجه به آنچه فكر مي كنيم يا خيال مي كنيم كه حقيقت دارد
واكنش نشان مي دهد.

دستگاه عصبي ما تجربه خيالي را از تجربه واقعي تميز نمي دهد.
در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتي كه از ناحيه مغز در اختيار او قرار مي گيرد واكنش نشان مي دهد.
اين يكي از قوانين اوليه و اصولي ذهن است.
در واقع اينطوري ساخته شده ايم.



لحظه به لحظه مواظب گفته ها، فکرها و حرفای دلمون باشیم
مواظب باشیم که به خودمون چی می گیم
هیچ وقت نگیم که چرا زندگی من اینجوریه
چون همش دست خودمونه و این ما هستیم که زندگی خودمون رو به ویرانه و کلبه ای خرابه
یا به قصری باشکوه و شاهکاری بی نظیر تبدیل می کنیم

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 10:15  توسط ف.م  | 

۳۰ قانون برای زندگی بهتر




1- برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی کنید از آنها سرپیچی نکنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی که تجربه یک زندگی موفق را داشته اند، تدوین کنید.

2- از "خود"، "افرادی که در زندگی شما نقش دارند" و "محیط اطرافتان" شناخت کافی به دست آورید.

3- به این نکته واقف باشید که شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید که می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به کام خود تلخ کنید.

4- بیشتر چیزهایی که در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتکار دارید تا با شایسته کردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، کافی است کمی همت کنید.

5- در زندگی نقش یک قربانی را بازی نکنید یا سعی نکنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این کار فقط تضمین می کند که یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شماست.

6- دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نکنید. زندگی مال شماست، پس خودتان هستید که دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.

7- هر فکری می کنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فکر کنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افکار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.

8- علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا کنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب کار از کجا بوده است.

9- هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد کرد.


۱۰- واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه که هست بشناسید، نه آن گونه که خودتان می خواهید.

11- با خودتان صادق باشید و اگر می دانید کاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج کنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست بکار شوید.

12- نسبت به انجام هر کاری درست و با دقت تصمیم گیری کنید.

13- به خاطر داشته باشید عملکردهای شماست که داستان زندگی تان را می نویسد.

14- فکرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملکردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه کنید.

15- خودتان را بر اساس نتایجی که می گیرید ارزیابی کنید، نه فقط بر اساس حرف ها.

16- درد خود را بشناسید تا هر چه سریع تر خود را از مهلکه مسبب بروز آن درد خلاص کنید. به این نکته واقف باشید که همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یک تغییر در زندگی شما باشد.

17- گاهی ریسک کردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسک کنید، پیروزی از آن شماست. اگرچه ریسک کردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناک است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید که برای این کار ممکن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را کنار بگذارید.

18- فیلترهایی که جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.

19-شما دنیا را آنگونه که می بینید؛ می شناسید و تجربه می کنید. این شما هستید که می توانید انتخاب کنید که چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه کنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.

20- عواملی را که بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت کنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می کنید، بدانید که دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.

21- شما مدیر زندگی خود هستید. آن را بر اساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت کنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.

22- اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای که هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فکر کنید. اما به این نکته هم توجه داشته باشید که هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.


۲۳- ما خودمان هستیم که به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است که ما از خودمان برای آنها ترسیم کرده ایم.

24- محدودیت ها و قوانینی را که افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست که مستقیم حرف هایتان را بیان کنید، بلکه می توانید با رعایت نکاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت کنند. کسی که به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.

25- برخی اوقات لازم است که به دیگران گوشزد کنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این کار راهی مناسب برای پیشگیری از تکرار دوباره چنین امری در آینده است.

26- برای "بخشش" ارزش بسیاری قائل شوید. همانطورکه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است که در انتقام نیست. به این فکر کنید که با انتقام فقط فکر و روح خود را بی جهت آزرده کرده اید و افکاری را که به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فکری در مورد شما می کند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.

27- قدرت کنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به کار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

28- به خاطر بسپارید که نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را که آنها را در وجودش نگهداری می کند ذره ذره نابود می کنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلکه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، کمردرد و حتی سکته قلبی را نیز به شما تقدیم می کنند.

29- در زندگی به آن چیزی می رسید که همیشه به آن فکر می کنید. و آن چیزی را به دست می آورید که همواره طلب کرده اید.

30- مهمترین نکته این که: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توکل کنید.

عاشقانه همدیگر را دوست داشته باشیم و بی چشم داشت
به یکدیگر مهرورزی کنیم، این است رسم زیستن




+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 13:24  توسط ف.م  | 

تکنیکهای موفقیت



جمله طلایی

سالها بود که تلاش زیادی می کردم ولی به آنچه می خواستم نمی رسیدم. رویا هایم همیشه دست نیافتنی بود. هر روز افرادی را در کنار خود می دیدم که موفق هستند بدون نگرانی و استرس زندگی می کنند و حتی نصف من هم کار نمی کنند. ولی من اگر کمی سستی نشان می دادم نمی توانستم از عهده تعهدات خود برآیم.
روزی در حال رانندگی به یک نوار کاست گوش می دادم یک استاد موفقیت بود که صحبت می کرد. او در مورد قدرت داشتن رویا و هدف صحبت می کرد. شاید تا آن زمان صدها نوار کاست از این نوع را شنیده بودم. اما گویی هیچکدام از آنها تاثیری در زندگی من نداشت. اما گوش دادن به نوارهای کاست برای من تبدیل به عادت شده بود.
خلاصه در حال گوش دادن بودم که جمله ای نظرم را بسیار جلب کرد. شاید آن جمله را قبلاً جایی شنیده بودم اما این بار در ذهنم جرقه ای ایجاد کرد. به یاد دارم که اتومبیل را نگه داشتم و آن نوار را چند بار برگرداندم تا چند بار آن جمله را شنیدم. من همیشه دنبال چیزی پیچیده و گرانقیمت بودم تا زندگی مرا تغییر دهد و مشکلاتم را حل کند، اما آن جمله ساده از یک نوار کاست زندگی مرا عوض کرد. شاید بسیاری از افراد موفق هم به همین اصل در زندگی خود عمل کرده اند و حتی اهمیت آن را هم ندانند. آن جمله طلایی این بود.
« برای چیز هایی که باید عوض شوند، باید تصویری واضح از آنچه می خواهید داشته باشید. تا آنها را دگرگون کنید.»
بله به همین سادگی است که به نظر می رسد. سعی نکنید آن را برای خود پیچیده کنید چون باعث گیج شدن شما می شود.


باید دقیقاً مشخص کنید که چه می خواهید و تا حد امکان آن را برای خود شفاف سازید. بله این توانایی انسان هاست توانایی رفتن به سمت رویایی که در ذهن خود پرورانده اند. و در نهایت آن را خلق می کنند. برای روشن شدن مطلب یک مثال می آورم. فرض کنید یک پازل هزار تکه در دستان شماست که باید آن را تکمیل نمایید. ولی تصویر نهایی را که از کنار هم قرار دادن تکه های پازل بدست می آید را ندارید. آیا اکنون تکمیل کردن پازل سخت تر نیست؟ البته که هست. ولی اگر کسی آن تصویر را دیده باشد احتمالاً با سرعت صد برابر شما این پازل را کامل می کند.
همه می دانیم که سرعت این فرد برای هوش و استعداد او نیست بلکه فردی که تصویر نهایی را دیده است به همان روشی عمل کرده که اساس کار مغز است. مغز ما بر اساس تصویری که می سازیم کار می کند و پیش می رود. در زندگی هم این گونه است وقتی که دقیقاً بدانید که چه می خواهید و به چه سمتی حرکت می کنید به نظر می رسد مغز به صورت خودکار مراحل رسیدن به آن را تولید می کند. و آنچه باید انجام دهید در برابر شما نمایان می شود.
بنابراین افرادی که اهداف خود را مشخص کرده اند و آن را به وضوح می بینند از قدرت کیهانی برای رسیدن به مقصد خود کمک می گیرند، که بسیار پر هیبت است. و اثر آن را در اراده این افراد به وضوح می توان مشاهده کرد. ولی فردی که برای رسیدن به موفقیت تلاش می کند ولی هیچ تصوری از آن ندارد. فقط کسی است که در کوهستانی که معدن طلا دارد سخت کار می کند و کوه را می شکافد ولی نمی داند معدن کجاست و فقط کنده کاری می کند.


می توانید به تجربیات و مشاهدات خود رجوع کنید آیا افرادی که تا کنون در اطراف شما بوده اند فقط سخت کار می کرده اند یا اینکه می دانستند برای چه زحمت می کشند و می خواهند به کجا برسند.
چیزی را که همه باید یدانند این است که قدرت ما از درک واضح و صحیح رویا هایمان بدست می آید. و این جرقه ای است که آتش درون شما را روشن می کند، تا از موفقیت هایی که در آینده بدست خواهید آورد نهایت استفاده را ببرید.
اما به خاطر داشته باشید سفر شما در راه رسیدن به مقصد از خود مقصد مهمتر است چون در این مسیر تجربیاتی بدست می آورید که به قدرت شما می افزاید. و تبدیل به شخصی می شوید که قدرت رسیدن به اهداف بزرگتر را دارد.
زمانی می رسد که به هدف خود می رسید اکنون به گذشته بنگرید و ببینید که قبلاً که بوده اید و اکنون که هستید. سپس برای خود هدف جدیدی در نظر بگیرید و شروع به ادامه مسیر نمایید. شما باز هم قوی تر خواهید شد. ولی هر کاری که می کنید به خاطر داشته باشید :

«برای آنچه که باید تغییر دهید، احتیاج به تصویری از انچه که می خواهید داشته باشید دارید.»





+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 13:22  توسط ف.م  | 

زبان بدن و اهمیت آنها در موفقیت کاری


کارول کینسی گومان، نویسنده کتاب ها و مقالاتی در مورد موفقیت حرفه ای، رهبری و زبان بدن، بعد از صحبت با بیش از دویست کارشناس و استاد دانشگاه و مقامات دولتی و ... به چند نکته مهم در مورد زبان بدن و اهمیت آنها در موفقیت کاری و حرفه ای پی برد.


او این نکات را به شکل راهنمایی هایی ساده و مفید برای موفقیت در سال 2014 خلاصه کرده است که در زیر می خوانید:

1) قبل از جلسات مهم کاری، از راه دهان نفس بکشید.

درست قبل از وارد شدن به اتاق جلسه، نفس عمیقی بکشید و از بازدم را از راه دهان بیرون دهید. اگر کسی شما را نمی بیند، یک صدای "آه" مانند نیز دربیاورید. این کار باعث می شود که تنش و فشار از قسمت گردن، شانه ها و فک شما برداشته شود و تهاجمی و پرتنش به نظر نرسید.

2) وقتی مطلب رسمی و مهمی را ایستاده ارائه می دهید، حرکت کنید و سپس توقف کنید.

انسان ها توجه شان به حرکت جلب می شود. اگر هنگام صحبت حرکت کنید، توجه حاضرین را به خود جلب می کنید. اگر هنگام گفتن نکته ای کلیدی به سمت حضار حرکت کنید و هنگام استراحت دادن یا تغییر موضوع صحبت از آنها دور شوید، تأثیر بیشتری خواهد داشت. همچنین برای تأکید بر حرف هایتان می توانید فاصله بدهید. برای مثال وقتی در مورد سه موضوع متفاوت حرف می زنید، در سه حالت فیزیکی مختلف در مورد آنها سخن بگویید. یا اگر یک خبر خوب و یک خبر بد دارید، از دو سمت مختلف صحنه یا سکو استفاده کنید. ولی وقتی نظر و توضیحی حیاتی و مهم می دهید، حرکت نکنید. وقتی حرکات خود را با توقف های فیزیکی همراه می کنید، بیشترین تأثیر را می گذارید بدین ترتیب که برای تأکید بر مهمترین حرف هایتان، کاملاً بی حرکت بایستید.


3) برای مصمم به نظر رسیدن، کف دست هایتان را بچرخانید.

در اصل حرکاتی که با کف دست انجام می شوند نشان می دهند که شما نسبت به مذاکره در مورد نکته خاصی راغب هستید، ولی وقتی کف دست رو به پایین باشد یعنی نمی خواهید مذاکره کنید. افراد وقتی در مورد چیزی حس قوی و مطمئنی دارند، بطور اتوماتیک کف دست هایشان را به سمت پایین یا داخل می چرخانند. در کل قرار دادن کف هر دو دست روی میز کنفرانس نشانه قاطع اقتدار است.

4) اگر می خواهید شما را جدی بگیرند، زود شروع به حرف زدن کنید.

وقتی در جلسه به صندلی لم می دهید و فقط در پایان بحث نظرتان را می گویید، حرف های شما جدی گرفته نمی شود. وقتی زود نظرتان را می گویید، حتی اگر در مورد مسئله ای جزئی و پیش پا افتاده باشد، به شما به عنوان فردی فعال و صاحب نظر سر آن میز می نگرند که آماده است در بحث شرکت کند. بعداً وقتی دیدگاه ها و پیشنهادات خود را می گویید، بیشتر مورد قبول قرار می گیرند.

5) اگر می خواهید آیا فرد مقابل می خواهد آن مکان را ترک کنید یا خیر، به حالت نشستن او دقت کنید.

مردم وقتی می خواهند پایان مکالمه را به طرف مقابل نشان دهند، وضعیت آماده به بلند شدن می گیرند. ممکن است به سمت لبه مبل یا صندلی جابجا شوند، یا به جلو خم شوند و دست هایشان را روی زانوها یا دسته مبل یا صندلی بگذارند. اگر مخاطب شما چنین حالت هایی به خود گرفت باید به این سیگنال احترام گذاشته و فوراً سخن خود را جمع کرده و پایان دهید.

6) برای بهتر کردن مهارت های خود در مذاکره، ببینید در ساختن یا گسیختن ارتباط چقدر سریع هستید.


وقتی سر میز کنفرانس یا جلسه ای هستید و طرف صحبت شما روبرویتان نشسته است، از میز فاصله بگیرید و روی میز به سمت او خم شوید. به احتمال زیاد می بینید که طرف مقابل نیز از میز دور یا به آن نزدیک می شود. حالا به جلو خم شوید و دست هایتان را روی میز بگذارید طوری که کف دستتان معلوم باشد، حالا مستقیم به چشمان طرف مقابل نگاه کنید و لبخند بزنید. بدین ترتیب مشاهده می کنید که ارتباط شما گرمتر می شود و طرف مقابل دوستانه و باز رفتار می کند. به همین سرعت می توانید با زبان بدن ارتباطی را بسازید یا قطع کنید.

7) وقتی می خواهید تیمتان با شما همکاری کند، شروع به رژه رفتن کنید.

رژه رفتن، آواز خواندن، رقصیدن و طبل زدن همه از نمونه فعالیت هایی است که باعث می شوند اعضای گروه در هماهنگی با یکدیگر عمل کنند. یکی از تحقیقاتی که در دانشگاه استنفورد انجام شد نشان می داد که فعالیت موزون به اعضای گروه انگیزه همکاری به سمت هدف جمعی را می دهد.

8) برای آنکه پویا به نظر برسید، موضع خود را وسعت دهید.

صدای شما از کل بدنتان می آید، نه فقط دهانتان. بدن شما کمکتان می کند تا سخنگوی فعالتر و پویاتری به نظر برسید. پاهایتان را محکم و مطمئن زمین بگذارید و بین آنها فاصله بدهید و وزن خود را بطور مساوی روی پاهایتان تقسیم کنید. چنین موضع ایستادنی باعث می شود که دستگاه عصبی شما آرام شود و بتوانید راحت تر نفس بکشید و صدایتان تقویت شود و بلندتر شنیده شود.

9) برای آنکه کنترل خود را حفظ کنید، عقب بروید.

تحقیقی در دانشگاه رادبود هلند نشان دادن که حرکت به عقب روش مطمئن و خوبی برای افزایش کنترل ادراکی است. محققین دریافتند که وقتی افراد به موقعیت دشواری برمی خورند، برداشتن قدمی به عقب توانایی آنها برای مقابله با مشکل را افزایش می دهد.

10) برای افزایش بهره وری تیمی، زبان بدن خود را بهبود دهید.

افراد دائماً رهبر خود را زیر نظر دارند تا از او راهنمایی های احساسی بگیرند. اگر بدن شما بسته، افسرده یا عصبانی به نظر برسد، این حالت ها (و احساسات ناشی از آنها) بطور ناخودآگاه به اعضای تیم منتقل می شود و آنها از او تقلید می کنند. به این حالت "سرایت احساسی" می گویند و می توانید از آن به نفع خود استفاده کنید. اگر حالت و ظاهر شما آرام، باز و حساب شده باشد، تیم شما بطور منسجم، مثبت و سودمندتری واکنش می دهد.

نکته مهم اینکه چون راهنمایی های بالا ساده هستند دلیل نمی شود که قدرت آنها را دست کم بگیرید. تغییرات غیرزبانی کوچک می توانند تفاوت های بزرگی در درک و نحوه برقراری ارتباط دیگران با شما ایجاد کنند.



+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 17:9  توسط ف.م  | 

براي رسيدن به موفقيت، مثبت باشيد



بالارفتن از پله هاي موفقيت شغلي نيازمند کمک ديگران نيز مي باشد. رهبران حرفه اي و موفق کساني هستند که بتوانند در ميان همکاران و کارمندان خود شور و اشتياق ايجاد کنند. اگر تنها مثبت فکر کنيد کافي نيست، بلکه بايد مثبت زندگي کنيد.


نيروهاي مثبت خود را افزايش دهيد 

   
    از غيبت‌، تهمت‌، قضاوت نسنجيده در مورد افراد يا حوادث‌، حسادت‌، كينه‌، دروغ‌، جر و بحث كردن با ديگران و رنجاندن آنها به شدت پرهيز كنيد.

 زيرا با انجام دادن اين گونه اعمال به دور خودتان تراكمي از نيروهاي منفي جمع آوري مي‌كنيد و كسي كه از اين مقدار زياد نيروهاي منفي عذاب مي‌كشد، خودتان هستيد. زماني كه به ديگران خوبي و كمك مي‌كنيد، تجمعي از نيروهاي مثبت را به دور خودتان فراهم مي‌آوريد و اين نيروهاي مثبت باعث آرامش و شادي شما مي‌شوند. هنگامي كه وضو مي‌گيريد، الكتريسته‌هاي ساكن را به سطح بدن مي‌آوريد. آب رسانا است و شما امواج آرام بخش را توليد مي‌كنيد. با كشيدن مسح سر، اين امواج را به كورتكس مغز انتقال مي‌دهيد و باعث مي‌شويد كه ناحية شلوغ ذهن آرام گيرد. با مسح پا، انتقال امواج آرام بخش را در اندام‌هاي پاييني سرعت مي‌بخشيد. منطقه‌اي كه در روي كره زمين‌، بيشترين مقدار اين امواج را داراست‌، كعبه است‌. زماني كه شما نماز مي‌خوانيد و در جهت خانة خدا قرار مي‌گيريد و 7 قسمت بدن با زمين تماس پيدا مي‌كند، امواجي را دريافت مي‌كنيد كه باعث آرامش شما مي‌شوند.

 براي افزايش نيروهاي مثبت خود مي‌توانيد در يك وان حمام‌، پر از آب و نمك به مدت 20 دقيقه قرار بگيريد، در بطري‌هاي رنگي آب خوراكي بريزيد و به مدت 2 ساعت در معرض نور خورشيد قرار دهيد، سپس آنها را در يخچال بگذاريد و از آن بنوشيد. خورشيد منبع سرشاري از انرژي مثبت است‌. بدون كفش و جوراب روي چمن راه برويد. زيرا كه طبيعت منبع پر انرژي نيروهاي مثبت است‌. از ديگر راههاي افزايش نيروهاي مثبت و دروني قدرداني از خداوند به دليل نعمت‌هاي بي كرانش مي‌باشد. خداوند فرموده است‌: نعمت‌ها را شكر و سپاس گوييد تا آنها را براي شما زياد كنم‌. شكرگزاري به شما احساس بودن و داشتن مي‌دهد، و اين احساس خود به افزايش آرامش و نشاط منجر مي‌شود. چون شما به خاطر آن چه كه داريد شكر مي‌كنيد، نعمت‌هاي معنوي از قبيل شادي‌، سلامتي‌، صداقت و آرامش دروني به شما عطا شده است‌. امروز را صرف شادي بخشيدن به خود و دوستانتان كنيد. فردا غذاي سالمي بخوريد. روز بعد با خودتان صادق باشيد.
اگر موضوعي شما را ناراحت کرد به موضوعی بهتر فکر کنید ٫ روز بعد را در تفكر آرام سپري كنيد. شما با سپاسگزاري مي‌توانيد روحتان را پاك و نيروهاي آن را در جهت مثبت و صعودي افزايش دهيد و اين مسئله باعث باز شدن درهاي بي‌شماري از نيروهاي مثبت از كائنات به روي شما مي‌شود.


هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي   مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي  اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛  اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود  در زندگي شما دارد. تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته  و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق    محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است.

با اين حال افرادي نيز وجود دارند كه نمي توانـند به سطـح  رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.ضعفهاي شخصيتي  و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها، مـوانـع  اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي  خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير.

پشت گوش اندازي                           

ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد. افرادي كه علامت مزمن اين "بـيـمـاري" در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه " تمام كردنش كاري نخواهد داشت" و يا "نگران نباش، وقت براي انجام دادنش بسيار است"، كارها و وضايفشان را براي هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند.
اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هاي ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد،
 قطعا" پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد. احساس ميكنيد كه زمان در اختيار شما اسـت، اما هنگامي كـه وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند.
فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 0:12  توسط ف.م  | 

شش عامل شایع برهم‌زننده تمرکز



کارشناسان می‌گویند برای کمک به تمرکزتان،‌ اول لازم است چیزهایی را که باعث حواس پرتی‌تان می‌شود، پیدا کنید.
 
در اینجا شش عامل شایع برهم‌زننده تمرکز و نحوه مقابله با آنها را می‌‌آوریم:
1- چندکاری (multitasking):
افرادی که همزمان چند کار انجام می‌دهند شاید احساس کنند که زودتر کارهای‌شان را تمام می‌کنند، اما تقریبا همیشه انجام چند کار به طور همزمان از انجام هر کاری در یک زمان بیشتر طول می‌‌کشد.
در انجام چند کار با هم جابه‌جایی میان کارها باعث هدر رفتن وقت می‌شود.
در یک بررسی در سال 2001 که در ژورنال "روانشناسی تجربی" منتشر شد، پژوهشگران دانشگاه میشیگان و سازمان هوانوردی آمریکا آزمایش‌هایی را انجام دادند که در آن افراد باید مسائل ریاضی حل می‌کردند یا اجرام هندسی را طبقه‌بندی می‌کردند. این پژوهشگران دریافتند که افراد هنگامی بین وظایف متفاوت جابه‌جا می‌شوند زمان از دست می‌دهند. و هنگامی که این کارها پیچیده‌تر یا نا‌آشناتر باشند،‌ زمان حتی بیشتری در هنگام جابه‌جایی بین آنها هدر می‌رود.
کلید حل مشکل در موارد چند کاری این است که طور گزینشی عمل کنید، برای مثال صحبت کردن با تلفن،هنگامی که دارید لباس درون ماشین لباسشویی می‌ریزید،‌ مشکلی ایجاد نمی‌کند، اما صحبت با تلفن در هنگام کاری مشکل یا نیازمند تمرکز بالا مثلا نمونه‌خوانی یک گزارش، حواس‌تان را پرت خواهد کرد.
2- ملال و کسالت
انجام کارهای ملال‌آور توانایی شما را برای تمرکز کاهش می‌دهد و شما را در معرض حواسپرتی قرار می‌دهد. هنگامی که کاری کسالت‌بار را انجام می‌دهید، تقریبا هر چیز دیگری برای‌تان را جذاب‌تر از انجام آن کار است.
برای حل این مشکل می‌توانید به خودتان پاداش‌های کوچکی بدهید، برای مثال برای ادامه دادن آن کار مدت معینی از زمان با خوردن قهوه یا غذای حاضری به خود جایزه بدهید.
همچنین می‌توانید زمان‌های برای استراحت در میان کار را برای خود برنامه‌ریزی کنید:برای مثال 10 دقیقه پیاده‌روی در بیرون- به این ترتیب شما چیزی دلخواهی دارید که در ضمن کار ملال‌آور انتظارش را بکشید و فرصتی برای تجدید قوا پیدا می‌کنید.
کسالت حین انجام کار یکی از مواردی است که در آن چندکاری می‌توانند به نفع شما تمام شود. چندکاری در مواردی انجام کاری هستید که آنقدر ملال‌آور است که انگیزه‌ای برای انجامش ندارید، اغلب به شما کمک می‌کند.
برای مثال اگر تمرکز بر شستن ظرف‌ها یا پرکردن فرم‌ها برای‌تان کسل‌کننده است، گوش دادن به رادیو یا فرستادن اس‌ام‌اس به یک دوست می‌تواند انگیزه شما برای ادامه کار حفظ کند.
3- عوامل ذهنی حواس‌پرتی
این عوامل ایجاد کننده حواسپرتی افکاری هستند که در ذهن شما جریان دارند و می‌توانند تاثیری قوی برای شما داشته باشند. یک راه برای خلاص شدن از این افکار آزارنده،‌ ثبت کردن سریع آنها به صورت یادداشت است. برای مثال مواردی که ذهن‌تان را مشغول کرده است،‌ به فهرست کارهای ضروری‌تان اضافه کنید، یا ناکامی‌های‌تان را با نوشتن خاطرات روزانه تخلیه کنید.
اگر در مورد مسئله خاصی تحت استرس هستید، زمانی را برای صحبت کردن در مورد آن با فردی مورد اعتماد اختصاص دهید. اگر شنونده‌ای حمایت‌کننده و فعال داشته باشید، به تخلیه برخی از تنش‌هایی که ذهن‌تان را آزار می‌دهد،کمک خواهد شد.
مراقبه (meditation) هم نیز می‌تواند به شما کمک کند. هنگامی که مراقبه انجام می‌دهید،‌ یاد می‌گیرید که افکار مزاحم را کنترل کنید،‌ به این ترتیب آنها نمی‌تواند تاثیر زیادی روی تمرکز شما داتشه باشند. در تمرین‌های مراقبه می‌آموزید که توجه‌تان را دوباره متمرکز کنید و آن را معطوف چیزی کنید که می‌خواهید.
یک بررسی در سال 2007 نشان داد که افرادی که در یک دوره هشت هفته‌ای مراقبه شرکت کرده بودند، توانستند توانایی متمرکز کردن توجه‌شان را بهبود بخشید.
فنون پایه‌ای مراقبه - مانند تمرکز کردن روی حس تنفس و بعد انتقال کانون تمرکز به سایر حس‌ها در بدن را می‌توانید گذراندن یک دوره هشت هفته‌ای کلاس مراقبه برای کاهش استرس به طور حضوری یا به صورت آنلاین بیاموزید.
4- مزاحمت‌های الکترونیک:
اگر به طور مداوم به دنبال چک کردن ای‌میل باشید، به سادگی حواس‌تان پرت می‌شود. اگر در حال انجام کاری هستید که نیاز به تمرکز دارد، هر بار که پیام صوتی "ای میل دارید" را می‌شنوید، رشته افکارتان از هم گسیخته خواهد شد.
ما اغلب احساس می‌کنیم باید به محض دریافت یک ای‌میل، یا پیام متنی یا صوتی پاسخش را بدهیم. اما کارشناسان می‌گویند باید حدودی را تعیین کنید تا نگذارید تکنولوژی شما را کنترل کند.
زمان‌هایی را در روز اختصاص دهید تا در آن بتوانید بدون مزاحمت‌های الکترونیک بر کارتان متمرکز شوید. برای چک کردن روزانه ای‌میل‌تان زمان مشخصی را تعیین کنید، (نه اینکه به طور مداوم آن را تحت نظر داشته باشید)، و در بقیه اوقات از ای‌میل‌تان خارج شوید.
تغییر دادن مکان هم ممکن است به شما کمک کند. برای مثال لپ‌تاپ‌تان را به نقطه‌ای منتقل کنید که برای چند ساعت در روز دسترسی به شبکه بی‌سیم نداشته باشید.
5- خستگی:
بسیاری از بررسی‌ها نشان می‌دهند که کمخوابی تمرکز،‌ حافظه کوتاه مدت و سایر کارکردهای ذهنی را مختل می‌کند. هنگامی از خواب محروم می‌شود، میزان تمرکز و توجه تان افت می‌کند. نیاز به خواب در میان افراد متفاوت است، اما اغلب افراد بزرگسال نیاز به 7 تا 9 ساعت خواب شبانه دارند. دست کم 7 ساعت خواب به شما کمک خواهد تا در طول روز متمرکز بمانید.
همچنین سعی کنید کارهایی را نیاز به تمرکز بیشتر دارند را در ساعاتی در روز انجام دهید، که احساس بیشترین هشیاری را دارید. به ریتم زیستی خود توجه کنید و زمان‌هایی از روز را که برای شما بهترین موقع برای کار است،‌ پیدا کنید.
6- اثرات داروها و مسائل پزشکی
اگر مشکلات تمرکز توانایی شما در محل کار یا در خانه را مختل کرده است یا اگر متوجه علائمی جسمی مانند بیخوابی یا اضافه وزن شده‌اید،‌ با دکترتان مشورت کنید.
اختلال تمرکز ممکن است ناشی از بیماری‌های مانند اختلال بیش‌فعالی و کم‌توجهی (ADHD)، قطع تنفس حین خواب، افسردگی، کمخونی یا بیماری تیروئید باشد.
برخی از داروها مانند داروهایی که برای درمان افسردگی، صرع یا عفونت‌های آنفلوآنزا به کار می‌روند،‌ ممکن است به عنوان یک عارضه جانبی باعث اشکالات تمرکز شوند.




+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 19:56  توسط ف.م  | 

آدم موفق چه کسی است؟



 تعریف موفقیت:
بیشتر دانشمندان و نویسندگان سعی کرده‌اند تعریف جامع و کاملی از موفقیت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گیرد، اما شمار فراوان این تعاریف خود موجب گردیده است که تا به حال توصیف دقیق و مشخصی از این کلمه در دست نباشد و در واقع ندانیم که اصولاً موفقیت چیست و ما دستیابی به چه چیزهایی را موفقیت می‌نامیم.
یکی از دلایل عمده ی تعدد تعاریف موفقیت، برداشت‌های گوناگونی بوده که از این مفهوم شده است. بسا افرادی که به دلیل دستیابی به خواسته‌هایشان، خود را موفق و کامیاب می‌پندارند، امّا این موفقیت‌ از نظر دیگران چندان ارزش و اعتباری ندارد. و یا افرادی هستند که احساس می‌کنند، موفق شده‌اند ولی وقتی واقعاً در آن تفکر می‌کنند، می‌بینند پدیده ی فوق واقعاً، آن موفقیتی که فکر می‌کردند نیست. بنابراین موفقیت امری نسبی بوده و هرگز تعریف واحدی به خود نمی‌پذیرد.
 "آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است"
                                                          آلفرد اوستن
در نظر اکثریت مردم فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود رسیده و در درون،احساس رضایت خاطر دارد، که این خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی می‌باشد. البته این را هم باید دانست که هیچکس واقعاً موفق نیست، مگر آنکه خوشبخت باشد و خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش انجام دهد. 
می‌توان گفت موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است، از جمله: رفاه نسبی در زندگی، کسب احترام، بزرگی و عزّت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع، رهایی از نگرانی، سرخوردگی و شکست. موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است، هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی می‌باشد که از روزگار می‌تواند بدست آورد. نخستین و بهترین ایستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که می‌خواهند از روزگار کام ستانند.
موفقیت، جریان مداومی است که ضمن آن مشتاق و آرزومند توفیق‌های بیشتری هستیم. و در واقع راه موفقیت همیشه در دست ساختن است. 
موفقیت پیش رفتن در مسیر است، نه به نقطه ی پایان رسیدن.
موفقیت واقعی چیست؟
کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود احساس رضایت خواهیم کرد. 
در این سلسله مقالات به هفت اقدام اشاره می کنیم که با انجام آنها به موفقیت واقعی می‌توان دست یافت:
در این مقاله به بحث نیروهای درونی می پردازیم.
1- نیروهای درونی خود را آزاد کنید:
امام علی (ع) می‌فرماید:
آیا می‌پنداری که جسم کوچکی هستی،
در حالی که در درون تو جهان بزرگی نهفته است.
لحظاتی با خود خلوت کنید، در چشمه ی صاف و فراوان اندیشه‌ها، غرق شوید و نیروهای عظیم و حیات‌بخش خود را در نظر آورید!
کاوش‌ها و پژوهش‌های عصر حاضر در مورد انسان حاکی از آن است که برخلاف آنچه تصور می‌کنند، انسان‌ها، کم یا بیش دارای منابع و ذخایر بالقوه و خداداد مشابهی هستند و از این لحاظ تفاوت فاحشی بین آنها وجود ندارد.
عده‌ای این استعداد و ذخایر را در وجود خویش کشف می‌کنند و با بکار بستن آن به نتایج عظیم و شگرفی دست می‌یابند و عد‌ه‌ای دیگر از توانایی‌های بالقوه ی خود استفاده نکرده و آنرا با خود به گور  می‌برند. تفاوت انسان‌های موفق جهان با سایر افراد در همین است.
نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص، از طریق نظام عصبی واکنش نشان می‌دهند عبارتند از: شعور و آگاهی، قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیّت، ایمان، پشتکار، خشم، شهوت، کینه، اعتماد به نفس، اراده، شادی و نشاط، غم و اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگرانی، حساسیت، کنجکاوی، مهر و محبت و ... 
هر یک از این نیروها همانند یک بردار، دارای شدت و جهت معینی هستند که اندازه و جهت آن در افراد مختلف و در حالت‌های گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد. این نیروها نیز فعال نیستند و تأثیر چندانی در رفتارها ندارند. فرآیند مجموع این نیروهاست که روحیه و عملکرد انسان را شکل می‌دهد و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محیطی می‌کند. اگر این نیروها تحت تأثیر محرک‌ها با شرایط ویژه‌ای آزاد و همسو شوند، نیروی عظیمی پدید می‌آید که دارای انرژی خارق‌العاده‌ای است و انسان را بسیار نیرومند می‌کند به طوری که قادر خواهد بود حتی بعضی از کارهای غیرممکن را، ممکن کند. اگر همسو شدن نیروها در جهت مثبت باشد، انرژی بیکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت مثبت به منظور سازندگی حرکت می‌دهد و اگر این نیروها به هر دلیل و تحت هر شرایطی در جهت منفی و مخالف، همسو شوند، آنگاه همین نیروی عظیم در جهت تخریب و نابودی انسان عمل می‌کند. سستی و تنبلی، افسردگی و کسالت روحی، خشم و خشونت، کشتار دسته‌جمعی، قتل عام و بسیاری از رویدادهای دیگر، از همین قبیل است.
«موفقیت همیشه با ذهنیت‌های مثبت ایجاد می‌گردد و زاییده ی آن است.»
                                                                                              شاه آبادی
«وین دایر» در تشریح تصویر یک شخصیت سالم می‌نویسد:
«داشتن انرژی سرشار و قابل ملاحظه، از ویژگی‌های شخصیت سالم است. شور زندگی در وجودش موج می‌زند. عشق و اشتیاق، انرژی پر قلیانی را در او متمرکز می‌کند و او را به چنین تکاپو وا می‌دارد. ساعات کمی را به خواب اختصاص می‌دهد و مفهوم بی‌حوصلگی و کسالت را نمی‌فهمد. مجموعه رویدادهای زندگی‌اش، حاصل احساسات، اندیشه‌ها، تلاش‌ها و فرصت‌هاست، حتی اگر در زندان باشد، فکر خود را بطور بدیهی بکار می‌اندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند




+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 0:17  توسط ف.م  | 

"پيشگويي كامبخش



چنانچه موشكافانه تر رفتارهاي خود را مورد ارزيابي قرار دهيد، در مي يابيد كه بسياري از وقايعي كه شما آنها را به بخت و اقبال، شانس و تقدير نسبت مي دهيد، در واقع رابطه ي معنا داري با انتظارات ما و نيز پديده اي بنام "پيشگويي كامبخش" دارند. 

تعريف پيشگويي كامبخش(self fulfilling prophecy): 

1-پيشگويي اي ميباشد كه به خودي خود باعث محقق شدن خودش ميشود. 

2-تعريفي غلط از يك موقعيت كه باعث برانگيختن يك رفتار جديد و به حقيقت پيوستن تصور و ادراك غلط اوليه ميشود. 

3-روندي كه در طي آن انتظارات شما از فرد ديگر در نهايت منجر به آن ميشود تا فرد به نحوي رفتار كند كه انتظارات اوليه شما تاييد گردند. 

4-چنانچه افراد شرايط را واقعي قلمداد كنند، آن شرايط در پي آمدهاي رفتارشان به واقعيت مي پيوندند. 

5-افراد تمايل دارند به چيزهايي كه ميجويند دست يابند، و چه بسا سهوا آن چرا كه ميجويند خلق ميكنند. 

6-ديگران به نحوي واكنش نشان ميدهند كه شما انتظار داريد واكنش نشان دهند. 

يك چرخه از اين پديده به شكل زير رخ ميدهد: 

1-ادراك كننده انتظارات خاصي مبني بر چگونگي رفتار هدف متصور ميشود. 

2-سپس ادراك كننده به نحوي رفتار ميكند تا هدف را وادار به اعمال رفتار مورد انتظار خود كند. 

3-هر آينه هدف به نحوي رفتار ميكند تا انتظارات ادراك كننده تاييد گردند. 

4-ادراك كننده تحقق رفتار پيش بيني شده خويش را به چشم مي بيند. 

عكس اين حالت پيشگويي خودشكننده (self defeating prophecy) قرار دارد. تفاوت آن با پيشگويي كامبخش به شرح زير است: 

پيشگويي كامبخش: پيشگويي يك نتيجه منفي كه آن نتيجه منفي به علت بازخوردهاي منفي محقق ميشود. 

پيشگويي خود شكننده: پيشگويي يك نتيجه منفي كه آن نتيجه منفي به علت بازخوردهاي مثبت محقق ميشود. 

مثالها: 

1-خانواده اي صاحب دو فرزند ميباشد. والدين يكي از فرزندان را با استعدادتر و باهوش تر از فرزند ديگر ميپندارند و يا صرفا يكي را بيش از ديگري دوست دارند. بنابراين فرزند مرجح و محبوب را بيش از فرزند دوم مورد حمايت (مالي، عاطفي، اجتماعي)، توجه و پذيرش قرار ميدهند. در نهايت فرزندي كه از حمايت بيشتري برخوردار بوده در زندگي موفق و كامياب و فرزندي كه مورد بي توجهي واقع شده در بزرگسالي ناموفق و يا فاقد اعتماد بنفس ميگردد. 

2-شما دو گلدان در منزلتان نگهداري ميكنيد. اما به يكي از گلدانها بيش از ديگري توجه كرده و به آن رسيدگي ميكنيد. در نتيجه گلدان محبوب شما از رشد خوبي برخوردار گشته و شادابي خود را نيز حفظ ميكند، اما درمقابل گلدان دوم پژمرده و خشك ميشود. 

3-استاد دانشگاه يكي از دانشجويان را باهوش تر از سايرين ميپندارد، بنابراين وقت بيشتري را با وي سپري ميكند. در نتيجه وي نمرات بهتري نسبت به ساير دانشجويان دريافت ميكند. 

4-مربي فوتبال تصور ميكند كه بازيكن تازه وارد هماهنگي لازم را با تيم ندارد و يا از مهارت و تجربه ي كافي برخوردار نيست ،بنابراين وي را وارد ميدان نميكند.هنگامي هم كه وي را براي مدت كوتاهي بازي ميدهد،ازآنجايي كه بازيكن ازآمادگي لازم برخوردار نيست(به علت فرصت ندادن به وي) بالطبع بازي خوبي از خود به نمايش نمي گذارد. 

5-شما انتظار اين را داريد كه هم اتاقي شما فرد خجالتي و كم رويي باشد، از اين رو با وي زياد صحبت نمي كنيد و در نتيجه وي كمرو به نظر ميرسد. 

6-شما هنگام قرار ملاقات انتظار داريد فرد مقابلتان شما را مورد پسند قرار نداده و طردتان كند. بنابراين هنگامي كه با وي روبرو ميشويد، به او بي اعتنايي كرده و بد برخورد ميكنيد (شايد براي پيش دستي و اينكه اين شما بوديد كه نخست وي را نپسنديده و طرد كرده ايد). در نتيجه وي نيز آزرده شده و شما را طرد ميكند. 

7-چنانچه با ما به نحوي رفتار شود كه گويي فرد با شخصيت و باهوشي هستيم، ما نيز همانگونه كه ديگران انتظار دارند رفتار خواهيم كرد. (و بالعكس) 

8-شما وارد رستوراني مي شويد و انتظار يك سرويس دهي بد را از آن رستوران داريد. بنابراين با ارسال پيامهاي غير كلامي و يا كلامي به پيشخدمت باعث ميشويد تا وي سرويس مناسبي به شما ارائه ندهد. 

9-سرمايه گذاران بورس انتظار دارند تا بازار با ركود مواجه گردد. بنابراين از خريد سهام خودداري ميكنند. نتيجه آن ركود در بازار بورس ميباشد. 

10-هنگامي كه معلمان و استادان از دانش آموزان انتظار دارند تا خوب درس بخوانند و از پيشرفت علمي برخوردار باشند،دانش آموزان نيز خود را با اين انتظارات انطباق داده و در درس پيشرفت ميكنند (و بالعكس). از اين پديده به اثر پيگماليون(pygmalion effect) ياد ميشود كه درآن اثر نيروي انتظار در بهبود عملكرد مطرح است. 

11-اثر دارونماها(placebo) كه درآن علايم بيماري با يك داروي بي اثر تسكين مي يابد نيز از همين پديده نشات ميگيرد. بيمار صرفا به خاطر اينكه انتظار بهبودي دارد، حالش بهتر ميشود. 

12-فردي وارد رابطه اي ميشود، اما با اين تصور كه رابطه روزي نافرجام پايان خواهد يافت. بنابراين آنطور كه بايد در حفظ رابطه نمي كوشد و در نهايت رابطه نيز با شكست مواجه ميشود. 

نتيجه: 

1-چنانچه انتظار شكست داشته باشيد شكست خواهيد خورد، و چنانچه انتظار پيروزي داشته باشيد پيروز خواهيد شد. هميشه حق با شماست. 

2-ما رفتار ديگران را به نحوي تحت تاثير قرار مي دهيم كه با انتظاراتمان تطابق يابند. 

3-ديگران نيز به نحوي رفتارميكنند تا رفتار خود را با انتظارات شما وفق دهند. 

4-شما ميتوانيد خالق واقعيات زندگي خود باشيد. 

5-همانگونه دنيا خود را به شما مي نماياند كه انتظارش را داريد. 

6-برچسب زدن اهميت دارد، هر چقدر هم فردي كه برچسب ميخورد سنش كمتر باشد اين اهميت دو چندان ميشود. شايد زني كه در حال حاظر زن خياباني ناميده ميشود، در نوجواني به وي انگ و تهمت بي عفتي و بي بندوباري زده ميشده است. 

7-چنانچه در رابطه اي شكست خورده ايد، مطمئن باشيد شما يا شريكتان و يا يكي از نزديكان شما انتظار شكست رابطه را مي كشيده است . 




+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 0:17  توسط ف.م  | 

کليد ميليونر شدن




1-با خود و ديگران کاملا صادق باشيد

* تفکر منبع اصلي ثروت ، موفقيت ، پيشرفت هاي مادي ، کشف ها و اختراعات بزرگ و همه کاميابي هاست ." کلود بريستول "


شايد ارزشمندترين و شريف ترين صفت شما که با آن شناخته مي شويد صداقت باشد . در هر کاري که انجام مي دهيد و در هر معامله و فعاليتي با صداقت کامل عمل کرده و هرگز در آن مصالحه نکنيد . به خاطر داشته باشيد که قولتان تعهد شماست

2-بالاترين اولويت هايتان را تعيين کنيد و سپس با تمام قوا روي آنها تمرکز کنيد

* انسان غير متمرکز در همه امورش ناپايدار است " برايان تريسي "

3-سريع العمل و قابل اعتماد باشيد

* کار خودتان را انجام دهيد اما نه فقط در حد وظيفه بلکه اندکي بيشتر و از روي سخاوت ، همين مقدار اندک به اندازه ي تمام کار ارزش دارد ." دين بريگز "

4-براي جهش از قله اي به قله اي ديگر آماده باشيد

* برنده شدن يک چيز گاهگاهي نيست بلکه هميشگي است " وينس لمباردي "
شما بايد بينشي بلند مدت داشته باشيد و در هر کاري آينده را مد نظر قرار دهيد و به خود اجازه ندهيد در گرفتاري هاي روزمره زندگي غرق شويد .

5-انضباط فردي را در همه موارد اعمال کنيد

* انضباط فردي يعني توانايي وادار کردن خود به انجام به موقع کارهايي که بايد انجام دهيد چه خوشتان بيايد و چه نيايد " آلبرت هبارد "
کليد ميليونر شدن داشتن ديد بلند مدت همراه با توانايي چشم پوشي از پاداش هاي کوتاه مدت است .

6-خلاقيت و استعداد ذاتي خود را شکوفا کنيد

* قدرت تصور از واقعيات برتر است " آلبرت انيشتين "

7- با افراد درست در ارتباط باشيد

* طي پنج سال آينده شما تغييري نخواهيد کرد مگر به دليل ملاقات با افرادي خاص و کتاب هايي که مطالعه مي کنيد"چارلز جونز"
افراد موفق عادت دارند در طول زندگي شبکه اي از ارتباطات با کيفيت بالا به وجود آورند .

8-به بهترين نحو مراقب سلامتي خود باشيد

* رمز خوشبختي داشتن ذهني سالم در بدني سالم است " تئودور روزولت "

9- قاطع وعمل گرا باشيد

* به جنگ درياي مشکلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد " ويليام شکسپير "

10- هرگز شکست را يک انتخاب ندانيد

* چيزي براي ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس " فرانکلين روزولت "
ترس از شکست بزرگ ترين مانع در راه کسب موفقيت است مشکل خود شکست نيست بلکه ترس از شکست يا پيش بيني شکست است که افکار و اعمال را فلج مي کند .

11- در امتحان پايداري قبول شويد

* هيچ چيز نمي تواند جايگزين پايداري شود استعداد نمي تواند : انسان هاي با استعداد ناموفق فراوانند.نبوغ نمي تواند : نابغه هاي ناکام تقريبا به صورت ضرب المثل درآمده اند تحصيلات نمي تواند :دنيا پر از تحصل کرده هاي بي حاصل فقط پايداري و اراده داراي قدرت لايتناهي است"کالوين کوليج"




+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 0:17  توسط ف.م  | 

قانون جذب و قوانین فیزیک



اخیرا که تعداد کسانی که فیزیک خوانده اند در دنیا زیاد شده و خیلی ها در همان سطح دبیرستان با مفاهیمی مثل فیزیک کوانتوم و اتم و بسته های انرژی در داخل اتم ها آشنا شده اند. تب جدیدی دنیای موفقیت را فرا گرفته به اسم تب تفسیر انرژی جهان هستی. به این شکل که با استفاده از قوانین فیزیک کوانتوم ، بسیاری تلاش می کنند ثابت کنند که هر چه ذره بین خود را بزرگتر کنیم و به مواد جهان ریزتر دقیق شویم سرانجام به اتم و فضای داخل اتم می رسیم و آنجا تازه متوجه می شویم که دنیای مادی ما چیزی نیست جز انرژی! بعد همین افراد سعی می کنند نتیجه بگیرند که خوب وقتی همه چیز این دنیایی که می بینیم انرژی است پس دیگر نباید تعجب کرد که فکر بتواند به ماده تبدیل شود و شکل مادی و واقعی به خود بگیرد. یعنی این اشخاص تلاش می کنند نهایتا نتیجه بگیرند که فکر یعنی چیزی که بیشتر به  انرژِی می ماند می تواند ماده را به سمت خود جذب کند و حتی گامی هم جلوتر می روند و می گویند ماده جدیدی را از دل کاینات بیرون بکشد!


این افراد که فکر را انرژی می دانند و از قوانین فیزیک کوانتوم برای اثبات ادعای خود کمک می گیرند معتقدند که برای آنکه انسان بتواند این انرژی را کنترل کند باید چهار کار را انجام دهد:


1-      شخص باید بداند چه می خواهد و همان را که می خواهد از کاینات درخواست کند. ( اینجا کلمه کاینات به معنای کل هستی  است.)


2-      شخص باید تمام فکر وذکرش را روی چیزی که می خواهد متمرکز کند و با تمام احساس وشور و شوق و هیجانی که در خودش می تواند ایجاد کند باید آن چیزرا طلب کند.


3-      آنقدر در چیزی که می خواهد غرق شود که اصلا فکر کند قبلا به آن چیز رسیده است و الان فقط بین او و چیز مطلوبش کمی فاصله افتاده که به زودی برطرف می شود.


4-      برای در آغوش گرفتن و دریافت و گرفتن چیزی که می خواهد کاملا آماده و گوش بزنگ باشد و هر چیزی که برای نگهداری و استفاده از آن چیز از قبل لازم است را مهیا کرده باشد.


این شیفتگان کوانتمی قانون جذب می گویند که اگر انسان دست از منفی بافی بردارد و حتی یک لحظه هم به یاس و ناامیدی و اندیشه های منفی اجازه رخنه در افکارش را ندهد سرانجام کاینات تسلیم می شود و از مجراها و کانال ها و جاده هایی که حتی فکرش را هم نمی توان کرد ، چیز طلب شده ناگهان در آغوش طالب آن قرار می گیرد.


می بینید که مدافعان کوانتمی قانون جذب با استفاده از  کلمات قلمبه و سنگین و شبه علمی مثل " فیزیک مدرن " و "کوانتوم" و " انرژی" سعی می کنند ، چیزی را بگویند که خیلی های دیگر از جمله نویسنده معروف میلدرد مان در کتابش تحت عنوان "همانی خواهی شد که باور داری" آن را در هفت مرحله زیر بیان نموده است. این نویسنده معتقد است که برای رسیدن به چیزی که می خواهیم باید هفت مرحله را از سر بگذرانیم:



1- از اعماق وجودمان طالب و خواستار آن چیز باشیم. یعنی با وجودی که الآن به آن چیز نرسیده ایم ، اما شوق و کشش و علاقه شدید و تمام ناشدنی برای وصال به آن چیز در تمام وجودمان موج بزند.


2- واضح و شفاف و با جزئیات کامل و دقیقا بدانیم چه چیزی را می خواهیم. گنگ و مبهم و گیج نباشیم که همینطوری یک چیزی را از روی هوس یا چشم و هم چشمی یا تقلید کورکورانه بخواهیم. باید آن چیز را حتی اگر به آن نرسیده ایم بتوانیم مقابل چشم دلمان ببینیم. مهم تر اینکه باید در اعماق وجودمان بابت خواستن این چیز دچار مشکل عذاب وجدان نباشیم و طلب کردن این چیز با ارزش های روحی و معنوی ما ناسازگار نباشد. باید ارزش هایی که به آنها معتقد هستیم هم این چیزی که برای رسیدن به آن لحظه شماری می کنیم را تائید کنند و این گرفتن تائید از تک تک ارزش های درونی مان مساله بسیار مهمی است.


3- فقط به خواست باطنی خودمان اکتفا نکنیم و چیزی که طالبش هستیم را با زبان ساده تقاضا کنیم. یعنی وقتی مطمئن شدیم و یقین پیدا کردیم که واقعا طالب آن هستیم ، با همین زبانی که صحبت می کنیم با صدای بلند برای کاینات درخواست خودمان را دعا کنیم و به اطلاع کاینات برسانیم.


4- باور کنیم و یقین داشته باشیم که بالاخره دیر یا زود حتما و مطمئنا به چیزی که می خواهیم می رسیم. هم در سطح خودآگاه و هم در سطح ضمیر ناخودآگاه باید این باور و یقین رسیدن به مقصود و مقصد را باید جا بیاندازیم.


5- برای رسیدن به چیزی که می خواهیم کاری انجام دهیم. حتی اگر اینکار یک  تلاش  کوچک چند دقیقه ای در طول روز باشد. باید بتوانیم در تصور و خیال خودمان را ببینیم که به مطلوبمان رسیده ایم. به جزئیات نباشد نباید کاری داشته باشیم و به اینکه کاینات چگونه می خواهد مشکلات سرراه را بردارد و ما را به وصال برساند. بلکه برعکس باید سعی کنیم خودمان را در حال لذت بردن از چیزی که بالاخره روزی به آن خواهیم رسید ببینیم.شک نداشته باشیم که سرانجام یک روزی و در یک جایی و یک جورایی ما به خواسته آرمانی مان می رسیم وچیزی که تقاضا کرده ایم را دریافت می کنیم. خودمان را در حال داشتن آن چیز و لذت بردن از آن هر روز در تصوراتمان ببینیم و در این تصور زیبا خود را شناور سازیم.


6- سپاسگذار باشیم. همیشه باید از خدا و خالق هستی تشکر کنیم و مهم این است که این سپاس و تشکر زبانی نباشد و در اعماق قلب و دلمان هم این سپاسگذاری را باید حس کنیم. قدرتمند ترین دعایی که می بایست هر روز دلمان را بلرزاند باید همین دو کلمه "خدایا متشکرم." باشد. وقتی این کلمات را در دل خود می گردانید سعی کنید آنها را واقعا و با تمام وجود احساس کنید. جوری تشکر کنید که انگار قبلا دریافت کرده اید و غرق در شکر و سپاس از درگاه خالق کاینات هستید.


7- امیدوار و منتظر و چشم به راه باشید. خودتان را طوری آماده کنید که همیشه در حالت یک نوع انتظار زیبا و یک جور چشم انتظاری توام با ذوق و شادی فراوان باشید. راهی پیدا کنید که این انتظار توام با شوق در زندگی شما هم نشان داده شود. و شما به طور دائم و مستمر لحظه ای هم از تصور وصال و رسیدن غافل نشوید. شاید کسی چیزی که می خواهید را به شما بدهد و شاید هم شما راهی برای رساندن خودتان به چیزی که طلب می کنید پیدا کنید. مهم این است که مطمئن باشید و منتظر باشید تا لحظه وصال اتفاق بیافتد.


اگر دقت کنید می بینید که این روش هفت مرحله ای مثل روش کوانتمی به علم فیزیک و قوانین علمی و ریاضی تکیه نمی کند و برعکس بر پایه یقین و اعتقاد و باور استوار است. جالب اینجاست که هر دو روش یعنی هم شیوه چهار مرحله ای کوانتومی و هم این شیوه هفت مرحله ای یقینی هر دو جواب می دهند. و این همان اعجاز شگفت آور قانون جذب است.


البته قانون جذب منتقدان زیادی هم دارد. کسانی که می گویند این قانون اصلا پایه و اساس علمی ندارد و هیچ تضمینی وجود ندارد که انسان بعد از طی همه مراحل به جوابی که می خواهد حتما برسد. یعنی همانطوری که قوانین طبیعی و فیزیکی حتما به جواب ثابتی منجر می شوند قانون جذب رسیدن حتمی به جواب را تضمین نمی کند. بعضی دیگر هم این سوال را مطرح می کنند که اگر کاینات فقط با یک فکر و اندیشه خشک  و خالی می تواند کلی ثروت و خوشبختی را به مردم ارزانی دارد ، پس چرا در دنیا این همه فقر و قحطی و مرگ وجود دارد؟


خیلی از منتقدان هم می گویند که قانون جذب فقط برای آدم های خوش شانسی کار می کند که به خاطر فرهنگ و محیط خاصی که در آن قرار دارند امکان رسیدن به آرزوها و خواسته هایشان وجود دارد و این قانون در همه جای دنیا یک جور جواب نمی دهند. دانشمندان هم شیفتگان کوانتومی قانون جذب را به شدت مورد انتقاد قرار می دهند و می گویند نباید از کلمه قانون برای بیان اتفاق جذب استفاده کرد چون امکان جواب گرفتن ثابت وقابل تکرار در هر شرایط دلخواه با این قانون و امکان آزمودن درستی یا نادرستی جواب وجود ندارد. انگار به نظر می رسد مدافعان قانون جذب اصلا نباید به سراغ قوانین علمی برای اثبات درستی کارکرد این قانون می رفتند چون دانشمندان قرص و محکم مقابل آنها قد علم می کنند و آنها هم چون قصد دارند با ابزارهای علمی و فیزیکی ، به توصیف یک پدیده متافیزیکی و غیر مادی بروند خوب طبیعتا شکست می خورند و نمی توانند به خوبی از خود دفاع کنند. این همان خطایی بود که در فیلم راز یا Secret صورت گرفت و بلافاصله در جلسات پرسش و پاسخ بین تماشاچیان این فیلم و سازندگان این مجموعه روی علمی نبودن ادعاهای کوانتومی دانشمند فیلم کلی انتقاد مطرح شد.


اما مدافعان قانون جذب اصلا به نظر دانشمندان و فیزیکدانان و اینکه آنها این قانون را تائید یا رد کنند اهمیتی نمی دهند. آنها بر این باورند که دانشمندان کل هنرنمایی شان مربوط به آن بخش از یخ است که روی آب شناور است و بخش عظیم کوه یخ زیر آب آن قسمتی است که قانون جذب برایش کار می کند و صادق است.





+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 21:13  توسط ف.م  | 

راز قانون جاذبه


ما همه با یک نیروی بی پایان زندگی می کنیم . و آن نیروی جاذبه است. 

راز قانون جاذبه

تمام چیزهایی که وارد زندگی شما می شوند با قانون جاذبه وارد شده اند . تمام چیزهایی که شما در ذهن دارید به طرف خود جذب می کنید . افکار تبدیل به ا جسام می شوند . شما باید مشخص کنید چه چیزی را می خواهید ، به آن فکر کنید و بار ها ، بارها آن را در ذهن خود مرور کنید ، چیزی را که فکر می کنید به طرف خود جذب می کنید .این برای هر کسی رخ می دهد اما افراد به چیزی فکر می کنند که نمی خواهند . قانون جاذبه هر چیزی را جذب می کند ، چیزی را که نمی خواهید و چیزی را که می خواهید .نباید رو چیزی که نمی خواهید تمرکز کنید زیرا قانون جاذبه آن را جذب می کند . تمرکز فکری را باید از روی چیزهایی که نمی خواهید به روی چیزهایی که می خواهید ،تغییر دهید . کسی که بیشتر از بیماری حرف می زند همیشه بیمار است و کسی که بیشتر از ثروت حرف می زند ، ثروتمند است . یک فکر مثبت صدها بار قوی تر از یک فکر منفی است . افکار را به دقت انتخاب کنید . مجسمه ای که از خود ساخته اید ، خودتان خواسته اید . تمام اتفاقاتی که برایتان رخ می دهد ، خودتان خواسته اید . باید مراقب افکارتان باشید .احساس به شما کمک می کند که به چه چیزی فکر کنید و چه چیزی را جذب کنید . احساس یا خوب یا بد . باید جهت گیری به سمت احساس خوب باشد .

همان چیزی که احساس می کنید ، همان چیزی است که به وجود می آورید . چیزی که به آن فکر می کنید همان چیزی است که احساس می کنید . شما افکاری را به وجود می آورید که تجربه های آینده ی شما را به وجود می آورد . شما خالق زندگی خود هستید .زندگی می تواند رویایی باشد اگر شما از از این راز (قانون جاذبه )استفاده کنید .همه شما داستان علاءالدین و چراغ جادو را می دانید ، کارتون و یا فیلم آن را دیده اید . علاءالدین آرزو می کرد و غول چراغ جادو ظاهر می شد و به او می گفت فرمان بردارم سرورم و آرزوی علاءالدین برآورده می شد . علاءالدین شما هستید و غول چراغ جادو کائنات (هستی ) . کائنات بر پایه قانون جاذبه شکل گرفته . شما آرزو می کنید و کائنات می گوید : فرمان بردارم سرورم.

1. آن چیزی را که می خواهید طلب کنید 

2. نیاز به کلمات نیست ،فکر کنید 

3. کائنات به احساس درونی شما پاسخ می دهد و شما دریافت می کنید .

شما به جهان هستی دستور می دهید و جهان هستی شکلی به خودش می گیرد که شما به افکارتون برسید . شما باید آن چیزی را که می خواهید تصور کنید و تجسم کنید . وقتی چیزی را تجسم کردید آن را پدید می آورید .شما می توانید یک تابلو تجسم درست کنید و تصویر چیزهایی را که می خواهید بر روی آن بچسبانید. نباید اینگونه فکر کنید که آن چیز را نداریدو یا بگویید ای کاش آن را داشتم ، بلکه باید جوری فکر کنید که الان آن را دارید در این زمان است که جاذبه پدید می آید . شما نمی دانید که چگونه این کار انجام می گیرد و جهان هستی چه جوری و چه شکلی به خودش می گیرد ."چگونه" کار کائنات است .او بهترین و کوتاهترین و درست ترین راه را برای رسیدن شما به آرزویتان ایجاد می کند. وقتی شما در جهت چیزی هستید که می خواهید ، احساس خوبی خواهید داشت و اگر نا امید شوید دیگر با آن چیز هم جهت نیستید و ناراحت هستید .وقتی ناامید شوید و بگویید "نمی شود" ،کائنات

می گوید : فرمان بردارم سرورم و شما به آرزوی خود نمی رسید . وقتی احساس خوبی داشتید و هم جهت هم شدید ، زمان پدید آمدن آن رویا فرا می رسد . رخداد ها به زمان نیاز دارند اما زمان آن برای شما معلوم نیست ، بیشتر مهم است که چقدر با احساس خود هم جهت هستید . این شما هستید که برای رخدادها زمان تعیین می کنید و فکر می کنید برای چیزهای بزرگ تر زمان بیشتری و برای چیزهای کوچک زمان کمتر ی صرف می شود . اما برای قانون جاذبه اینگونه نیست .تصور کنید که در حال رانندگی در شب هستید شما با چراغ تنها 100 متر جلو را می بینید در حالی که در انتها مسیر بین مبدا و مقصد را طی کرده ایدو به مقصد خود رسیده اید . گاهی فکر می کنید در شرایط گیر کرده اید ، این نتیجه این است که به آن چیزی که هست و مشاهده می کنید ، فکر می کنید نه به آن چیزی که می خواهید و قانون جاذبه همان چیزی را که هست به شما می دهد. و این شرایط تکرار می شود . در صورتی که آن چیزی که الان هست همان چیزی بوده که شما قبلا به آن فکر کرده بودید . اگر با چیزی که نمی خواهید مقابله کنید ، ایستادگی می کند . چون روی چیزی تمرکز کرده اید که نمی خواهید .باید روی چیزی تمرکز کنید که می خواهید .

شما خالقین جهان خود هستید . مهم است که به چه فکر می کنید و چه آرزویی دارید ، چون آن چیز پدید می آید .انسان چیزی می شود که به آن می اندیشد .هر کس می تواند دنیای خود را بسازد و محدودیتی ندارد زیرا بیش از نیاز خوبی هست .بیش از نیاز نیرو هست . قانون جاذبه درون شماست و تحت کنترل شما است .چه فکر کنید که "می توانید " و چه فکر کنید که " نمی توانید " در هر صورت حق باشماست و کائنات به شما می گوید : فرمان بردارم سرورم .

با شکر گزاری شروع کنید ، شکرگزاری بابت چیزهایی که دارید و به شما احساس خوب می دهد .اخلاق شکرگزارانه داشته باشید .





+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 21:12  توسط ف.م  | 

ارتباط با قانون جذب



هر گاه تجسم خلاق میکنید مراقبه میکنید نامه به فرشته میدید و یا جملات تاکیدی تکرار میکنید به نوعی با قانون جذب در ارتباط هستید

یادتون باشه فعل های جمله هاتون چه اونهایی که مکتوب میشه و چه اونهایی که تکرار میشه باید به زمان حال باشه 


خواهم خورد غلطه ....اگر فعل رو به آینده بنویسید کائنات آرزوی شما رو به آینده موکول میکنه

میخورم درسته

همیشه هرقت که به آرزوتون فکر میکنید برای رسیدن به اون از عقل حسابگرتون استفاده نکنید یعنی شما فقط و فقط و فقط به هدف نهایی فکر کنید به اون زمانی که شما به آرزوتون اونجوری که میخواهین رسیدید اما به هیچ وجه خودتون رو درگیر این که از چه راهی میشه بهش رسید نکنید


چون مثلا اگر کسی مریضه اگر بخواد از مغز حسابگرش کمک بگیره مغزش بهش میگه : تو که دواهات  اثر نکرده و شش ماه هم هست رو بستر افتادی...


مغز حسابگر شما رو نا امید میکنه و یک فیلتر بینشی بین شما و آرزوتون میکشه....


برای رخدادن معجزه در زندگیتون باید فقط به این فکر کنید که به هدفتون هرچه قدر دور و دست نیافتنی رسیدید و تو ذهنتون از هدف لذت ببرید 


مثلا اگر هدفتون داشتن یک ماشین آخرین مدل هست ...فکر نکنید پول ندارم از کجا بیارم شما فقط تو تجسم خلاق یا ان ال پی فکر کنید سوار ماشینتون هستید رنگ ماشین رو تصور کنید...حس کنید دارید میرونید و لذت میبرید...از مسیرهایی که میشناسید تو ذهنتون با ماشینتون رانندگی کنید ...بایداین فکر به باور برسه تا کائنات از راهی که خودش میدونه بهتون برسونه


مقاومت بیرونی و درونی


در ابتدای راه استفاده از این قانون دو بازدارنده شما رو دلسرد میکنن


یکی مقاومت درونی که هی بهت پالس میزنه....بابا تو رو چه به ماشین مثلا BMW


تو که پول نداری و هی فیلترهای بینشی بهت فشار میارن و دلسردت میکنن


مقاومت بیرونی هم که از خود کائناته به خاطر گذشته کارهای خودمونه که ممکنه اوایلش همه چی به نظر ما بر خلاف آرزومون انجام بشه 


بعد که شما دربرابر این دو نیرو ایستادگی کردید 


کائنات باور شما رو تایید میکنه و میدونه شما واقعا استحقاق آرزوتون رو دارید و اون زمانه که بهش میرسید


بعضی وقتها این مقاومتها به چشم میان بعضی وقتها نه

بستگی به نوع آرزو و خود انسان داره


قانون رهایی

وقتی هی میگی قبول میشم قبول میشم اگر پس پرده برات نگرانی ایجاد کنه و ناخودآگاهت بگه اگر نشم چی/؟؟؟؟؟؟ اونوقت نتیجه عکس میده

تو بهتره فقط توکل کنی و دیگه خودت رو رها کنی

قانون رهایی رو برای چنین زمانی گذاشتند...اگر همه چیز رو از خدا بدونی و به اون بسپاری به راحتی میتونی به قانون رهایی اعتماد کنی


اتفاقا این خلا باعث جذب هم میشه من یک روش مراقبه از دیپاک چوپرا بلدم که از خلا استفاده میکنه و واقعا روش عالی ای هست


همین فکر نداشتن پول و موقعیت هاست که انسان رو از رسیدن به قله های پیروزی باز میداره


تو اصلا نباید کاری داشته باشی که این ماشین از کجا میخواد بهت برسه....کسی میخواد هدیه بده...خودت میخوای بخری...تو بانک برنده میشی یا هر چی....این بر عهده هوشمندی کائناته


تو فقط هر لحظه از زندگیت تصور کن این ماشین رو داری با تمام خصوصیاتش...رنگش مدلش روبازیش....تصور کن هر روز داری باهاش میری سر کار...تو مسیر خونتون خودت رو ببین


چاله ات رو هم بکن....اگر رانندگی بلد نیستی برو گواهی نامه بگیر...برو درباره مدل بی ام دبلیوی خودت تحقیق کن مثلا مدل آخرش چه ویژگی هایی داره...


شبها قبل خواب و صبحها به محض بیدار شدن تصور خلاقت رو شروع کن


درباره آرزوت با کسی حرف نزن چون اونها بهت القای منفی میکنن که ای بابا تو و ماشین مثلا بی ام دبلیو؟


چرخه خلاق درست کن


یک دایره مقوایی تهیه کن....اسم خداوند یا یک عکس یک مکام متبرکه رو در مرکز دایره بچسبان


عکس ماشین رو هم با رنگ و خصوصیاتش بزن و عکس خودت هم کنار ماشین منتاژ کن


بزن تو اطاقت و اگر نتونستی بگذار پشت تختت و وقتی تنهایی ساعتها بهش نگاه کن


زیر عکس هم جملات تاکیدی بنویس و وقتی نگاه میکنی اونها رو تکرار کن


یادتون باشه چرخه خلاق برای تمام آرزوها کاربرد داره


یک دایره مقوایی

مرکز اون اسم خدا یا مکان متبرکه ای که بهش اعتقاد دارید


عکس آرزو به همراه خودتون


جملات تاکیدی به ترتیبی که گفتم


عکس رنگی باشه


واضح باشه


فعل جمله ها اونجوری که گفتم باشه


رنگ مقوا صورتی باشه بهتره


هر روز حسابی بهش نگاه کنید




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 21:12  توسط ف.م  | 

جملات بزرگان در باره موفقیت




از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است. شکسپیر

به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری.جان ماکسول

میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد.اریسون سووت ماردن

موفقیت کلید شادی نیست، بلکه شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود.هرمن کین

همه خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده، از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم.لرد بایرون

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن.آنتونی رابینز

موفقیت بر روی ستون های شکست شکل می گیرد.سری چتری

نمی توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول شکست را می خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید.اسوپ

موفقیت، کم و بیش در دسترس همه هست، اما دامنه توفیق در زندگانی شخص، بدون توان رهبری محدود است.جان ماکسول

شکست بیش از موفقیت آموزنده است؛ کسی که هیچ گاه اشتباه نمی کند، هرگز به جایی نمی رسد.راکفلر

شکست یک عامل نیروبخش است، نه یک بازدارنده؛ هر شکست بذری از موفقیت در دل دارد.ناپلئون هیل

کارایی اساس بقا است، اما لازمه موفقیت ثمربخش بودن است.جان ماکسول

موفقیت در این نیست که چه چیزی در پیش رو داریم، موفقیت در این است که چه چیزی در پشت سر به جا می گذاریم.کریس ماسگرو

هرکس خواهان موفقیت است باید یاد بگیرد که ناکامی جزء حتمی فرایند پیشرفت است.برادرز

من معتقدم موفقیت زمانی به دست می آید که یک قدم جلوتر برویم؛ یعنی ضمن استقبال از ناملایمات و سختی ها شکست را بخشی از زندگانی خود بدانیم.جان ماکسول

علت موفقیت آدم های موفق این است که خرد خود را در کوره های ناکمی پیدا کرده اند. خرد حاصل از کامیابی بسیار اندک است.ویلیام سارویان

موفقیت، مساوی با رسیدن به هدف نیست، بلکه خود سفر است.جان ماکسول

مهم ترین عنصر فرمول موفقیت عبارت است از شیوه کنارآمدن با مردم.تدی روزولت

اگر آن قدر ضعیف و ناتوان نبودم که برای زنده ماندن خود ناگزیر به کوشیدن باشم، هرگز نمی توانستم به چنین کارهایی دست بزنم و به موفقیت برسم.چارلز رابرت داروین

موفقیت تنها نصیب معدودی می شود و این درحالی است که کثیری از مردم در رویای موفقیت به سر می برند.جان جانسون

رمز موفقیت، پایبندی به هدف در زندگی است.بنجامین دیزرائیلی

همه چیز به طرز برخورد و نگرش شما بستگی دارد. مسایل می توانند شما را با مشکل یا با موفقیت رو به رو سازند.جان ماکسول

موفقیت مانند کشتی گرفتن با یک گوریل است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که گوریل را از پای درآورده باشید.روبرت اشتراوس

یادگیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید؛ هر روز چیز جدیدی بیاموزید.برایان تریسی

نخستین قانون موفقیت، تمرکز است.ویلیام ماتیوس

تنها ابزار موفقیت که به یقین به آن نیاز دارید، صرف نظر از این که کارتان چیست این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارآیی داشته باشید و به ارایه خدمات بپردازید.آگ ماندینو

بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن به دست می آید. در حقیقت، موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از ۹۹ درصد خطاب به دست آمده است.سوشیرو هوندا

زمانی که دانش یک مرد برای موفقیت کافی است، اما تقوای او کافی نیست، هرچه را که او ممکن است به دست آورد دوباره از دست خواهد داد.کنفسیوس

بزرگ ترین موفقیت عبارت است از اعتماد یا سازش کامل بین اشخاص صمیمی.رالف والدو امرسون

اگر کسی استعداد طبیعی داشته باشد بازهم باید برای موفقیت تمرین کند و آماده شود.جان ماکسول

کسی که از تمام کمک های خارجی چشم بپوشد و آن را دور اندازد و شخصا وارد میدان شود و به نیروی خود برپا ایستد، کسی است که نیرومندی و موفقیت را برایش پیش بینی می کنم.رالف والدو امرسون

اگر حداکثر تلاش خود را کرده اید، حتما به موفقیت هایی هم رسیده اید. قرار نیست همه به نهایت برسند. همه بهترین فروشنده یا بهترین بازیکن بسکتبال نخواهند شد، باوجود این شما هم می توانید یکی از بهترین ها باشید.مایکل جردن

موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند.جوزف مک کلندون

موفقیت از آن کسانی نیست که هرگز دچار ناکامی نشده اند، بلکه متعلق به کسانی است که هرگز برای ازسرگرفتن مبارزه، بیم و هراسی ندارند.هانری کپ

علاقه، اندیشه و مطالعه چیزهایی هستند که شما را به سوی موفقیت سوق می دهند.وس رابرتز

همیشه به خود اعتماد داشته باشید. اگر یک بار کاری را با موفقیت انجام داده باشید، بازهم می توانید.آنتونی رابینز

ایمان و باور ما در ابتدای هر مسوولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.ویلیام جیمز

از موفقیت دیگران همان اندازه خوشحال باش که از موفقیت خودت خشنود می شوی.کریستین لارسون

اعتماد به نفس ضرورتا تضمین کننده موفقیت نیست، اما عدم اعتماد به نفس به یقین باعث شکست می شود.آلبرت بندورا

به یاد داشته باش که برای موفقیت، بیش از هر چیز به اراده و تصمیم نیاز داری.آبراهام لینکلن

موفقیت، نتیجه تشخیص درست است؛ تشخیص درست، نتیجه تجربه است؛ تجربه نیز اغلب نتیجه تشخیص نادرست است.آنتونی رابینز

موفقیت در آرزوها، نسبت مستقیم با قدرت اراده ما دارد.دیل کارنگی

آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است.اوستن

سه جمله برای دستیابی به موفقیت: ۱) بیشتر از دیگران بدان، ۲) بیشتر از دیگران کار کن، ۳) کمتر از دیگران توقع داشته باش.منتسب به ویلیام شکسپیر

اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد.ماروا کلینز

حتی دارکوبنیز موفقیت خود را مدیون تلاش پیوسته و کوبیدن نوکش است تا به هدف نایل شود.کولمن کاکس

موفقیت به سراغ کسانی می آید که آن قدر در تلاشند که وقت نمی کنند دنبال آن بروند.هنری تورئو

پیش از آنکه بالارفتن از نردبان موفقیت را آغاز کنید، مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید.استفان کاوی

راز موفقیت در این است که بتوانیم ایده های دیگران را کسب کنیم و به مسایل، هم از دید خود و هم از دید دیگران بنگریم.هنری فورد

شاهراه موفقیت پر از زن هایی است که شوهران خویش را به پیش می برند.توماس دوار

اگر داشتن فکر و اندیشه مثبت به تنهایی کارساز بود، باید همه در کودکی اسب های کوچک داشته و اکنون نیز زندگی رویایی داشته باشیم؛ هر موفقیت بزرگ با عمل به دست می آید.آنتونی رابینز

گاهی افرادی به موفقیت های بزرگ می رسند، تنها به این دلیل ساده که ننمی دانند کاری که به آن دست زده اند، بسیار دشوار، بلکه غیرممکن است.آنتونی رابینز

یکی از کلیدهای موفقیت این است که پیوندی سازنده بین کارهایی که انجام می دهیم و چیزهایی که دوست داریم به وجود آوریم.آنتونی رابینز

راز موفقیت آن است که شغل خود را جزء سرگرمی های خویش قرار دهید.مارک تواین

به جای اینکه سعی کنید مرد موفقیت باشید، سعی کنید مرد ارزش ها باشید.آلبرت اینشتین

یک روش عالی برای موفقیت در کار این است: افکارتان را روی کاغذ بیاورید.برایان تریسی

من از اشتباه بیش از موفقیت درس آموختم.سرهنری دیوی

به دست آوردن آنچه که ما آرزویش را داریم موفقیت است، اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است.لوسیا

اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر مفهومی نداشت.موریس مترلینگ

اول مشورت، دوم تصمیم و سوم انتخاب سه رکن موفقیت هستند.لوپ دووکا

احسان منفی، ترمز موفقیت ماست؛ ترمزهای خود را رها کنید.برایان تریسی

هر موفقیت بزرگی نتیجه هزاران تلاش کوچک و عادی است که مورد توجه و ستایش دیگران قرار نمی گیرد.برایان تریسی

هرچه صبر بیشتر باشد، دقت بیشتر است و هرچه دقت بیشتر باشد، موفقیت بیشتر است.کریستوفر مارلو

بیشتر افراد برای مرگ ناگهانی آماده ترند تا موفقیت ناگهانی.گیل فلان

مرد عاقل همواره ۹ نکته را درنظر دارد: روشن دیدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتنف راستگو بودن، انجام وظیفه کردن، پرسیدن هنگام تردید، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عین موفقیت، عادل و منصف بودن.کنفوسیوس

هرجا موفقیت بزرگی ببینید، انبوهی از ناکامی ها را در مسیر آن مشاهده می کنید.آنتونی رابینز

هیچ موفقیت حقیقی به دست نمی آید، مگر اینکه با ارزش های اساسی ما مطابقت داشته باشد.آنتونی رابینز

موفقیت، سکه ای است که روی دیگر آن ناکامی است.آنتونی رابینز

الهام بخش زندگی من، شرح حال کسانی بوده است که امکانات و استعدادهای خود را به کار می گیرند تا به موفقیت ها و نتایجی تازه، چه برای خود و چه برای دیگران دست یابند.آنتونی رابینز

راز موفقیت این است: هدف را بی وقفه دنبال کنید.آنا پاولوفا 

موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است.مثل ایتالیایی




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:54  توسط ف.م  | 

توصیه های خوب و قدرتمند آنتونى رابينز" برای موفقیت شما



یک- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

 

دو- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .

 

سه- همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .

 

چهار- وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .

 

پنج- وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

 

شش- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .

 

هفت- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

 

هشت- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

 

نه- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

 

ده- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

 

یازده- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

 

دوازده- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

 

سیزده- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید : چرا می خواهی این را بدانی؟

 

چهارده- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .

 

پانزده- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد .

 

شانزده- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

 

هفده- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

 

هجده- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .

 

نوزده- وقتی متوجه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

 

بیست- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

 

بیست و یک- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

 

یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .این پیام را پیش خود نگه ندارید!

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:53  توسط ف.م  | 

رسيدن به موفقيت با حل مشکلات



در اين جهان ابهامات و اسرار زيادي وجود دارد و موقعيت هاي مختلفي هست که خارج از کنترل ماست. اما هنوز اميد وجود دارد ولي اين آخرين نقطه اي است که احتمالاً به آن پناه مي بريم. تنها يک چيز هست که همه ما کنترل و اختيار کامل آن در دستانمان است و آن خودمان است. از اينرو، مهمترين چيزي که مي توانيم ياد بگيريم، درمورد خودمان است—ازاينها گذشته، چه کس ديگري صاحب زندگي شماست غير از خودتان؟ 


مارکوس آئوريلوس مي گويد، "بشر در هيچ کجاي ديگر محيطي به اين آرامي و بي دردسر از روح خود نمي يابد." 

پس براي بهره بردن از اين مزيت چه بايد بکنيم؟ بايد خودمان را بشناسيم. حال اين ما را به سول بعدي مي رساند، چطور بايد اينکار را بکنيم؟ 

اين هم سوال و هم جواب را در خود دارد. مي بينيد، در هر چيزي که بخواهيد اطلاعات بيشتري درمورد آن پيدا کنيد، فقط يک راه است که بهتر از راه هاي ديگر است. ببينيد مي توانيد حدس بزنيد اين چه راهي است؟ يک اشاره مي کنم: اين از ابتداي دنيا وجود داشته و هنوز هم تنها راهي است که موثر است. در فارسي به آن "سوال" ميگوييم. 

سوالهاي درست بپرسيد و هميشه پاسخ هاي درست دريافت خواهيد کرد. 

در زير به ليستي از سوالها اشاره مي کنيم که مي تواند نقطه شروع خوبي براي شما باشد. اگر برايتان مقدور است يک سررسيد بخريد و هرکدام از پاسخ هايتان را زماني يادداشت کنيد که قانع شده باشيد بهترين پاسخ ممکن است. تاحد ممکن پاسخ هاي کامل بدهيد. هدف اين تمرين اين است که دروني ترين وجودتان هم برايتان آشکار شود. پس تا مي توانيد براي پاسخ دادن به هرکدام از اين سوالها وقت بگذاريد: 

رسيدن به موفقيت با حل مشکلات 

1.  آيا من خوشحال هستم؟ اگر نيستم دليل آن چيست؟ 

2.  بزرگترين مشکلات من کدام است؟ 

3.  از چه چيزي در زندگيم بدم مي آيد؟ درمورد خودم چطور؟ 

4.  کداميک از مشکلاتم را ناديده گرفته ام؟ 

5.  چه چيز من را خوشحال مي کند؟ 

6.  چه کاري را مي خواهم تکميل کنم؟ 

7.  چه چيز مانع موفقيت بيشتر من است؟ 

8.  چطور مي توانم براي حل مشکلاتم و خوشبختي بيشتر اقدام کنم؟ 

9.  چه چيز روند زندگي من در جهتي که مورد نظرم است را تسريع مي کند؟ 


هويت شما 

10. چرا من اينجا هستم؟ همين الان. 

11. کجا مي خواهم بروم؟ 

12. چرا مي خواهم به آنجا بروم؟ 

13. از کجا آمده ام و چطور به اينجا رسيده ام؟ 

14. چطور مي توانم به جايي که مي خواهم برسم؟ براي رسيدن به آنجا چه برنامه اي دارم؟ 

15. چه وقت آنرا انجام مي دهم؟ آيا دليل وجود دارد که همين الان اقدام نکنم؟ 

16. من چه هستم؟ 

17. من که هستم؟ 

18. خودم را به چه عنوان معرفي مي کنم؟ 

19. من که بوده ام؟ 

20. آيا گذشته ام تعيين کننده آينده من است؟ يا اعمال کنونيم آن را تعيين ميکند؟ 

اميال شما 

21.  با ناديده گرفتن حرفها و تصورات مردم، به چه چيز بايد توجه کنم؟ چه چيز براي من اهميت دارد؟ 

22.  مي خواهم چه داشته باشم؟ 

23.  اگر فلان چيز را مي خواهم، براي به دست آوردن آن چه بايد بدهم؟ 

24.  اگر بتوانم خودم را فردي که مي خواهم باشم تبديل کنم، دلم مي خواست که باشم؟ 

25.  براي تبديل شدن به آن فرد از کجا بايد شروع کنم؟ 

26.  ماموريت من در زندگي چيست؟ 

27.  براي تکميل ماموريتم و رسيدن به آنچه که مي خواهم چه کاري لازم است انجام دهم؟ 

28.  چه چيز در رسيدن من به اهدافم کمک کننده است و چه چيز مانع کار من است؟ 

يافتن مفهوم از درون 

29.  چرا مسائل زندگي من به وضعيت کنوني هستند؟ 

30.  چرا زندگي من به اين وضعيت کنوني تبديل شده است؟ اين انتخاب چه کسي بوده است؟ 

31.  چرا فکر، احساس و رفتار من به اين شکل است؟ چه چيز من را به شکل کنونيم درآورده است؟ 

32.  براي زنده ماندن چه بايد بکنم؟ اگر چيزي را در زندگيم از دست بدهم، آيا مي توانم به زندگي خود ادامه دهم؟ 

33.   در چه شرايطي مرگ حق من نخواهد بود؟ 

34.   اگر مرگ چيز وحشتناکي نباشد، آيا از ارزش زندگي مي کاهد؟ 

35.  اگر بتوانم سخت تر بجنگم، آيا اينکار را خواهم کرد؟ آيا محدوديت هايم را کشف کرده ام، يا در منطقه آرامش خود ساکن مانده ام و از امتحان کردن چيزهاي بهتر خودداري مي کنم؟ 

36.  مهمترين عوامل در اوقاتي که بيشترين موفقيت را داشته ام چه بوده است؟ 

37.  چرا من؟ 

روابط شما 

38.  آيا از همه روابطم راضي هستم؟ اگر اينطور نيست چه مي توانم بکنم؟ 

39.  با چه تيپ آدم هايي ترجيح مي دهم کار کنم؟ 

40.  با چه تيپ آدم هايي ترجيح مي دهم صميمت برقرار کنم؟ 

41.  با افراديکه تازه با آنها آشنا شده ام، چطور رفتار مي کنم؟ 

42.  به نظر من، يک دوست خوب چه مشخصاتي دارد؟ 

43.  آيا من براي ديگران دوست خوبي هستم؟ 

44.  بااينکه من به خوب رفتار کردن با ديگران معتقدم، آيا به آنچه ديگران درمورد من فکر ميکنم اهميت مي دهم؟ چرا؟ 

45.  آيا نظر اطرافيانم من را تغيير مي دهد؟ يا اين نظر من است؟ 

46.  صرفنظر از خصوصيات بيولوژيکي، چه خصوصيتي نشانه مرد بود است؟ 

47.  دوباره، صرفنظر از خصوصيات بيولوژيکي، چه خصوصيتي نشانه زن بودن است؟ 

48.  صرفنظر از بلوغ جنسي، يک مرد و يک پسر چه اختلافاتي با هم دارند؟ 

49.  تفاوت بين زن و دختر در چيست؟ 

50.  چه چيز در مردم من را علاقه مند مي کند؟ (درمورد چه چيزي دوست داريد با بقيه حرف بزنيد؟) 

تعيين واقعيت وجودي منحصر به فرد شما 

51.  براي واقعي بودن يک چيز، چطور بايد باشد؟ 

52.  واقعي چيست؟ 

53.  چه چيزهايي غيرواقعي هستند؟ 

54.  اين چطور کار مي کند؟ 

55.  من توانايي چه دارم؟ 

56.  محدوديت هاي من چيست؟ 

57.  آيا اين محدوديت ها واقعي هستند يا خيالي؟ 

58.  ترس هاي من چه هستند؟ 

59.  چرا من از اين چيزها ترس دارم؟ 

60.  نقاط قوت من کجاست؟ 

61.  چطور آنها را به دست آورده ام؟ 

62.  نقاط ضعف من چه هستند؟ 

63.  چطور مي توانم آنها را به نقاط قوت خود تبديل کنم؟ 

64.  آيا براي به دست آوردن آنچه مي خواهم، حاظرم آنچه لازم است را انجام دهم؟ 


نتيجه گيري 

حتي اگر پاسخ همه سوالها را همان لحظه ندانستيد، اشکالي ندارد. مسئله مهم اين است که سوال را بپرسيد، و ذهن شما با تمام قدرت بيکران خود بتواند پاسخي براي شما پيدا کند. خوب درمورد هرکدام از سوالها فکر کنيد و سعي نکنيد زود پاسخها را سمبل کنيد. بايد کشف کنيد که واقعاً که هستيد و بعد از آن خواهيد ديد که اطمينان و اعتماد بيشتري به خودتان پيدا خواهيد کرد. و وقتي موقعيتتان خطرناک و متزلزل شود فقط به يک چيز پناه خواهيد برد: خودتان . 




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:50  توسط ف.م  | 

تاكتيك‌هاي يك زندگي موفق



بيان مهم‌ترين تاكتيك‌هاي يك زندگي موفق كه مي‌تواند تحولي شگرف در زندگي ايجاد نمايد، در قالب 7 تاكتيك راهبردي.
انسان‌هاي هدفمند و موفق همواره دنبال راهكارهايي مي‌گردند تا با سرعت و كيفيت بيشتري اهدافشان را محقق و زندگي زيبايي را براي خود و اطرافيانشان مهيا نمايند.
هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي لازمه يك زندگي موفق و با نشاط است و افرادي كه به دنبال خوشبختي و سعادت مي‌گردند قطعاً بايد براي رسيدن به اين نعمت بيكران، هدفمند و باانگيزه حركت كنند.
آرامش و نشاط از اهداف متعالي يك زندگي موفق است كه براي رسيدن به آن مي‌بايست تاكتيك‌ها و راهكارهاي معيني را تدوين و براساس آن يك زندگي آرام و با نشاط را ايجاد نمود. در اين مقاله مهم‌ترين تاكتيك‌هاي يك زندگي موفق كه مي‌تواند تحولي شگرف در زندگي شما ايجاد نمايد را در قالب 7 تاكتيك راهبردي بيان خواهيم كرد.
1 - ذهن را سرشار از موفقيت و پيروزي نماييم
انسان‌هايي در صحنه زندگي و كار موفق و پيروز خواهند شد كه در ابتدا اين موفقيت و پيروزي را در ذهن خود ترسيم كرده و با تصويري كاملاً روشن و شفاف به سمت تحقق اهدافشان حركت نمايند و اطمينان داشته باشند كه پيروز خواهند شد.
آنچه را كه ذهن بتواند تصور و باور كند قابل دستيابي است به شرطي كه با ذهنيتي همواره مثبت توأم باشد و افكار منفي آن را مخدوش نكند، پس بياييم مسير زندگي خود را بر مبناي باورهاي مثبت و يك روحيه عالي طراحي كرده و با اميد زيباتر شدن زندگي خود و اطرافيانمان از فرصت‌هاي طلايي زندگي نهايت استفاده را نماييم.
2 - ديگران را ببخشيم و با آنها مهربان باشيم
بخشش و مهرباني از صفات زيباي خداي متعال است و انسان‌هايي كه با چنين خصوصيتي در صحنه زندگي حضور دارند، در واقع آرامش عميقي را براي خود مهيا مي‌سازند؛ چرا كه وقتي انساني از بخشش ديگران امتناع كند در واقع ترجيح مي‌دهد در غم و غصه‌هاي گذشته باقي بماند و همواره كينه ديگران را در دل داشته باشد.
عفوكردن ديگران در واقع لذت بردن از زمان حال و خلق آينده‌اي زيباست. وقتي كه ما با ديگران مهربان باشيم و به راحتي آنها را ببخشيم، آنها نيز تغيير كرده و رفتار خود را تصحيح مي‌نمايند؛ پس انتخاب هميشه با ماست كه مهار زندگي خود را به دست بگيريم و در حال زندگي كنيم و يا اينكه خود را در لجاجت‌‌ها و پريشاني‌هاي گذشته زنجير كنيم.
3 - انتظار قدرداني و سپاسگزاري نداشته باشيم
در يك زندگي موفق مي‌بايست همواره انديشه از خود گذشتن و ايثار كردن جاري باشد ولي در قبال كارهايمان نبايد انتظار قدرداني و سپاسگزاري از ديگران را داشته باشيم. يادمان باشد كه حضرت مسيح عليه‌السلام در يك روز 10مريض را شفا دادند ولي فقط يك مريض از ايشان تشكر كرد.
اگر انديشه ما لذت بردن از كمك به ديگران باشد، ديگر به دنبال لذت تشكر و قدرداني نمي‌رويم و بدانيم كه در اين عالم چيزي محو و نابود نمي‌شود چرا كه اگر امروز شما خدمتي به ديگران انجام دهيد، در زماني ديگر اين محبت به بهترين شكل به شما برمي‌گردد.
4 - هميشه شكرگزار باشيم
انسان‌هايي كه به داشته‌هايشان فكر مي‌كنند، آرامش و نشاطي نصيب‌شان خواهد شد كه پيوسته باعث افزايش اين نعمت‌ها در زندگي‌شان مي‌شود. اما در مقابل افرادي كه همواره به نداشته‌هايشان مي‌انديشند آنچنان اضطراب و استرسي به همراه دارند كه هر روز وضعيت‌شان نسبت به روز قبل بدتر خواهد شد.
شكرگزاري به درگاه خداي مهربان نه تنها از ديدگاه اعتقادي قابل تحسين است بلكه از نظر علمي نيز اثبات گرديده كه انسان‌هاي شاكر زندگي آرام و موفقي دارند چرا كه انسان جذب كننده بيشترين و شايع‌ترين افكار خويش مي‌باشد و اگر به زيبايي‌ها و نعمت‌هاي اطرافش بينديشد،‌ نعمت‌هاي بيشتري را جذب خود مي‌نمايد؛ پس با شكرگزاري‌ به درگاه خداي مهربان و تفكر درباره داشته‌هاي خود، موجي از نعمت‌ها و بركات را به زندگي خود هديه نماييم.
5 - از مشكلات استقبال كنيم
مشكلات، سازه‌هاي يك زندگي موفق هستند به شرطي كه نحوه رويكرد ما به آن نگرش حل مسئله باشد و در مقابل مسائل و مشكلاتي كه در زندگي ما پيش مي‌آيد همواره اين سؤال را مطرح نماييم كه «اين رويداد براي ما چه پيام مثبتي داشته است؟» با چنين نگرشي، زندگي با مسائل و مشكلاتش معناي زيبايي پيدا مي‌كند و در واقع موفقيت و پيروزي ما در صحنه زندگي، حل مشكلات اطرافمان مي‌گردد.
بعضي از انسان‌ها در هر فرصتي به دنبال مشكل مي‌گردند، ولي انسان‌هاي موفق در هر مشكلي به دنبال فرصت مي‌گردند و به قول ديل كارنگي اگر تقدير زندگي در مسير آنها يك ليموترش هم قرارداد از آن شيرين‌ترين شربت زندگي را تهيه مي‌كنند و با عشق مي‌نوشند. يادمان باشد كه مشكلات دامنه ذهن ما را وسعت مي‌بخشد و توانايي‌هاي ما را براي رسيدن به پيروزي‌هاي بزرگتر افزايش مي‌دهد.
6 - ديگران را شاد كنيم
شادي و نشاط لازمه يك زندگي موفق و پويا است و اگر انساني داراي روحيه مثبت نباشد نمي‌تواند در مواجهه با مسائل مختلف زندگي با تدبير و اقتدار عمل كند. يكي از راه‌هاي كسب روحيه مثبت، ايجاد نشاط و شادي در ديگران است.
زماني‌كه ما مشكل فردي را حل كنيم در واقع آرامش و نشاط را به خود هديه مي‌دهيم و لذت خدمت به ديگران بيشترين نشاط را در ما ايجاد خواهد كرد. آنچه در روايات ديني ما نيز آمده است مؤيد آن است كه ما بايستي همواره با چهره‌اي گشاده و خندان در جامعه حاضر شويم و با شاد كردن دل ديگران، زيبايي و مهرباني را در زندگي خويش جاري نماييم.
7 - كسب دانش و تكنيك‌‌هاي مهارت‌هاي زندگي
زماني زندگي زيباست كه زيبا زندگي كردن را آموخته و به آنها عمل كرده باشيم. دانش و مهارت‌هاي زندگي از جمله ابزارهاي اساسي براي خلق يك زندگي موفق و زيبا مي‌باشند. تا زماني كه ما ندانيم كه با خود و اطرافيانمان چگونه رفتار كنيم، چطور انتظار داريم زندگي زيبايي داشته باشيم.
ما مي‌توانيم با مطالعه كتاب‌هاي خوب و شركت در كلاس‌هاي مؤثر، دانش و مهارت خود را براي خلق يك زندگي آرام و با نشاط افزايش دهيم و خاطرات بسيار زيبايي را در ذهن خود و اطرافيانمان به يادگار بگذاريم و يادمان باشد كه: زندگي شهد گلهاست. زنبور زمان مي‌خوردش. آنچه مي‌ماند، عسل خاطره‌هاست.




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:49  توسط ف.م  | 

چند رمز موفقيت




1) اگر مي خواهيد در کارهايتان ممتاز و برجسته باشيد ، بطور خستگي ناپذير ، تلاش کنيد کمتر بخوابيد و بيکار نمانيد زيرا در صدر قرار گرفتن و ممتاز بودن مستلزم همتي والاست
2) بخواه ، ياد بگير ، امتحان کن
3) براي رسيدن بخوشي بزرگتر بايد از خوشي ها کوچک تر صرفه نظر کرد
4) از آناني که سعي دارند جاه طلبيهايتان را تحقير کنند دوري کنيد انسانهاي ناچيز هميشه چنين عکس العملي نشان مي دهند در حالي که اشخاص بزرگ سعي دارند با رفتار خود احساس به عظمت رسيدن را در شما تقويت کنند
5) آنچه هستيد بهتر شما را معرفي مي کند تا آنچه مي گوييد
6) دوست واقعي هر کس عقل اوست و دشمنش جهالت و ناداني
7) حفظ آرامش در حضورديگران و ناديده گرفتن هر گونه تاييد و تصويب و سر انجام به کنترل در آوردن مشکلات رواني تاثيري حيات بخش بر انسان مي گذارد
8) افکارتان را پيشاپيش بر موفقيت متمرکز کنيد
9) با تمرکز بر استعداد و توانايي و امکانات خود نيروي درونيتان را تقويت کنيد
10) سعي کنيد تکرار کلمات اميد بخش و دلگرم کننده روحيه خود را از هر نظر قويتر کنيد
11) در پي هدفتان باشيد و فکرتاييد از جانب ديگران را از خود دور سازيد
12) از شکست ها هراسي بدل راه ندهيد زيرا شکست آغاز پيروزي است
13) اميد ، ايمان را باور داشته باشيد و آن را شعار خود سازيد
14) دائما به خود تلقين کنيد که من مي توانم راه حل هر مشکلي را پيدا کنم
15) از ميان هدفهايتان آن هدفي را برگزينيد که اميد بيشتري به مو فقيتش داريد
16) براي رفع هر مشکلي به مغزتان رجوع کنيد و از آن کمک بخواهيد
17) بزرگترين فن زندگي استفاده از فرصتهاي بي نظير است که براي ما پيش مي آيد
18) ما بوسيله انديشه هاي خود ترقي مي کنيم و از نردبان تصوري که از خويشن داريم بالا مي روي

   


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:49  توسط ف.م  | 

حداقل شرط لازم براي موفقيت




1 ) حداقل شرط لازم براي موفقيت در هر زمينه اي يادگيري مداوم است.
2 ) هميشه کارهاي خود را بنويسيد و آنها را طبقه بندي کنيد ؛ سپس از مهمترين آنها شروع کنيد.
3 ) به طور مستمر روي رشد و نوسازي شخصيت خود کار کنيد.
4 ) از سلامت جسماني خود به بهترين نحو مراقبت کنيد. نيرو و نشاط براي موفقيت و خوشبختي ضروري است.
5 ) در مورد تعيين هدف هاي خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دستيابي به آنها انعطاف پذير باشيد.
6 ) براي رسيدن به هر يک از هدف هاي خود مهلتي تعيين کنيد.
7) هدف هاي غير واقع بينانه وجود ندارند . فقط مهلتي که براي رسيدن به آنها تعيين مي کنيم ممکن است واقع بينانه نباشد.
8 ) براي آن که همه توان خود را به کار گيريد بايد رؤيايي فراتر در سر داشته باشيد. براي دستيابي به «ممکن» بايد جوياي «غيرممکن» باشيد.
9 ) آنچه بيش از هر چيز با موفقيت و خوشبختي همسويي دارد خوشبيني است.
10) هر موقعيتي را مي توان مثبت تلقي کرد، به شرط آن که آن را به عنوان فرصتي براي رشد و پيشرفت در نظر بگيريم.
11) اگر در هر شخص و در هر شرايطي به دنبال نقاط مثبت باشيد، تقريباً هميشه آن را پيدا خواهيد کرد.
12) وقتي خدا بخواهد براي شما هديه اي بفرستد آن را در مشکلي مي پيچد. هر چه مشکل بزرگ تر باشد، هديه هم بزرگ تر است!
13) هر وقت احساس ترس کرديد، شجاعت را با «شجاعانه عمل کردن» در خود پرورش دهيد.
14) کليد موفقيت در اين است که هدف خود را تعيين کنيد و آنگاه طوري عمل کنيد که گويي امکان شکست وجود ندارد و همين طور هم خواهد شد.
15) هر تجربه اي را به يک تجربه آموزنده بدل کنيد . در هر نااميدي و شکستي ، به دنبال درس با ارزش باشيد.

   


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:33  توسط ف.م  | 

احساسات عامل دستیابی به موفقیت



من قبلاً تصور می کردم که احساسات نقطه ضعف آدمی هستند. این مسئله باعث شد تا تجربیات تلخی را در طول زندگی خود کسب کنم.آیا شما هم جزء افرادی هستید که فکر می کنند احساسات نقطه ضعف انسان هستند و برای پیشرفت کردن باید عواطف را کشت؟ بد نیست بدانید که احساسات نه تنها مانع پیشرفت و ترقی نیستند، بلکه به عنوان یک فاکتور حیاتی برای دستیابی به موفقیت هم قلمداد می شوند.من در گذشته فکر می کردم که احساساتم نشان دهنده ضعف من هستند و همین امر سبب شد که وقایع تلخی را در زندگی خود تجربه کنم. 

در حدود دو سال قبل کتاب هایی به دستم رسید که به طور کلی دیدگاهم را نسبت به زندگی تغییر داد. از جمله این کتابها می توانم به دو نمونه از بهترین ها اشاره کنم: یکی “مدیریت هوش هیجانی” و دیگری “مدیریت: ماهیت درونی جلال و بزرگی” اکنون قصد دارم تا چند مورد از ارزنده ترین آموزه های این کتب را با شما نیز در میان بگذارم.

رهبران بزرگ برای احساسات خود ارزش قائل هستند، آنها را می پذیرند و اجازه درک کامل آنها را به خود می دهند. بله درست است! این افراد اگر احساس ترس داشته باشند، به راحتی به خود اجازه می دهند که ترس را با شدت کامل در اعماق وجودشان حس کنند. آنها هیچ گاه سعی در سرکوب کردن احساسات خود ندارند و هرگز به عواطف خود بی توجهی نمی کنند به سادگی از آن عبور نمی کنند. آنها با احساساتشان نمی جنگند فقط آنرا قبول کرده و با تمام وجود حسش می کنند. چه عالی! چشم هایتان به حقیقت باز شد! حتی تایگر وودز هم ترس را تجربه کرده ! او می دانسته که فرار از احساسات مشکلات روحی و جسمی در بر دارد. همیشه آرزو می کنم که ای کاش زودتر از این اطلاعات با خبر می شدم. 
رهبران بزرگ تفاوت میان واکنش آگاهانه و واکنش انگیزشی بر اساس احساسی خاص را می دانند. پژوهشگران این مسئله را بلوغ احساسی می نامند. زمانیکه یک کودک عصبانی می شود، ممکن است به اطرافیانش ضربه بزند و یا وسایل اطرافش را به این طرف و آنطرف پرتاب کند. این امر یک واکنش انگیزشی نشات گرفته از احساس ناراحتی است. متاسفانه برخی از افراد بزرگسال نیز هستند که نمی دانند چگونه باید بدون تحریک آنی نسبت به احساسات خود عکس العمل نشان دهند. زمانیکه احساس خاصی به این افراد دست می دهد، یا همان واکنش منفی خردسالی را از خود نشان می دهند و یا برای اینکه خودشان را کنترل کنند به حس دیگری تغییر مسیر می دهند و رفتاری نامتجانس تر از قبل نشان می دهند. به عنوان مثال ممکن است که شخص از مطلبی ناراحت شده باشد اما چون یاد نگرفته که چگونه باید ناراحتی خود را ابراز کند، غم را به خشم تبدیل کرده و رفتار خشونت آمیزی از خود بروز می دهد؛ این یک واکنش انگیزشی است که بیشتر مردم به افراد احساساتی نسبت می دهند.
رهبران بزرگ احساسات خود را درک می کنند آنها را مخاطب قرار داده و مطابق با آنها واکنش نشان می دهند. به عنوان مثال یک جنگجوی بزرگ در طول نبرد احساس ترس می کند او می داند که می ترسد و این موضوع را به خوبی درک می نماید بنابراین از آن به عنوان محرکی برای به خرج دادن شجاعت بیشتر بهره می گیرد. یکی از دوستانم یک روز به من گفت: “در فرهنگ من به ما یاد داده اند که به احساساتمان اعتماد کنیم. ما از احساساتمان نمی گریزیم. ما می دانیم که آنها حاوی پیام هایی از جانب طبیعت هستند و باید به مثابه آنها اقدام مناسب را در پیش گیریم. ما از این امر مطلع هستیم که احساسات حاوی پیام هایی از عوالم روحانی هستند.”
رهبران بزرگ به ادراک شهودی خود اعتماد می کنند. شهود هنر درک بدون استدلال است. رهبران بزرگ می دانند که با اتکا به این شیوه می توانند تصمیمات بزرگی اتخاذ نمایند. اگر به احساساتتان ایمان داشته باشید، چیزی نخواهد گذشت که به مرحله شهود عینی می رسید. زمانیکه مدرسه می رفتم معدل خوبی نداشتم اما به راحتی می توانستم مسئله های پیچیده ریاضی را حل کنم به همین دلیل معلمم فکر می کرد که من تقلب میکنم و به خاطر این مسئله من را تنبیه می نمود. از همان زمان بود که اول از ریاضی متنفر شدم و بعد اعتقادم را به احساساتم از دست دادم. من درسی را که معلمم به من آموزش داد، یاد گرفتم و تقریباً ۲۰ سال طول کشید تا توانستم آنرا از ضمیر خود پاک کنم. 
رهبران بزرگ احساسات مثبت را منتشر می کنند. آنها یاد گرفته اند که از ذهن خود استفاده کرده احساسات خود را به کار اندازند و به واسطه آن عشق، امید، اعتماد، لذت، و ایمان را در همه جا انتشار دهند. 
رهبران بزرگ غیر ممکن ها را با ترکیبی از تخیل و احساسات مثبت ممکن می سازند. آنها یک کتاب داستان، کار هنری، جنبش سیاسی، افتخار ارتشی، اختراع و یا یک تئوری بزرگ را در ابتدا تنها با تصور کردن و سپس با آمیختن آن با احساساتی نظیر عشق، اشتیاق و ایمان عملی می کنند. بدون احساسات متمرکز هیچ تغییر و تحولی در جهان به وقوع نمی پیوندد. 
داستان زندگی من
از دوران کودکی همه می گفتند که بیش از اندازه حساس هستم. تا کلاس دوم فکر می کردم که باید احساساتم را کنترل و از سایرین پنهان کنم.
همیشه در هر اتاقی که وارد می شدم بدون اینکه اعضایی که در آنجا نشسته بودند حرفی بزنند، می توانستم بفهمم که هر یک از آنها چه احساسی دارند. اگر کسی عصبانی بود و نشان نمی داد، به راحتی می توانستم تشخیص دهم. اگر کسی حس پشیمانی یا تنفر داشت به سادگی متوجه می شدم. این وضعیت کمی عجیب بود. البته منظور من این نیست که می دانستم دیگران چه چیزی احساس می کنند بلکه فقط می توانستم آنچه حس می کردند را احساس می کردم، به این صورت که وقتی کسی با من صحبت می کرد و می ترسید، احساس ترس او به من هم سرایت می کرد. 
کمی که بزرگتر شدم به این نتیجه رسیدم که پسرها نباید اینچنین باشند. بنابراین شروع کردم به سرکوب، بی توجهی و نادیده گرفتن احساساتم چراکه تصور می کردم آنها نشاندهنده ضعف شخصیتی من هستند. به همین دلیل شروع کردم به درپوش گذاشتن بر روی ناراحتی ها، ترس ها و سایر احساسات دیگرم. 
نتیجه ی این بی توجهی چیزی نبود جز ویران شدن شخصیتم. وجودم تبدیل شده بود به یک سیاهچال تاریک عاری از هرگونه احساس و همدلی. کلیه احساسات سرکوب شده خودشان را به طرق دیگر نشان می دادند: عصبانیت، خشونت، بی حرمتی و… دچار اختلالات روانی از جمله افسردگی و وحشتزدگی هم شده بودم. همسرم مرا اینطور توصیف می کرد: “یک انسان توخالی با قلبی سیاه و تاریک”.
معتقدم که عده ی زیادی از افراد دیگر نیز هستند که روی احساسات خود سرپوش می گذارند و زندگیشان بهتر از آنچه من در گذشته تجربه کرده ام نیست. سرکوب کردن احساسات سبب حل مشکلات شما نمی شود چراکه آنها خودشان را از راههای دیگر نشان می دهند. اما یک راه حل وجود دارد:
به خود بقبولانید که احساسات نقطه قوت شما هستند نه ضعف؛ فقط به این بستگی دارد که شما چگونه در مورد عواطف و حالات احساسی خود فکر می کنید. 
برای بزرگ شدن بزرگ بیندیشید.




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:31  توسط ف.م  | 

مهمترين اصل و قضيه براي يک زندگي موفق و خوش شانسي



 کسي که دچار مشکلي ميشه طبق عقايد ديني و علمي-فلسفي، 3 دليل در آن وجود دارد:

مثلا فرض مي کنيم کسي در چالي مي افتد، در ضمن از خدا شکايت و گله مي کند که استغفرالله تقصير خدا بود و... حال ما بررسي مي کنيم که تقصير خداست يا موضوع چيز ديگري است!؟ 1.ممکن است ما خودمان اشتباه کنيم و تقصير و حواس پرتي خودمان موجب افتادن و به فرض شکستن پايمان باشد.(پس تقصير خدا نيست!) 2.ممکن است حکمتي از جانب خدا باشد و در آن کار حکمتي باشد که اين نيز لطف الهي محسوب مي شود، نه ظلم الهي. به فرض اگر در چاه نمي افتادي و پاي تو نمي شکست، ممکن بود سر راه گرگي که در آنوقت بطور اتفاقي و شانسي از آنجا رد مي شد به شما حمله ور شود و مثلا شمارو بکشد! آيا رواست که ما در اين حالت از خدا ناسزايي کنيم؟! ( پس تقصير خدا نيست!) 3. قضيه بومرنگ. وسيله است خميده که اگر آنرا پرتاب کني بعد از چرخش و مدت زماني خاص به خودتان بر مي گردد و حتي امکان برخورد آن با شما و ضربه ديدن شما وجود دارد. حال بيشتر اين تشبيه را توضيح مي دهم. شما هر کاري که انجام مي دهيد مثل اين است که در ازاي انجام هر کار، شما يک بومرنگ پرتاب مي کنيد. اين بومرنگ پس از طي مسافتي و در مدت زمان خاصي بالاخره به شما اصابت مي کند. حال اگر کار شما خوب باشد، بومرنگ پرتابي شما نيز با توجه به کار خير شما بعد از طي مسافت و مدت زماني(ممکن است حتي همان لحظه يا حتي 100سال بعد!) با شما برخورد کند و نيکي و معجزه براي شما به ارمغان آورد. اگر شما کار بدي انجام دهيد، نتايج آن نيز بعد از انجام اينکار بد، متوجه شما خواهد بود. پس به هنگام انجام کار بد نيز مثل اين است که شما بومرنگ را طوري پرتاب مي کنيد که بعد از سير در زمان نامعلومي به شما بدجوري اصابت کند. چون شما در اين حالت کار بدي انجام داده ايد،بومرنگ نيز کار بد شما را مثل آينه به خودتان و در صورت هاي مختلفي از قبيل بيماري، مرگ عزيزان و... به خود شما منعکس کند. بومرنگ عين اين است که مثل آينه تمام کارهاي اعم از خوب و بد شما را در صورت هاي مختلف يا حتي عين کار انجامي شما به خودتان برمي گرداند. پس چه خوب که ما نيز کارهاي خوبي انجام بدهيم وتا انعکاس آن نيز خوب باشد. در حقيقت ما با انجام کارهاي زشت در حقيقت به خودمان ضربه مي زنيم و ما فکر مي کنيم که مثلا با دزديدن پول هنگفتي خوشبخت شده ايم. برعکس به خودمان ضربه مي زنيم و با دستان خود، خودمان را بدبخت و گرفتار مشکلات سخت مي کنيم. مثلا در مثال قبل، طرف با انجام کار بد، در گذشته،بومرنگ با سير زمان، در آن حالت با او برخورد مي کند و چون اعمال او را به شکل هاي مختلف (مثل همين شکسته شدن پاي طرف در گودال) و حتي بعضي مشکلاتي که پيش روي او باز مي شوند، براي او بي دليل و گنگ کننده است، به خود طرف بازتاب مي کند و طرف استغفرالله خدا را مقصر مي بيند! در آن حال از خدا ناسپاسي و شکوه مي کند که در اين صورت بومرنگي پرتاب مي کند که ضربات جبران ناپذير و لاعلاجي به طرف ميزند. پس در اين حالت اصلا از خدا ناسپاسي نکنيد که در آينده بازتاب بسيار بدتري خواهد داشت. به جاي ناسپاسي و شکوه از خدا، از او تشکر کنيد و همچنين بجاي اين ناسپاسي که اوضاع را بدتر نيز مي کند، سعي کنيد منشا اين مشکل را در گذشته خود بيابيد که چه کاري کرده ايد که خودتان خودتان را بدين روز انداخته ايد نه استغفرالله خدا شما را بدين روز انداخته باشد. پس از يافتن منشا، سعي در جبران گذشته هاي خود با کارهاي نيک و سپاس از خدا و نيز عدم تکرار گذشته هاي خود، سعي در پرتاب بومرنگي با بازتاب بهتر داشته باشيد تا علاوه بر حل مشکلتان، در آينده نيز برخورد اين بومرنگ با شما، براي شما بخت و اقبال به بار آورده و مشکل شما را حل کند. (پس تقصير خدا نيست!) پس در هر سه حالت، خدا بي تقصير است. پس اين اين جمله نياکان و پيامبران ما صحيح است "خدا رحيم و بخشنده است، نه ظالم! تقصير از ما است. اين بندگانند که با اعمال خودشان، زندگي و سرنوشت خود را تعيين مي کنند و انسان موجودي  مختار است و خودش بر خودش تاثير مي گذارد و حتي خدا انسان را از حکمت هاي خويش بي بهره نمي کند و و اگر ما نيز بخواهيم لطف و حکمت خوب الهي نصيب ما شود، بايد هر لحظه او را به ياد آريم و از او سپاس گذاري کنيم." پس کسي که دائما به ما نيکي مي کند(منظور خدا) آيا رواست او را مقصر کرده ها و اعمال بد خويش بدانيم؟! اين قضيه را تا آخر عمر به خاطر بسپار و در صورت عمل به آن، من به شما قول100% تضميني مي دهم که هميشه خوشبخت و خوش شانس باشيد.




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:30  توسط ف.م  | 

قوانین موفقیت "



1- قانون علت و معلول

هر چيز به دليلي رخ مي دهد . براي هر علتي معلولي هست ، و براي هر معلولي علت يا علت هاي بخصوصي وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد . چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد .

 

2- قانون ذهن

همه ي علت ها و معلول ها ذهني هستند . افکار شما تبديل به واقعيت مي شوند . افکار شما آفريننده اند . شما تبديل به همان چيزي مي شويد که درباره ي آن بيشتر فکر مي کنيد .

هميشه درباره ي چيز هايي فکر کنيد که واقعا طالب آن هستيد و از فکر کردن درباره ي چيزهايي که خواستار آن نيستيد اجتناب کنيد .

 

3- قانون عينيت يافتن ذهنيات

دنياي پيرامون شما تجلي فيزيکي دنياي درون شماست . کار اصلي شما در زندگي اين است که زندگي مورد علاقه ي خود را در درون خود خلق کنيد .

زندگي ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم کنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني که در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا کند حفظ کنيد .

 

4- قانون رابطه ي مستقيم

زندگي بيرون شما بازتاب زندگي دروني شماست . بين طرز فکر و احساسات دروني شما از يک طرف و عملکرد و تجارب بيروني شما از طرف ديگر رابطه مستقيم وجود دارد .

 

5- قانون باور

هر چيزي را که عميقا باور داشته باشيد برايتان به واقعيت بدل مي شود . شما آنچه را که مي بينيد باور نمي کنيد بلکه آن چيزي را مي بينيد که قبلا به عنوان يک باور انتخاب کرده ايد . پس بايد :

- باور هاي محدود کننده اي را که مانع موفقيت شما هستند شناسايي کنيد .

- آنها را از بين ببريد .

 

6- قانون ارزش ها

نحوه ي عملکرد شما هميشه با زيربنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .

آنچه براستي ارزش هايي را که واقعا به آن اعتقاد داريد بيان مي کند ادعاهاي شما نيست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است .

 

7- قانون انگيزه

هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني ، خواسته ها و غرايز شما سرچشمه مي گيرد . اين کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.

رمز موفقيت دو چيز است :

- تعيين اهداف و برنامه ريزي براي آنها .

- مشخص کردن انگيزه ها .

 

8- قانون فعاليت ذهن ناخودآگاه

ذهن ناخودآگاه شما موجب مي شود همه ي گفته ها و اعمالتان مطابق با الگويي انجام پذيرد که با تصوير ذهني و باورهاي زير بنايي شما هماهنگ است .

ذهن ناخودآگاه شما بسته به اينکه چگونه آنرا برنامه ريزي کنيد مي تواند شما را به پيش ببرد و يا از پيشرفت باز دارد

 

 

9- قانون انتظارات

اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چيزي را داشته باشيد در جهان پيرامورتان امکان وقوع پيدا مي کند .

شما هميشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل مي کنيد و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافيانتان تاثير مي گذارد .

 

10- قانون تمرکز

هر چيزي که ذهن خود را به آن مشغول سازيد در زندگي واقعيت پيدا مي کند .

هر چيزي که روي آن تمرکز کنيد و مرتبا به آن فکر کنيد در زندگي واقعي شکل مي گيرد و گسترش پيدا مي کند . بنابراين بايد فکر خود را بر چيزهايي متمرکز کنيد که در زندگي واقعا طالب آن هستيد .

 

11- قانون عادت

حداقل 95% از کارهايي که انجام مي دهيد از روي عادت است ، خواه عادت هاي مفيد و خواه عادت هاي مضر .

شما مي توانيد عادت هايي را که موفقيتتان را تضمين مي کند در خود پرورش دهيد . به اين صورت که تا هنگامي که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيک و غير ارادي انجام نشوند تمرين و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهيد .

 

12- قانون جذب

شما مرتبا افکار ، ايده ها و موقعيت هايي را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب مي کنيد ، خواه افکار منفي خواه افکار مثبت .

شما مي توانيد بهتر از اينکه هستيد باشيد ، ثروتمند تر از اکنون باشيد و توانايي هاي بيشتري داشته باشيد چون مي توانيد افکار غالب خود را تغيير دهيد .

 

13- قانون انتخاب

زندگي شما نتيجه ي انتخاب هاي شما تا اين لحظه است .

چون هميشه در انتخاب افکار خود آزاد هستيد ، کنترل کامل زندگي تان و تمامي آنچه برايتان اتفاق مي افتد در دست شماست .

 

14- قانون تفکر مثبت

 براي موفقيت و شادي در تمام جنبه هاي زندگي تفکر مثبت امري ضروري است .

شيوه ي تفکر شما نشان دهنده ي ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

 

15- قانون تغيير

تغيير غير قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژي رو به پيشرفت هدايت مي شود با سرعتي غير قابل قياس با گذشته در حال حرکت است .

کار شما اين است که استاد تغيير باشيد نه قرباني آن .

 

16- قانون کنترل

اين که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر مي کنيد بستگي به اين دارد که فکر مي کنيد تا چه حد زندگي تان را تحت کنترل داريد .

سلامتي ، شادي و عملکرد عالي از طريق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرايط پيرامونتان به وجود مي آيد .

 

17- قانون مسئوليت

هر جا که هستيد و هر چه که هستيد بخاطر آن است که خودتان اينطور خواسته ايد .

مسئوليت کامل آنچه که هستيد ، آنچه که بدست آورده ايد و آنچه که خواهيد داشت بر عهده ي خود شماست .

 

18- قانون پاداش

عالم در نظم  و تعادل کامل به سر مي برد . شما هميشه پاداش کامل اعمالتان را مي گيريد .

هميشه از همان دست که مي دهيد از همان دست مي گيريد . اگر از عالم بيشتر دريافت مي کنيد به اين دليل است که بيشتر مي بخشيد .

 

19- قانون خدمت

پاداش هايي که در زندگي مي گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد .

هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران کار و مطالعه کنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد ، در عرصه هاي مختلف زندگي خود نيز پيشرفت بيشتري به دست مي آوريد .

 

20- قانون تاثير تلاش

همه ي اميدها ، روياها ، هدف ها و آرمان هاي شما در گرو سخت کوشي شماست .

هر چه بيشتر تلاش کنيد ، بخت و اقبال بهتري پيدا مي کنيد .

هيچ راه ميانبري وجود ندارد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:28  توسط ف.م  | 

:::.. 110 قانون موفقيت - بخش نهم




101- قانون فرصت
بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موقعيت هاي پيرامون شماست.
بزرگترين فرصت شما، به احتمال زياد درست پيش پاي شماست، در کار، حرفه، تحصيل، تجربه يا علايق فعلي شما.

102- قانون قابليت
شانس هنگامي رخ مي دهد که آمادگي و موقعيت در يک جا جمع شود.
در هر زمينه اي، هر چقدر توانايي هاي بيشتري داشته باشيد و آنها را بيشتر پرورش دهيد شانس رسيدن به موقعيت هاي مطلوب نيز براي شما بيشتر مي شود.

103- قانون دانش
در هر زمينه اي، شخصي که دانش و مهارت گسترده تري داشته باشد شانس موفقيت بيشتري نسبت به ديگران دارد.
دانش و مهارت گسترده، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر مي کند و در نتيجه فرصت هايش را افزايش ميدهد.

104- قانون پيش فرض ها
پيش فرض هاي نادرست ريشه ي شکست ها هستند. شهامت محک زدن پيش فرض هاي خود را داشته باشيد.
پذيرش اينکه احتمال دارد پيش فرضتان اشتباه باشد، راه را براي يافتن پيش فرض هاي جديد و دگرگوني هاي لازم باز مي کند، چيزهايي که در غير اين صورت بدست نخواهيد آورد.

105- قانون وقت شناسي
وقت شناسي همه چيز است. اگر آمادگي لازم را در خود ايجاد کنيد، زمان مناسب براي شما فرا خواهد رسيد.
" در درياي پر تلاطم زندگي، هميشه مي توان موجي را يافت که اگر با آن حرکت کنيد شما را به ساحل خوشبختي مي رساند." (ويليام شکسپير)

106- قانون انرژي
هر چقدر انرژي و اشتياق بيشتري داشته باشيد، احتمال اينکه موقعيت مناسب را تشخيص دهيد و از آن استفاده کنيد بيشتر مي شود.
بهترين ايده ها و افکار خلاق بعد از مدتي استراحت و آرامش بدست ميآيد.

107- قانون روابط
هر چه افراد بيشتري را بشناسيد که ديد مثبتي نسبت به شما دارند موقعيت هاي بهتري به دست خواهيد آورد.
افرادي که شما را دوست دارند به شما ايده هاي جديدي مي دهند و راه موفقيت را براي شما باز مي کنند.


108- قانون درک ديگران
وقتي از ديد فرد ديگري به موقعيتي نگاه کنيد، اغلب اوقات به ايده و راه حل هايي دست پيدا مي کنيد که قبلا به آنها پي نبرده بوديد.
مرتب از خودتان بپرسيد که مردم به چه نياز دارند و چه مي خواهند و شما چطور مي توانيد نيازها و خواسته هاي آنها را برآورده کنيد.


109- قانون رشد
اگر در حال رشد فکري نيستيد پس داريد در جا مي زنيد. اگر روز به روز بهتر نمي شويد پس داريد بدتر مي شويد.
يادگيري دائمي و رشد مداوم فکري را جزئي از برنامه ي روزانه ي زندگي خود قرار دهيد.

110- قانون تکرار
تمرين و تکرار بهاي بدست آوردن مهارت است. چيزي را که مدام و مرتب تکرار مي کنيد به صورت يک عادت جديد ذهني و عملي در مي آيد.
رشد فکري و احساس رضايت و خشنودي نتيجه ي کنار گذاشتن عادتهاي گذشته و جايگزين کردن تمرين ها و عادت هاي جديد است.




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:26  توسط ف.م  | 

:::.. 110 قانون موفقيت - بخش هشتم




91- قانون بازار
قيمت واقعي هر کالا بهايي است که مشتري حاضر است براي آن کالا در بازار آزاد و رقابتي، که در آن ساير کالاهاي مشابه نيز وجود دارد، بپردازد.
هميشه حق با بازار است.


92- قانون تخصصي کردن
براي موفقيت در تجارت، بايد ابتدا محصول يا خدمات بخصوصي را انتخاب کنيد و سپس تمام توانايي خود را براي انجام کار با بهترين روش به کار گيريد.
يکي از دلايل اصلي شکست در تجارب غير تخصصي کار کردن است.


93- قانون تمايز
در يک بازار رقابتي، محصولات يا خدمات براي کسب موفقيت بايد در نوع خود ويژگي منحصر به فردي داشته باشند تا از ساير محصولات و خدمات مشابه متمايز گردند.
براي رقابت در بازار، برتري کالاي شما بايد قابل توجه و قابل تبليغ کردن باشد و چيزي باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند.


94- قانون تعيين خريدار
موفقيت در تجارت در گرو تعيين گروه هايي است که در بازار، خريدار توليدات يا خدمات شما هستند.
- مشتريان شما دقيقا چه کساني هستند ؟
- کجا هستند ؟
- علت خريد آنها چيست ؟


95- قانون تمرکز بازار
موفقيت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روي مشتريان بخصوصي است که ميتوانند از ويژگي هاي خاص کالا يا خدمتي که ارائه ميدهيد بيشترين استفاده را ببرند.
تعيين و متمرکز کردن تلاش هايتان روي اين گروه خاص و اصلي، رمز سوددهي است.


96- قانون برتري
بازار تنها براي عملکرد برتر، توليدات برتر يا خدمات برتر بهاي عالي ميپردازد.
اولين کار در مديريت، تعيين و بهبود بخشيدن به حوزه اي است که ميتوانيد در آن برتر باشيد.


97- قانون احتمالات
هر رخدادي به ميزان معيني احتمال وقوع دارد. براي افزايش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود، تعداد موارد را افزايش دهيد.
هر چقدر کارهاي بيشتري را به دفعات بيشتر امتحان کنيد، احتمال موفقيت شما نيز بيشتر مي شود.


98- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بيشتري بدانيد که چه مي خواهيد و حاضريد چه اقداماتي براي دستيابي به آن انجام دهيد احتمال موفق شدن و رسيدن به آنچه ميخواهيد بيشتر ميشود.
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطيسي عمل مي کند که اقبال را به سوي شما ميکشد.


99- قانون جذب
شما در زندگي، افراد، ايده ها و موقعيت هايي را به سوي خود جذب مي کنيد که با افکار غالب شما هماهنگ هستند.
هنگامي که اهداف شما از مغناطيس اشتياق شما سر شار شد به چيزي دست پيدا مي کنيد که مردم به آن شـــانس مي گويند.


100- قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشيد که اتفاقات خوب برايتان رخ دهد، ميزان شانس خود را در زندگي افزايش ميدهيد.

هر روزتان را ا اين جمله آغاز کنيد: "ميدانم امروز يک اتفاق عالي برايم ميافتد."




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:25  توسط ف.م  | 

:::.. 110 قانون موفقيت - بخش هفتم




81- قانون خوش بيني نابجا
خوش بيني بيش از حد مانند شمشير دو دم است که ميتواند هم به شکست و هم به موفقيت منجر شود.
در تجارت ، هر کاري دو برابر آنچه فکر مي کنيد هزينه دارد و سه برابر مدت زماني که پيش بيني مي کنيد به طول مي انجامد.

82- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ي کافي ثبات قدم داشته باشيد، بدون ترديد موفق خواهيد شد.
موانعي که در حين کار ظاهر مي شود پلکان موفقيت شما است به شرط آنکه از هر نااميدي و شکستي درس بگيريد.

83- قانون هدف تجارت
هدف اساسي تجارت پيدا کردن و حفظ مشتري است و در هر تجارتي کليه ي فعاليتها بايد بر اين هدف متمرکز باشد.
سود نتيجه ي پيدا کردن و حفظ مشتري با روشي مقرون به صرفه است.

84- قانون سازمان
يک موسسه ي تجاري مرکب از گروهي از افراد است که براي تنها هدف خود که همان پيدا کردن و حفظ مشتري است تشکيل شده است .
وجود هر کدام از کارکنان بايد براي انجام وظايف موسسه ضروري باشد.

85- قانون رضايت مشتري
در تجارت هر کسي مشغول حفظ رضايت مشتري است و هميشه حق با مشتري است.
مشغوليت ذهني تاجران موفق ارائه ي خدمات بهتر به مشتري است.

86- قانون مشتري
مشتري هميشه به دنبال بهترين و بيشترين است با پايين ترين قيمت ممکن.
يک برنامه ريزي خوب تجاري ايجاب مي کند که شما همواره به منافع شخصي مشتري توجه و بر آن تاکيد داشته باشيد.

87- قانون کيفيت
کيفيت آن چيزي است که مشتري مي گويد و مشتري است که در مورد ارزش کالا يا خدمات تصميم مي گيرد.
توانايي شما در افزودن ارزش به محصولات و يا خدمات خود تعيين کننده ي موفقيت شما در بازار است.

88- قانون کهنگي
هر چيزي که مورد استفاده قرار گيرد کهنه خواهد شد.
محصولات يا خدمات امروز بدليل تکنولوژي پويا و رقابت از همان ابتدا در فرآيند کهنه شدن قرار مي گيرد.
معجزه ي جديد يا محصول جديد شما که قرار است به بازار بيايد چيست؟

89- قانون ابتکار
براي شروع راه موفقيت ، داشتن يک ايده ي خوب تنها چيزي است که به آن نياز داريد.
پيشرفت در تجارت نتيجه ي يافتن راههاي سريع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر براي انجام يک کار است.

90- قانون عوامل ضروري موفقيت
هر کار يا تجارتي بيش از پنج تا هشت عامل ضروري براي موفقيت ندارد . اين عوامل، تعيين کننده ي چگونگي عملکرد شما هستند.

کارهايي را که منجر به موفقيت يا شکست شما مي شوند تعيين کنيد و سپس با بهره گيري از اين اطلاعات ، براي داشتن عملکرد بهتر در هر زمينه برنامه ريزي کني




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:25  توسط ف.م  | 

:.. 110 قانون موفقيت - بخش ششم




71- قانون بهره ي مرکب
جمع آوري پول و افزايش دادن آن از طريق بهره ي مرکب، که هم به اصل سرمايه و هم به سود آن تعلق مي گيرد، شما را ثروتمند مي کند.
رمز دست يابي به استقلال مالي از طريق پس انداز اين است که پول را کنار بگذاريد و هرگز به هيچ دليلي به آن دست نزنيد.

72- قانون برآيند
موفقيت مالي بزرگ برآيند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسي ديده يا تحسين نشده باشد.
براي ثروتمند شدن هيچ راه سريع يا آساني وجود ندارد.

73- قانون جذب
جمع آوري پول موجب مي شود که پول بيشتري به سوي شما جذب شود.
در حين جمع آوري پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبديل به چيزي شبيه آهن ربا مي کند، با اين تفاوت که شما پول را به سوي خود جذب مي کنيد.

74- قانون اشتياق
براي ثروتمند شدن بايد اشتياق شديدي براي اين کار داشته باشيد . اشتياقي اندک يا علاقه اي مختصر کافي نيست.
شدت علاقه ي خود را مي توانيد با مشاهده ي فعاليتهاي خود بسنجيد . آيا اين فعاليتها با ثروتمند شدن هماهنگي دارد يا نه؟

75- قانون هدف
قطعيت هدف نقطه ي آغاز ثروتمند شدن است. براي ثروتمند شدن بايد تصميم بگيريد که دقيقا چه مي خواهيد. آن را يادداشت کنيد و سپس براي دست يابي
به آن برنامه ريزي کنيد . تمام مردمان موفق افکارشان را روي کاغذ مي آورند.

76- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروت هاي پايدار از طريق ثروتمند کردن ديگران از راه هاي مختلف بوجود مي آيد.
هر چه بيشتر تمرين کنيد که در بالا بردن کيفيت زندگي ديگران سهيم شويد ثروتمند شدن شما بيشتر تضمين مي شود.

77- قانون کارآفريني
مطمئن ترين راه براي ثروتمند شدن اين است که کار موفقي را براي خود طرح ريزي کنيد و به مرحله ي اجرا درآوريد . هيچکس با کار کردن براي ديگران ثروتمند
نمي شود. توليدات يا خدمات شما کافي است تنها ده درصد بهتر از رقيبانتان باشد تا راه را براي ثروتمند شدن شما هموار کند.

78- قانون خودساختگي
بهترين و مطمئن ترين راه براي راه اندازي يک کار جديد اين است که بدون سرمايه يا با مقدار اندک شروع کنيد ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود
حاصله پيش برويد. کساني که با پول خيلي کم شروع مي کنند در مقايسه با کساني که با پول خيلي زياد شروع مي کنند احتمال موفقيت بيشتري دارند.

79- قانون آمادگي براي شکست
آمادگي شما براي شکست خوردن ، تنها معيار واقعي تمايل شما براي ثروتمند شدن است.
شکست پيش نياز موفقيت بزرگ است . اگر مي خواهيد سريع تر موفق شويد آمادگي شکست خود را دو برابر کنيد.

80- قانون ريسک
در هر کاري ، بين ميزان ريسک پذيري و احتمال شکست رابطه ي مستقيم وجود دارد.
کارآفرينان موفق کساني هستند که براي سود بيشتر خطرات کار را تجزيه تحليل مي کنند و به حداقل مي رسانند.ه مي خواهند و شما چطور مي توانيد نيازها و خواسته هاي آنها را برآورده کنيد.




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:24  توسط ف.م  | 

:::.. 110 قانون موفقيت - بخش پنجم




61- قانون اشتياق
از طرفين معامله ، آنکه از خود اشتياق بيشتري نشان مي دهد امکان کمتري براي بدست آوردن بهترين قيمت دارد .
شما تنها در صورتي مي توانيد معامله را انجام دهيد که بتوانيد در صورت نامطلوب بودن قيمت از خير معامله بگذريد .

62- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفي که به آنها مي کنيد متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتيازات کوچک مي توانيد در عوض امتيازات بزرگتري بدست آوريد .

63- قانون عدم ختم معامله
هيچ معامله اي تمام شده نيست . اگر اطلاعات جديدي بدست آورديد که باعث شد از شرايط معامله راضي نباشيد از طرف ديگر معامله بررسي مجدد شرايط را تقاضا کنيد .

64- قانون وفور نعمت
ما در جهاني سرشار از نعمت زندگي مي کنيم ، جهاني که در آن گنجينه ي عظيمي از ثروت براي تمام کساني که طالب آن هستند وجود دارد .
براي دستيابي به استقلال مالي همين امروز براي افزايش ثروت خود تصميم بگيريد و سپس همان کاري را انجام دهيد که ديگران پيش از شما براي رسيدن به همين هدف انجام داده اند .

65- قانون معاوضه
پول وسيله ي معاوضه ي خدمات و توليدات يک نفر است با خدمات و توليدات شخص ديگر .
ميزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشي است که ديگران براي کار شما قائل هستند .

66- قانون سرمايه
سرمايه عبارت از دارايي هايي است که مي توان براي توليد پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترين دارايي شما توانايي کسب درآمد است .
منابع جسماني ، ذهني و عقلاني شما که مرتبا در حال رشد و تغيير است سرمايه ي شخصي شماست .

67- قانون پس انداز
هميشه اول از همه حق خودتان را بدهيد . آزادي مالي از آن کساني است که هميشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز مي کنند .
اگر نمي توانيد پول پس انداز کنيد ، استعداد ثروتمند شدن نداريد .

68- قانون نگهداري
اينکه چقدر درآمد داريم مهم نيست ، بلکه نکته ي مهم اينست که چه مقدار از آن را مي توانيد نگه داريد .
افراد موفق وقتي که درآمد خوبي دارند پس انداز مي کنند و در نتيجه وقتي درآمد کمي دارند پشت گرمي مالي دارند.

69- قانون پارکينسون
مخارج معمولا آنقدر افزايش پيدا مي کند تا اينکه به ميزان درآمد برسد.به همين دليل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگي فقير هستند.
براي اينکه ثروتمند شويد بايد مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقيمانده را پس انداز کنيد.

70- قانون سرمايه گذاري
قبل از سرمايه گذاري تحقيقات لازم را به عمل آوريد.هنگامي که مشغول انجام تحقيقات مقدماتي براي سرمايه گذاري هستيد وقت کافي صرف اين کار کنيد،
درست همانطور که پس از سرمايه گذاري براي پول درآوردن وقت صرف مي کنيد. هرگز خود را بطور ناگهاني درگير يک سرمايه گذاري غير قابل برگشت نکنيد.




+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 20:24  توسط ف.م  | 

مطالب قدیمی‌تر